ترجمه و بهبود متون فارسی و انگلیسی با استفاده از هوش مصنوعی (AI)

Conglomerate

kənˈɡlɑːmərət kənˈɡlɑːmərət kənˈɡlɒmərət kənˈɡlɒmərət
آخرین به‌روزرسانی:
|
  • گذشته‌ی ساده:

    conglomerated
  • شکل سوم:

    conglomerated
  • سوم شخص مفرد:

    conglomerates
  • وجه وصفی حال:

    conglomerating
  • شکل جمع:

    conglomerates
  • صفت تفضیلی:

    more conglomerate
  • صفت عالی:

    most conglomerate

توضیحات

همچنین می‌توان از puddingstone به‌ جای conglomerate استفاده کرد.

معنی و نمونه‌جمله‌ها

  • noun adjective adverb
    اختلاط، کلوخه شده، گرد شدن، جوش سنگ
    • - People conglomerate around his statue.
    • - مردم دور مجسمه‌ی او جمع شدند.
    • - English is a conglomerate language.
    • - انگلیسی زبانی متنوع است.
    • - a pharmaceutical conglomerate
    • - یک مجتمع تولید دارو
پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد conglomerate

  1. adjective composite
    Synonyms: amassed, assorted, blended, clustered, heterogeneous, indiscriminate, massed, melded, miscellaneous, mixed, motley, multifarious, promiscuous, varied, variegated
    Antonyms: individual, separate, single
  2. noun composite organization
    Synonyms: agglomerate, agglomeration, aggregate, aggregation, cartel, chain, combine, conglomeration, group, multinational, pool, syndicate, trust

ارجاع به لغت conglomerate

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «conglomerate» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۹ تیر ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/conglomerate

لغات نزدیک conglomerate

پیشنهاد بهبود معانی