Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • Idioms
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

      Chain

      tʃeɪn tʃeɪn

      گذشته‌ی ساده:

      chained

      شکل سوم:

      chained

      سوم‌شخص مفرد:

      chains

      وجه وصفی حال:

      chaining

      شکل جمع:

      chains

      معنی chain | جمله با chain

      noun B2

      زنجیر، کند و زنجیز، غل و زنجیر، حلقه، (مجازاً) رشته، سلسله، یک سلسه چیزهای وابسته به هم، زنجیره

      Her necklace was a golden chain with a cross hanging from it.

      گردنبند او زنجیری طلایی بود که صلیبی از آن آویخته بود.

      a chain of events

      زنجیره‌ای از رویدادها، یک سلسله حوادث

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      We have nothing to lose but our chains.

      چیزی که نداریم از دست بدهیم مگر غل و زنجیرهایمان.

      a mountain chain

      کوه زنجیر، سلسله‌ی جبال

      The criminals were in chains.

      جنایتکاران در کند و زنجیر بودند.

      open chain

      باز زنجیره، زنجیره‌ی باز

      noun

      شماری فروشگاه یا رستوران و غیره که متعلق به شرکت واحدی باشند

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      خرید اشتراک فست دیکشنری

      chain stores

      فروشگاه‌های زنجیری (یا زنجیره‌ای)

      noun

      شیمی روش اتصال اتم ها در مولکول

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی شیمی

      مشاهده
      verb - transitive

      در قید و بند قرار دادن، دست و پا بسته کردن، محدود کردن، مقید کردن

      chains of love

      قیود عشق

      verb - transitive

      زنجیرکردن، برای محکم کردن، وصل کردن یا بستن با زنجیر

      The prisoners were chained to the wall.

      زندانیان به دیوار زنجیر شده بودند.

      a chained dog

      سگ زنجیری (یا زنجیرشده)

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد chain

      1. noun succession, series
        Synonyms:
        series sequence succession order group set row progression string train continuity alternation concatenation consecution conglomerate catena syndicate trust
      1. noun connected metal links; jewelry made of such links
        Synonyms:
        connection link bond coupling cable bracelet fetter shackle manacle iron pendant locket lavaliere clinker trammel
      1. verb manacle in metal
        Synonyms:
        tie up attach connect hold bind restrain confine handcuff shackle fetter tether enslave moor trammel

      Collocations

      chain gear

      (مکانیک) دنده‌ی زنجیری، چرخ و زنجیر

      chain gearing

      (مکانیک) ساز و کار زنجیری

      chain of command

      زنجیره‌ی فرمانده‌ی، سلسله مراتب

      Idioms

      a chain is as strong as its weakest link

      استحکام زنجیر بستگی به استحکام ضعیف‌ترین بند آن دارد، نکات ضعف هر چیز نشانگر میزان قدرت آن هستند

      استحکام هر زنجیر به اندازه‌ی استحکام سست‌ترین حلقه‌ی آن است.

      سوال‌های رایج chain

      گذشته‌ی ساده chain چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده chain در زبان انگلیسی chained است.

      شکل سوم chain چی میشه؟

      شکل سوم chain در زبان انگلیسی chained است.

      شکل جمع chain چی میشه؟

      شکل جمع chain در زبان انگلیسی chains است.

      وجه وصفی حال chain چی میشه؟

      وجه وصفی حال chain در زبان انگلیسی chaining است.

      سوم‌شخص مفرد chain چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد chain در زبان انگلیسی chains است.

      ارجاع به لغت chain

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «chain» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۷ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/chain

      لغات نزدیک chain

      • - chagos archipelago
      • - chagrin
      • - chain
      • - chain gang
      • - chain gear
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      duress during economics ecstasy Eden representational repulsive rivet room and board room interviewer rush hour saggy salon satchel خودسرانه خوش قول خوشبخت شدن خوشنویسی خون‌آشام دائم‌الخمر داخل دادخواهی دادنامه دادگاه داستان بلند دانستن دانش دانشجوی پزشکی امور
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.