آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

      Pool

      puːl puːl

      گذشته‌ی ساده:

      pooled

      شکل سوم:

      pooled

      سوم‌شخص مفرد:

      pools

      وجه وصفی حال:

      pooling

      شکل جمع:

      pools

      معنی pool | جمله با pool

      noun countable B2

      استخر

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی مقدماتی

      مشاهده
      noun noun countable

      برکه، آبگیر، حوضچه، حوض، دریا

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      خرید اشتراک فست دیکشنری

      a pool of blood

      دریایی از خون

      noun countable

      جای گود، تالاب

      noun countable

      (در قمار) بانک، پول وسط، کاسه

      noun countable

      صندوق مشترک، سرمایه‌ی عمومی، دارایی جمعی

      a pool of cars

      مجموعه‌ی اتومبیل‌های مشترک

      noun countable

      گروه، تیم، اکیپ

      a pool of experienced scientists

      یک گروه ازدانشمندان باتجربه

      noun countable

      ائتلاف

      noun countable

      بیلیارد

      play pool

      بیلیارد بازی کردن

      noun

      (در جمع) شرط بندی فوتبال

      do the pools

      در فوتبال شرط‌بندی کردن

      have a win on the pools

      تو شرط‌بندی فوتبال بردن

      verb - transitive

      روی هم گذاشتن، یک کاسه کردن

      They have pooled their money to buy a bus.

      آن‌ها پول‌هایشان را روی‌ هم گذاشته‌اند که یک اتوبوس بخرند.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد pool

      1. noun collection of liquid
        Synonyms:
        puddle pond tank lake basin splash lagoon bath swimming pool mere tarn mud puddle millpond natatorium
      1. noun supply of money, goods
        Synonyms:
        funds provisions pot kitty stakes bank equipment group combine conglomerate jackpot
        Antonyms:
        want lack
      1. verb combine
        Synonyms:
        put together join forces share blend merge league amalgamate
        Antonyms:
        divide separate

      سوال‌های رایج pool

      گذشته‌ی ساده pool چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده pool در زبان انگلیسی pooled است.

      شکل سوم pool چی میشه؟

      شکل سوم pool در زبان انگلیسی pooled است.

      شکل جمع pool چی میشه؟

      شکل جمع pool در زبان انگلیسی pools است.

      وجه وصفی حال pool چی میشه؟

      وجه وصفی حال pool در زبان انگلیسی pooling است.

      سوم‌شخص مفرد pool چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد pool در زبان انگلیسی pools است.

      ارجاع به لغت pool

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «pool» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۳۰ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/pool

      لغات نزدیک pool

      • - pooh-bah
      • - pooh-pooh
      • - pool
      • - pool table
      • - poolroom
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      live up lmk long-range lots lounger lovey lubricant lucre IYKYK everybody exactly excellence excellent excitatory existing پیش‌بند پیوستن تکرار عالما عامدا عشره جک موتورسیکلت حرمت حیرت‌زده حقه زدن خدایا خصیصه کاخ دانمارکی دانه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.