شکل نوشتاری دیگر این لغت: font
انگلیسی بریتانیایی کامپیوتر فونت، قلم (مجموعهای از حروف و نمادها در یک طرح و اندازهی خاص)
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی کامپیوتر
Which font do you recommend for a professional resume?
برای یک رزومهی حرفهای چه فونتی را پیشنهاد میکنید؟
I can't read the text because the font size is too small.
نمیتوانم متن را بخوانم چون اندازهی فونت خیلی کوچک است.
She installed a new font that supports Persian characters.
او یک فونت جدید نصب کرد که از حروف فارسی پشتیبانی میکند.
You can download free fonts from several websites.
میتوانی فونتهای رایگان را از چندین وبسایت دانلود کنی.
سرچشمه، منبع، منشاء، مبدأ، خاستگاه
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
She was a fount of wisdom for her students.
او برای شاگردانش سرچشمهی حکمت بود.
Folklore is a fount of cultural identity for the community.
داستانهای عامیانه منشاء هویت فرهنگی برای جامعه هستند.
That mountain spring is the fount of the river.
آن چشمهی کوهستانی، خاستگاه رودخانه است.
His poems are a fount of inspiration for young writers.
اشعار او سرچشمهی الهام برای نویسندگان جوان است.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «fount» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۴ مرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/fount