آیکن بنر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

کوییز فوتبالی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • Idioms
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۶ آذر ۱۴۰۳

      Case

      keɪs keɪs

      گذشته‌ی ساده:

      cased

      شکل سوم:

      cased

      سوم‌شخص مفرد:

      cases

      وجه وصفی حال:

      casing

      شکل جمع:

      cases

      معنی case | جمله با case

      noun countable B1

      مورد

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی متوسط

      مشاهده
      CEFR
      سطح واقعی لغات انگلیسیت رو بدون! تست رایگان · ۳۰ سوال · نتیجه فوری
      شروع تست

      We saw numerous cases of carelessness with our own eyes.

      ما موارد متعدد از بی‌دقتی را به چشم خود دیدیم.

      We make motors that work as well as, and in some cases better than, foreign motors.

      ما موتورهایی می‌سازیم که به‌خوبی و در مواردی بهتر از موتورهای خارجی کار می‌کنند.

      noun countable B2

      پرونده

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      فست دیکشنری در ایکس

      The court dealt with five cases of armed robbery.

      دادگاه به پنج پرونده (مورد) سرقت مسلحانه رسیدگی کرد.

      The police were called to investigate the case of a missing child.

      پلیس برای بررسی پرونده‌ی کودک گم‌شده فراخوانده شد.

      noun countable A2

      محفظه، جلد، جا

      He carefully placed the fragile artifact in a glass case.

      او این مصنوع شکستنی را با دقت در محفظه شیشه‌ای قرار داد.

      She put the scissors in a leather case.

      قیچی را در جلد (یا غلاف) چرمی گذاشت.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      a watchcase

      جلد ساعت

      noun countable

      انگلیسی بریتانیایی سفر چمدان

      case, چمدان
      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی سفر

      مشاهده

      I packed all my clothes and essentials into the sturdy travel case.

      تمام لباس‌ها و وسایل ضروری‌اش را در چمدان مسافرتی محکم گذاشت.

      The airport security asked me to open my case for inspection.

      حراست فرودگاه از من خواست که چمدانم را برای بازرسی باز کنم.

      noun countable

      جعبه (شراب و غیره)

      I bought a case of champagne for the party.

      من جعبه شامپاین برای مهمانی خریدم.

      The waiter brought a case of red wine to our table.

      پیشخدمت یک جعبه شراب قرمز سر میز ما آورد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      A case of wine usually contains twelve bottles.

      یک جعبه‌ی شراب به‌طور معمول حاوی دوازه بطری است.

      noun singular C2

      استدلال

      The case against electronic cigarette advertising is becoming stronger.

      استدلال علیه تبلیغات سیگار الکترونیکی در حال قوی‌تر شدن است.

      They made out a case for a reduction in atomic armaments.

      آنان در جانب‌داری از کاهش تسلیحات اتمی استدلال کردند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      It is clear that there's a good case against bringing in new regulations.

      واضح است که استدلال خوبی علیه وضع مقررات جدید وجود دارد.

      noun countable uncountable

      حالت

      English language has only three cases: nominative, genitive, and accusative.

      زبان انگلیسی فقط سه حالت دارد: فاعلی، اضافه و مفعولی.

      Nouns in Kurmanji are declined in four cases.

      اسامی در [کُردی] کُرمانجی چهار حالت دارند.

      noun countable uncountable

      شکل (اشاره به حروف بزرگ یا کوچک در نوشتار)

      Please print your email address in lower-case letters to avoid any confusion.

      لطفا آدرس ایمیل خود را با حروف کوچک چاپ کنید تا از هرگونه سردرگمی جلوگیری شود.

      The book's title was written in bold upper-case letters on the cover.

      عنوان کتاب با حروف بزرگ و درشت روی جلد نوشته شده بود.

      noun

      وضع، وضعیت

      The teacher discussed the student's case with his parents.

      معلم وضع شاگرد را با والدینش در میان گذاشت.

      She sought therapy for her case of anxiety.

      او به دنبال درمان برای وضعیت اضطراب خود بود.

      noun countable

      پزشکی مورد (بیماری)

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی پزشکی

      مشاهده

      ten cases of pneumonia

      ده مورد (بیماری) سینه‌پهلو

      The emergency room was filled with various trauma cases.

      اورژانس پر از موارد مختلف تروما بود.

      noun countable

      پزشکی بیمار

      one of Dr. Bahmani's new cases

      یکی از بیماران جدید دکتر بهمنی

      The number of Dr. Taylor's cases has been increasing steadily.

      تعداد بیماران دکتر تیلور پیوسته در حال افزایش است.

      noun countable

      آدم عجیب‌وغریب

      My neighbor is a case, always makes us laugh.

      همسایه‌م یه آدم عجیب‌و‌غریبه، همیشه باعث خنده‌ی ما می‌شه.

      Everyone knew him as a case.

      همه او را به‌عنوان آدم عجیب‌وغریبی می‌شناختند.

      noun countable

      جفت

      He inherited a case of pistols from his grandfather.

      او یک جفت تپانچه را از پدربزرگش به ارث برده است.

      He forgot to pack a case of shoes for his trip.

      او فراموش کرده بود برای سفرش یک جفت کفش ببندد.

      noun countable

      گارسه (در چاپ)

      It took hours to find the specific letter in the case.

      ساعت‌ها طول کشید تا آن حرف خاص در گارسه پیدا شود.

      The case was organized alphabetically.

      گارسه براساس حروف الفبا مرتب شد.

      noun countable

      چارچوب (در و پنجره)

      The hinge on the window case was broken.

      لولای چارچوب پنجره شکسته بود.

      They painted the door case.

      چارچوب در را رنگ کردند.

      verb - transitive

      در محفظه یا صندوق یا جعبه گذاشتن

      Please case the china dishes.

      لطفاً ظروف چینی را در جعبه بگذارید.

      I will case the artwork to preserve its quality.

      این اثر هنری را در محفظه خواهم گذاشت تا کیفیت آن حفظ شود.

      verb - transitive

      پوشاندن، روکش کردن (با چیزی)

      The workers were instructed to case the new highway tunnels with reinforced concrete.

      به کارگران دستور داده شد تونل‌های بزرگراه جدید را با بتن آرمه بپوشانند.

      It is essential to case the underground sewage pipes with resistant materials to prevent leaks.

      برای جلوگیری از نشتی، روکش کردن لوله‌های فاضلاب زیرزمینی با مواد مقاوم ضروری است.

      verb - transitive

      پاییدن، تحت‌نظر گرفتن (به‌ویژه به‌منظور سرقت)

      The burglars had been casing his house for a few nights before the robbery.

      دزدان از چند شب پیش از سرقت خانه‌ی او را می‌پاییدند.

      The thief cased the bank for days.

      دزد چندین روز بانک را تحت‌نظر گرفت.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد case

      1. noun container; items in container
        Synonyms:
        box bag container receptacle holder cover covering wrapper wrapping shell jacket envelope folder wallet basket bin tray chest safe trunk suitcase carton crate casing capsule canister drawer chamber compact grip sheath scabbard caddy coffer chassis crate crating crib integument casket caisson cartridge baggage
      1. noun circumstance, conditions
        Synonyms:
        situation state condition position circumstance event fact incident occurrence problem predicament dilemma crisis plight status contingency context quandary eventuality
      1. noun example
        Synonyms:
        example instance illustration sample specimen representative occurrence occasion exemplification case history
      1. verb check something in detail
        Synonyms:
        check examine inspect study scrutinize check out check over check up canvass view

      Collocations

      as the case may be (or whatever the case may be)

      در هر صورت، در هر حال، به هر وجه

      case analysis

      (روان شناسی) سرگذشت کاوی، تحلیل وضع

      case history

      خلاصه پرونده، شرح حال

      case study

      مطالعه‌ی موردی، بررسی موردی

      in any case

      به هر حال، در هرحال، به هر‌صورت

      به هرحال، در هر صورت، هرچه که باشد

      Collocations بیشتر

      in case

      اگر، مبادا، چنانچه

      in case of

      در صورت، اگر، در صورتی که

      cartridge case

      پوکه‌ی فشنگ، پوکه

      pencil case

      جامدادی

      Idioms

      get on (or off) someone's case

      (عامیانه) در کار دیگری دخالت کردن (یا نکردن)

      make a case (or make out a case)

      قویا استدلال کردن، دلیل و برهان آوردن

      make one's case

      با دلیل و برهان ثابت کردن، به سود خود استدلال کردن

      سوال‌های رایج case

      معنی case به فارسی چی میشه؟

      "Case" یک واژه چندمعنایی در زبان انگلیسی است که بسته به زمینه‌های مختلف، معانی و کاربردهای متفاوتی دارد. در اینجا به بررسی معانی مختلف "case" و نکات جالب آن می‌پردازیم.

      معنی اصلی و عمومی "case":

      در معنای عمومی، "case" به معنی "مورد" یا "وضعیت" است. به عنوان مثال، در جملاتی مانند "در این مورد، ما باید تصمیم بگیریم" از این واژه استفاده می‌شود. این کاربرد در زمینه‌های مختلفی همچون پزشکی، حقوق، تحقیقات و غیره دیده می‌شود.

      استفاده در حقوق:

      در دنیای حقوق، "case" به پرونده‌های قضایی اشاره دارد. هر پرونده‌ای که در دادگاه مطرح می‌شود، به عنوان یک "case" شناخته می‌شود. این واژه در عبارات مختلفی مانند "legal case" (پرونده حقوقی) یا "court case" (پرونده دادگاه) کاربرد دارد. در این زمینه، تحلیل و بررسی "case" می‌تواند به درک بهتر قوانین و رویه‌های قضایی کمک کند.

      استفاده در زبان‌شناسی:

      در زبان‌شناسی، "case" به نوعی از ساختارهای دستوری اشاره دارد که رابطه بین اسم‌ها و دیگر اجزای جمله را مشخص می‌کند. به عنوان مثال، در زبان‌های مختلف، انواع مختلفی از "case" وجود دارد مانند "nominative" (فعل) و "accusative" (مفعول) که هر کدام وظایف خاصی در جمله دارند.

      استفاده در علوم کامپیوتر:

      در علوم کامپیوتر، "case" به حالت‌ها یا سناریوهای مختلف در برنامه‌نویسی اشاره دارد. به عنوان مثال، در زبان‌های برنامه‌نویسی، "switch case" یک ساختار کنترلی است که به برنامه‌نویس اجازه می‌دهد بر اساس مقدار یک متغیر، جریان برنامه را تغییر دهد.

      استفاده در پزشکی:

      در زمینه پزشکی، "case" به یک بیمار خاص یا وضعیت پزشکی او اشاره دارد. برای مثال، "case study" (مطالعه موردی) به بررسی دقیق یک بیمار یا یک وضعیت خاص پزشکی می‌پردازد تا اطلاعات بیشتری در مورد بیماری یا درمان آن به دست آید.

      نکات جالب درباره "case":

      - تاریخچه واژه: واژه "case" از زبان لاتین "casus" به معنای "افتادن" یا "رویداد" گرفته شده است. این نشان‌دهنده این است که هر "case" می‌تواند یک رویداد خاص باشد که نیاز به بررسی دارد.

      - کاربردهای متنوع: "case" در زبان انگلیسی به قدری کاربردی است که می‌تواند در زمینه‌های مختلف از جمله ادبیات، فلسفه، روانشناسی و... مورد استفاده قرار گیرد.

      - تفاوت‌های فرهنگی: در برخی فرهنگ‌ها، اصطلاحات خاصی برای "case" وجود دارد که نشان‌دهنده اهمیت آن در آن فرهنگ خاص است. برای مثال، در فرهنگ‌های شرقی، بررسی "case" به معنای تحلیل عمیق‌تر وضعیت‌ها و شرایط است.

      گذشته‌ی ساده case چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده case در زبان انگلیسی cased است.

      شکل سوم case چی میشه؟

      شکل سوم case در زبان انگلیسی cased است.

      شکل جمع case چی میشه؟

      شکل جمع case در زبان انگلیسی cases است.

      وجه وصفی حال case چی میشه؟

      وجه وصفی حال case در زبان انگلیسی casing است.

      سوم‌شخص مفرد case چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد case در زبان انگلیسی cases است.

      ارجاع به لغت case

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «case» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۵ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/case

      لغات نزدیک case

      • - cascara sagrada
      • - cascarilla
      • - case
      • - case analysis
      • - case history
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      volume vivisect visa vina vicariously vibraphone verbiage potent velázquez urbanization urawa upscale up-to-date unseen unsolved میخ کوبیدن ناخن‌کار ناخوانا نامعلوم نامدار ناهمواری ناواضح نخل پزشک یار چشم‌انداز چشم‌به‌راه چندش‌آور چندین دفعه چه طور چهره
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.