Varied

ˈverɪd ˈveərid
آخرین به‌روزرسانی:
|
  • سوم شخص مفرد:

    varies
  • وجه وصفی حال:

    varying

معنی و نمونه‌جمله‌ها

  • B2
    دارای رنگ‌های گوناگون، رنگارنگ، گوناگون، متنوع
    • - varied scenery
    • - مناظر متنوع
    • - students with varied nationalities and backgrounds
    • - دانشجویانی با ملیت‌ها و سوابق گوناگون
پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد varied

  1. adjective different
    Synonyms: assorted, conglomerate, discrete, diverse, heterogeneous, indiscriminate, miscellaneous, mixed, motley, multifarious, separate, sundry, various
    Antonyms: like, same, similar, unvaried

لغات هم‌خانواده varied

ارجاع به لغت varied

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «varied» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۸ خرداد ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/varied

لغات نزدیک varied

پیشنهاد بهبود معانی