گذشتهی ساده:
boxedشکل سوم:
boxedسومشخص مفرد:
boxesوجه وصفی حال:
boxingشکل جمع:
boxesجعبه، کارتن
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی کاربردی فوق متوسط
We packed the kitchen dishes in large cardboard boxes for the move.
برای اسبابکشی، ظرفهای آشپزخانه را داخل کارتنهای بزرگ بستهبندی کردیم.
The gift came in a small decorative box with a tight-fitting lid.
هدیه، داخل جعبهی کوچک تزیینی با دری محکم فرستاده شد.
We need somebody to box all these apples.
نیاز به کسی داریم که همهی این سیبها را در جعبه بریزد.
a cardboard box
جعبهی مقوایی
suggestion box
جعبهی پیشنهادات
a box full of clothes
صندوقی پر از لباس
letter box
(انگلیس) صندوق پست
gear box
جعبه دنده
جعبه، بسته، کارتن (به همراه محتویاتش)، محتویات جعبه
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
We need somebody to empty these boxes.
نیاز به کسی داریم که (محتوای) این جعبهها را خالی کند.
Apples are sold by the box.
سیب را جعبهای میفروشند.
a box of matches
یک قوطی کبریت
انگلیسی بریتانیایی ورزش کاپ محافظ (محافظ اندام تناسلی مردانه)
در انگلیسی آمریکایی از cup استفاده میشود.
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی ورزش
In contact sports, wearing a box is essential to prevent serious injuries.
در ورزشهای پربرخورد، پوشیدن کاپ محافظ برای جلوگیری از آسیبهای جدی ضروری است.
The new model of the box is lighter but still provides strong protection.
مدل جدید کاپ محافظ سبکتر است اما همچنان محافظت بالایی ارائه میدهد.
خانه (فرم)، کادر، مربع، باکس، محدودهی خطکشیشده
Each candidate should sign their name in the rectangular box next to the question.
هر داوطلب باید نام خود را در مربع کنار سؤال امضا کند.
Drivers must stop only within the yellow box marked at the intersection.
رانندگان باید فقط داخل محدودهی زرد مشخصشده در تقاطع توقف کنند.
فوتبال محوطهی جریمه
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی فوتبال
Several players were waiting in the box for the corner kick.
چند بازیکن برای ضربهی کرنر، داخل محوطهی جریمه منتظر بودند.
The goalkeeper rushed out of the box to clear the ball.
دروازهبان برای دور کردن توپ از محوطهی جریمه خارج شد.
ورزش باکس دفاعی (منطقهی مقابل توپ در فوتبال آمریکایی)
With only five players in the box, the defense looked vulnerable to a running attack.
با تنها پنج بازیکن در باکس، خط دفاع در برابر حملهی زمینی آسیبپذیر به نظر میرسید.
The coach told the team to crowd the box on third down to prevent a short gain.
مربی به اعضای تیم دستور داد در دان سوم، باکس را شلوغ کنند تا از پیشروی جلوگیری شود.
انگلیسی آمریکایی راهنمایی و رانندگی خطوط شطرنجی
در انگلیسی بریتانیایی از box junction استفاده میشود.
You should not stop inside the yellow box unless the road ahead is completely clear.
نباید داخل خطوط شطرنجی توقف کنید؛ مگر اینکه مسیر جلوی شما کاملاً باز باشد.
Always make sure there is enough space beyond the box before you enter it.
قبلاز ورود به خطوط شطرنجی، همیشه مطمئن شوید که در آنسوی آن فضای کافی وجود دارد.
اتاقک، باکس (فضایی کوچک با دیوار)
The cat likes sleeping in a warm box under the stairs.
گربه دوست دارد در اتاقک گرمی، زیر پلهها بخوابد.
The office provided each employee with a work box separated by thin walls.
اداره برای هر کارمند، باکس کاری با دیوارهای نازک در نظر گرفته بود.
a jury box
جایگاه هیئت داوران (در دادگاه)
اتاقک تماشاگران، جایگاه
From the upper box, we had an excellent view of the entire theatre.
از جایگاه بالایی، نمای بسیار خوبی از تمام سالن تئاتر داشتیم.
The coach stood in the technical box at the side of the field, giving instructions to the players.
مربی در اتاقک فنی کنار زمین ایستاده بود و به بازیکنان دستور میداد.
a box seat
صندلی لژ
a press box
جایگاه یا لژ خبرنگاران
انگلیسی بریتانیایی (the box) تلویزیون
She first became famous after appearing on the box in a popular drama series.
بعداز حضور در تلویزیون و بازی در سریالی پرطرفدار، مشهور شد.
They decided to turn off the box and talk instead.
آنها تصمیم گرفتند تلویزیون را خاموش کنند و بهجایش صحبت کنند.
صندوق پستی
همچنین میتوان از PO box استفاده کرد.
All applications must be sent to the post office box listed on the form.
تمام درخواستها باید به صندوق پستی مندرج در فرم ارسال شوند.
You can pick up your letters from the box at any time during office hours.
میتوانید نامههای خود را درطول ساعات کاری از صندوق پستی دریافت کنید.
گیاهشناسی شمشاد (درختچهی همیشهسبز)
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی گیاهشناسی
She planted a box hedge along the garden wall to create privacy.
او یک ردیف شمشاد در کنار دیوار باغ کاشت تا حریم خصوصی ایجاد کند.
Box is ideal for topiary because its leaves stay green year-round.
شمشاد برای طراحیهای تزیینی بسیار مناسب است زیرا برگهایش در تمام سال سبز میماند.
بسکتبال ورزش باکس (منطقهی چهارگوش زیر سبد)
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی بسکتبال
Rebounding is easier if you position yourself correctly in the box.
اگر خود را درست در باکس قرار دهید، گرفتن ریباند راحتتر است.
She scored easily from the box after receiving a perfect feed.
پساز دریافت پاس دقیق، بهراحتی از باکس گل زد.
ورزش مشتزنی کردن، مسابقهی بوکس دادن، مبارزه کردن در بوکس
When I was young, I used to box.
در جوانی مشتزنی میکردم.
Many young athletes dream of boxing professionally one day.
بسیاری از ورزشکاران جوان رؤیای این را دارند که روزی بهصورت حرفهای مبارزهی بوکس کنند.
در جعبه گذاشتن
همچنین میتوان از box up استفاده کرد.
He carefully boxed the fragile glassware to prevent breakage.
او ظروف شیشهای شکننده را با دقت در جعبه گذاشت تا نشکنند.
We need to box up these books before the library closes for renovation.
قبلاز اینکه کتابخانه برای نوسازی تعطیل شود، باید این کتابها را در جعبه بگذاریم.
صندوق آرا، جعبهی آرا
جعبه یا بدنهی دوربین
(انگلیس) گاوصندوق، صندوق آهنین
صندوق آهنین (که اسناد و مدارک گرانبها را در آن نگه میدارند)
(انگلیس) صندوقی فلزی که نامههای رسمی و مهم را در آن حمل میکنند، جعبهی گزارشها
جعبهی بازآوا، جعبهی پژواک
فیلم پرفروش گیشه
سی و دو مکان قطبنما را نام بردن، یک دور کامل زدن
(عامیانه) گرفتار معما، در اشکال، درگیر
خارجاز چهارچوب فکر کردن، از زوایای جدید نگریستن، خلاقانه فکر کردن، محدودیتهای فکری را کنار زدن
(امریکا ـ بیسبال) با بردن مکرر موجب فراخوانی pitcher تیم حریف شدن
کلمه "box" در زبان انگلیسی به معنای "جعبه" است و کاربردهای متعددی دارد که میتواند در زمینههای مختلف مورد استفاده قرار گیرد. در ادامه به بررسی معانی، کاربردها و نکات جالب درباره این کلمه میپردازیم.
معانی و کاربردها
1. جعبه فیزیکی: این معنی اصلی واژه "box" است. جعبهها معمولاً از مواد مختلفی مانند مقوا، چوب یا پلاستیک ساخته میشوند و برای ذخیرهسازی، حمل و نقل یا محافظت از اشیاء به کار میروند. جعبهها در اندازهها و اشکال مختلف وجود دارند.
2. ورزش بوکس: "Box" همچنین به ورزش بوکس نیز اشاره دارد. بوکس یک ورزش رزمی است که در آن دو نفر با دستکشهای مخصوص به مبارزه میپردازند. این ورزش به تقویت بدنی و استقامت کمک میکند و در سطح حرفهای و آماتور برگزار میشود.
3. محصور کردن یا محدود کردن: در برخی زمینهها، "box" به معنای محدود کردن یا محصور کردن چیزی به کار میرود. به عنوان مثال، در برنامهنویسی، "boxing" به عملی اشاره دارد که نوعی داده را در یک شیء قرار میدهد.
4. جعبه انتخاب: در نرمافزارها و وبسایتها، "box" میتواند به جعبههای انتخاب (checkbox) اشاره داشته باشد که به کاربر اجازه میدهد گزینههایی را انتخاب کند.
5. مفاهیم مجازی: در دنیای دیجیتال، "box" میتواند به مفاهیم مجازی مانند فضای ذخیرهسازی ابری (cloud storage) اشاره کند که در آن اطلاعات در "جعبههایی" در فضای اینترنت ذخیره میشوند.
نکات جالب
- ریشه واژه: واژه "box" از زبان لاتین "buxus" به معنای درختی به نام "باکس" گرفته شده است، که چوب آن برای ساخت جعبهها به کار میرفته است.
- استفادههای فرهنگی: "Box" در هنر و ادبیات نیز حضور دارد. به عنوان مثال، جعبههای معما (puzzle boxes) در داستانهای مختلف به عنوان نماد راز و رمز استفاده میشوند.
- جعبههای موسیقی: "Music box" یا جعبه موسیقی یکی از اشیاء محبوب است که با چرخاندن کلید، ملودیهای زیبا تولید میکند و معمولاً به عنوان هدیه یا یادگاری استفاده میشود.
- جعبههای خاطرات: در بسیاری از فرهنگها، مردم جعبههایی برای نگهداری یادگاریها و خاطرات خود دارند که به آنها "جعبه خاطرات" میگویند. این جعبهها میتوانند شامل عکسها، نامهها و اشیاء با ارزش عاطفی باشند.
- جعبههای سحر و جادو: در نمایشهای جادوگری، جعبهها به عنوان ابزارهایی برای انجام ترفندهای جادویی به کار میروند. جادوگران معمولاً از جعبهها برای ناپدید کردن یا تبدیل اشیاء استفاده میکنند.
گذشتهی ساده box در زبان انگلیسی boxed است.
شکل سوم box در زبان انگلیسی boxed است.
شکل جمع box در زبان انگلیسی boxes است.
وجه وصفی حال box در زبان انگلیسی boxing است.
سومشخص مفرد box در زبان انگلیسی boxes است.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «box» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۶ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/box