آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Phrasal verbs
    • Collocations
    • Idioms
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۵ شهریور ۱۴۰۳

      Mix

      mɪks mɪks

      گذشته‌ی ساده:

      mixed

      شکل سوم:

      mixed

      سوم‌شخص مفرد:

      mixes

      وجه وصفی حال:

      mixing

      شکل جمع:

      mixes

      معنی mix | جمله با mix

      verb - transitive A2

      غذا و آشپزی درآمیختن، آمیختن، مخلوط کردن، ترکیب کردن، قاتی کردن، درهم کردن، آشوردن، سرشتن

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی غذا و آشپزی

      مشاهده

      Oil and water do not mix.

      روغن و آب درآمیخته نمی‌شود.

      to mix sugar, flour, and eggs

      شکر و آرد و تخم مرغ را مخلوط کردن

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      to mix work and play

      کار و بازی را با هم قاطی کردن

      to mix boys and girls in school

      پسران و دختران را در مدرسه مختلط کردن

      to mix with other people

      با اشخاص دیگر محشور بودن

      Mix blue and yellow paint to make green.

      برای ساختن رنگ سبز، رنگ آبی را با زرد بیامیز.

      to mix a cocktail

      کوکتل درست کردن

      cement mix

      سمنت آمیخته (و آماده‌ی مصرف)

      Everything is in a mix.

      همه‌چیز آشفته است.

      Do you take your vodka straight or with a mix?

      آیا ودکای خود را خالص می‌خورید یا با چیزی؟

      There was a strange mix of people at the party.

      آمیزه‌ی عجیب و غریبی از اشخاص در مهمانی جمع شده بودند.

      verb - intransitive

      مخلوط شدن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      نرم افزار آی او اس فست دیکشنری
      noun

      غذا و آشپزی آمیزه، مخلوط، اختلاط

      a cake mix

      آمیزه‌ی کیک، مخلوط کیک

      noun

      عمل آمیختن، آمیزش

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد mix

      1. noun assortment, combination
        Synonyms:
        combination blend mixture compound union amalgamation composite mingling fusion variety medley cross hodgepodge jumble miscellany concoction commixture mélange stew potpourri mash brew hybrid mosaic package association goulash grab bag soup batch dough alloy admixture assimilation merger infiltration patchwork combo crossing hybridization batter amalgam interfusion mixed bag mishmash transfusion salmagundi confection conglomeration saturation incorporation adulteration
        Antonyms:
        separation division disconnection
      1. verb combine, join
        Synonyms:
        unite join blend merge link incorporate associate fuse compound mingle put together admix commingle mix up amalgamate synthesize knead intermingle embody alloy weave conjoin infiltrate suffuse instill infuse saturate lump stir commix braid interweave tangle make up transfuse hybridize cross interbreed coalesce jumble adulterate work in
        Antonyms:
        separate divide remove disconnect detach unmix sever
      1. verb socialize
        Synonyms:
        associate mingle hang out get along join come together consort hobnob
        Antonyms:
        separate dissociate segregate disengage

      Phrasal verbs

      mix up

      (با هم) اشتباه گرفتن

      گیج کردن (کسی)

      به‌ هم ریختن، درهم‌برهم کردن، آشفته کردن، قاتی‌پاتی کردن یا شدن، نامنظم کردن

      Collocations

      mix and match

      ست کردن اجزای مختلف با یکدیگر، ترکیب و هماهنگ کردن اجزای مختلف با هم

      Idioms

      mix and match

      ست کردن اجزای مختلف با یکدیگر، ترکیب و هماهنگ کردن اجزای مختلف با هم

      لغات هم‌خانواده mix

      noun
      mix, mixer, mixture
      adjective
      mixed
      verb - transitive
      mix

      سوال‌های رایج mix

      گذشته‌ی ساده mix چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده mix در زبان انگلیسی mixed است.

      شکل سوم mix چی میشه؟

      شکل سوم mix در زبان انگلیسی mixed است.

      شکل جمع mix چی میشه؟

      شکل جمع mix در زبان انگلیسی mixes است.

      وجه وصفی حال mix چی میشه؟

      وجه وصفی حال mix در زبان انگلیسی mixing است.

      سوم‌شخص مفرد mix چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد mix در زبان انگلیسی mixes است.

      ارجاع به لغت mix

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «mix» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۷ اسفند ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/mix

      لغات نزدیک mix

      • - mittimus
      • - mitzvah
      • - mix
      • - mix and match
      • - mix up
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      hand come out variant crook excess biological equalizer Americano equation Hispanic admissible algonquian allethrin amputator anti-tourism رفع خستگی کردن رنگارنگ رنگ‌کار روال جنت حافظه حر خستگی دل بستن دل کندن دوران نوزیستی ژرف‌کاو جناغ پیاده شدن ترحیمی
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.