گذشتهی ساده:
mergedشکل سوم:
mergedسومشخص مفرد:
mergesوجه وصفی حال:
mergingشکل جمع:
mergesادغام کردن یا شدن، یکی کردن یا شدن، ترکیب کردن یا شدن، تلفیق کردن یا شدن، در هم آمیختن، به هم پیوستن
They plan to merge their companies.
آنان در نظر دارند شرکتهای خود را ادغام کنند.
The two colors merged and became dark green.
آن دو رنگ در هم آمیختند و تبدیل به سبز پررنگ شد.
انگلیسی آمریکایی وارد شدن، ملحق شدن (به ترافیک)
در انگلیسی بریتانیایی معمولاً از filter in استفاده میشود.
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
During peak hours, drivers must merge carefully onto the congested highway to avoid collisions.
در ساعات اوج ترافیک، رانندگان باید با احتیاط به بزرگراه شلوغ وارد شوند تا از تصادف جلوگیری کنند.
Research on driver behavior shows that early signaling helps slower vehicles merge safely into busy lanes.
تحقیقات دربارهی رفتار راننده نشان میدهد که اعلام زودهنگام کمک میکند خودروهای کندتر بهطور ایمن به خطوط شلوغ ملحق شوند.
Two streams of traffic merged to form a gigantic "y".
دو مسیر ترافیک به هم ملحق شدند و یک «Y» غولپیکر را تشکیل دادند.
محو شدن
Over generations, the minority language slowly merged into the dominant tongue, leaving few native speakers.
در طول نسلها، زبان اقلیت بهتدریج در زبان غالب محو شد و شمار اندکی از گویشوران بومی باقی ماندند.
When artists layered translucent paints, the edges of earlier strokes would merge into the new color, becoming indistinguishable.
وقتی هنرمندان رنگهای شفاف را لایهلایه میزدند، لبههای ضربههای قبلی در رنگ جدید محو میشدند و غیرقابل تشخیص میشدند.
During the fog, the coastline seemed to merge with the sea, making navigation risky.
در مه، خط ساحلی بهنظر میرسید که با دریا محو میشود و این امر ناوبری را خطرناک میکرد.
قدیمی غرق کردن، غوطهور کردن، فرو بردن
In the coastal erosion study, engineers merge the monitoring buoys in seawater during storms to test their stability.
در مطالعهی فرسایش ساحلی، مهندسان شناورهای پایش را هنگام طوفانها در آب دریا غوطهور میکنند تا پایداری آنها را آزمایش کنند.
To simulate subduction, the demonstrator will merge the model slab in a glycerin bath during the lecture.
برای شبیهسازی فرورانش، نمایشدهنده صفحهی مدل را در وان گلیسرین در طول جلسهی درس فرو خواهد برد.
گذشتهی ساده merge در زبان انگلیسی merged است.
شکل سوم merge در زبان انگلیسی merged است.
شکل جمع merge در زبان انگلیسی merges است.
وجه وصفی حال merge در زبان انگلیسی merging است.
سومشخص مفرد merge در زبان انگلیسی merges است.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «merge» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/merge