فست‌دیکشنری ۱۷ ساله شد! 🎉

Various

ˈveriəs ˈveəriəs
آخرین به‌روزرسانی:
|
  • صفت تفضیلی:

    more various
  • صفت عالی:

    most various

معنی و نمونه‌جمله‌ها

  • adjective A2
    گوناگون، مختلف، متنوع، متفاوت، چندتا، چندین، جورواجو
    • - This book is a compilation of various short stories.
    • - این کتاب مجموعه‌ای از داستان‌های کوتاه مختلف است.
    • - The teacher uses various teaching methods to engage her students.
    • - معلم از چندین روش تدریس برای مشارکت دادن شاگردانش استفاده می‌کند.
    • - in various parts of the country
    • - در بخش‌های مختلف کشور
    • - various kinds of machinery
    • - انواع مختلف ماشین‌آلات
    • - birds of various plumage
    • - پرندگان با پر و بال رنگارنگ
    • - a man of various genius
    • - مردی دارای نبوغ در چند زمینه
    • - the various bounty of nature
    • - نعمت چندگونه‌ی طبیعت
    مشاهده نمونه‌جمله بیشتر
پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد various

  1. adjective miscellaneous, differing
    Synonyms: all manner of, assorted, changeable, changing, different, discrete, disparate, distinct, distinctive, diverse, diversified, heterogeneous, individual, legion, manifold, many, many-sided, multifarious, multitudinal, multitudinous, numerous, omnifarious, peculiar, populous, separate, several, sundry, unalike, unequal, unlike, variant, varied, variegated
    Antonyms: individual, same, similar, uniform

لغات هم‌خانواده various

ارجاع به لغت various

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «various» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۴ خرداد ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/various

لغات نزدیک various

پیشنهاد بهبود معانی