آیکن بنر

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

خرید اشتراک
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

      Attach

      əˈtætʃ əˈtætʃ

      گذشته‌ی ساده:

      attached

      شکل سوم:

      attached

      سوم‌شخص مفرد:

      attaches

      وجه وصفی حال:

      attaching

      معنی attach | جمله با attach

      verb - transitive B1

      ضمیمه کردن، پیوستن، چسباندن، پیوست کردن، الصاق کردن، بستن

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی فوق متوسط

      مشاهده

      A wooden table with benches attached to it.

      میز چوبی با نیمکت‌هایی که به آن متصل هستند.

      a book on the cover of which a picture had been attached

      کتابی که روی جلد آن عکس چسبانده شده بود

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      to attach oneself to

      خود را وصل کردن یا چسباندن به

      verb - transitive

      گذاشتن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      فست دیکشنری در اینستاگرام

      I attach great importance to this news.

      اهمیت زیادی برای این خبر قائلم.

      verb - transitive

      دلبسته شدن، دلبستگی پیدا کردن، وابسته

      Gradually, he became attached to his nurse.

      به‌تدریج نسبت به پرستار خود دلبستگی پیدا کرد.

      the advantages that attach to wealth

      مزایای وابسته به ثروت

      verb - transitive

      حقوق (حقوق) ضبط کردن (ملک به دستور دادگاه)، توقیف کردن، حکم توقیف ملک صادر کردن، توقیف شدن

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی حقوق

      مشاهده
      verb - transitive

      (امضا یا مهر یا تبصره و غیره) افزودن

      Please attach your signature here.

      لطفاً اینجا را امضا کنید.

      verb - transitive

      (ارتش) موقتاً به یگان دیگری منتقل کردن (سربازان یا رسته ها)

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد attach

      1. verb join, fasten
        Synonyms:
        add connect tie stick join secure fix affix bind link unite couple fasten append annex prefix tag on slap on hitch up hook up hitch on latch onto rivet make fast
        Antonyms:
        separate remove disconnect detach unfasten disjoin sever
      1. verb socially join
        Synonyms:
        join unite with associate combine affiliate accompany enlist sign up with sign on with become associated with join forces with latch onto
        Antonyms:
        disjoin disunite divorce
      1. verb attribute, ascribe
        Synonyms:
        assign attribute associate connect impute place put designate name allocate allot appoint detail send consign lay earmark invest with second
        Antonyms:
        take away disunite

      Collocations

      to attach importance to

      اهمیت دادن به، اهمیت قایل شدن

      لغات هم‌خانواده attach

      noun
      attachment, detachment
      adjective
      attached, detachable
      verb - transitive
      attach

      سوال‌های رایج attach

      گذشته‌ی ساده attach چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده attach در زبان انگلیسی attached است.

      شکل سوم attach چی میشه؟

      شکل سوم attach در زبان انگلیسی attached است.

      وجه وصفی حال attach چی میشه؟

      وجه وصفی حال attach در زبان انگلیسی attaching است.

      سوم‌شخص مفرد attach چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد attach در زبان انگلیسی attaches است.

      ارجاع به لغت attach

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «attach» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۳ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/attach

      لغات نزدیک attach

      • - att
      • - attaboy
      • - attach
      • - attach importance to
      • - attachable
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      rasmussen made duality quarter god downs leafage foreground harmony beguile belie bella besiege bespoke better to light a candle than to curse the darkness ضریب ساعت‌سازی سلسله سکو ظاهرسازی قدرشناس اداره پست دمی دودکش عقیدتی تمارض تکیده کد نگارگری کردن بومی
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.