آیکن بنر

لیست کامل اصطلاحات انگلیسی با معنی و مثال

اصطلاحات انگلیسی با معنی و مثال

مشاهده
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • Idioms
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۱۲ تیر ۱۴۰۴

    Couple

    ˈkʌpl ˈkʌpl

    گذشته‌ی ساده:

    coupled

    شکل سوم:

    coupled

    سوم‌شخص مفرد:

    couples

    وجه وصفی حال:

    coupling

    شکل جمع:

    couples

    معنی couple | جمله با couple

    noun countable B1

    زوج، زن‌وشوهر (یا دوست‌پسر و دوست‌دختر)

    The couple walked hand in hand along the beach.

    آن زوج دست در دست هم در ساحل قدم می‌زدند.

    They’re a lovely couple. always kind and respectful.

    آن‌ها زن‌وشوهری دوست‌داشتنی هستند. همیشه مهربان و محترم.

    نمونه‌جمله‌های بیشتر

    a newly-wed couple

    زن و شوهری که تازه ازدواج کرده‌اند

    a special party for couples and their children

    مهمانی ویژه‌ی زوج‌ها و کودکان آن‌ها

    noun singular B1

    دو تا، چند تا، دو‌ سه تا

    link-banner

    لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی فوق متوسط

    مشاهده

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    خرید اشتراک فست دیکشنری

    We stayed there for a couple of nights.

    ما چند شب در آنجا ماندیم.

    Give me a couple of minutes to finish this.

    چند دقیقه به من وقت بده تا این را تمام کنم.

    نمونه‌جمله‌های بیشتر

    a couple of friends

    دو نفر دوست

    a couple of books

    دو تا کتاب

    a couple (of) cups of coffee

    چند فنجان قهوه

    verb - transitive

    جفت کردن، وصل کردن، به هم پیوستن، همراه کردن، ادغام کردن

    Their protest was coupled with threats.

    اعتراض آنان با تهدید همراه بود.

    The dining-car was coupled to the locomotive.

    واگن غذاخوری به لوکوموتیو وصل بود.

    verb - intransitive formal

    جفت‌گیری کردن، رابطه‌ی جنسی داشتن، هم‌بستر شدن (انسان یا حیوان)

    In nature, animals couple to ensure the survival of their species.

    در طبیعت، حیوانات جفت‌گیری می‌کنند تا بقای گونه‌شان را تضمین کنند.

    In some cultures, it is customary for the man and woman to couple on their wedding night.

    در برخی فرهنگ‌ها، عرف است که مرد و زن در شب عروسی خود هم‌بستر شوند.

    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد couple

    1. noun pair of things
      Synonyms:
      pair duo set team twosome brace span dyad item deuce twain doublet yoke husband and wife newlyweds
    1. verb join two things
      Synonyms:
      connect link unite join pair bring together marry wed hook up match hitch conjugate yoke harness clasp conjoin coalesce buckle bracket copulate cohabit
      Antonyms:
      separate disconnect divide disjoin uncouple unbuckle
    1. noun *A few
      Synonyms:
      pair brace couplet twosome duet duo span yoke two dyad some doublet accouplement articulation several conjugation copulation match coupling twain junction a handful juncture symphysis distich team duad
    1. verb to engage in sexual relations with
      Synonyms:
      copulate mate bed have sleep with take intermarry miscegenate pair wive

    Collocations

    a married couple

    زن و شوهر، زن و مرد ازدواج کرده

    happy couple

    زوج خوشبخت

    Idioms

    in a couple of shakes (or in two shakes of a lamb's tail)

    (انگلیس - عامیانه) زود، در یک آن، الان

    لغات هم‌خانواده couple

    noun
    couple, coupling
    verb - transitive
    couple

    سوال‌های رایج couple

    معنی couple به فارسی چی می‌شه؟

    کلمه‌ی Couple در زبان فارسی به «زوج»، «جفت» یا «چند تا / دو تا» ترجمه می‌شود.

    واژه‌ی Couple بسته به بافت جمله و زمینه‌ی استفاده، می‌تواند به دو چیز یا شخص مرتبط اشاره داشته باشد یا معنای کمی بزرگ‌تر از «دو» به‌صورت غیر دقیق (مانند «چند تا») را منتقل کند. این کلمه هم در زمینه‌های انسانی و روابط عاشقانه و هم در کاربردهای غیرشخصی مانند شمارش اشیاء، زمان یا رخدادها استفاده می‌شود. معنا و لحن آن از دوستانه و صمیمی تا فنی و آماری گستره دارد.

    در رایج‌ترین کاربرد، Couple به معنای «زوج» در روابط انسانی است؛ مثلاً زن و شوهری که با یکدیگر زندگی می‌کنند یا دو نفر که در رابطه‌ای عاشقانه قرار دارند. در این حالت، «Couple» به ارتباطی احساسی، اجتماعی یا قانونی اشاره دارد که افراد را به هم پیوند می‌دهد. این معنا در فرهنگ‌های مختلف جایگاه خاصی دارد و اغلب با مفاهیمی چون عشق، شراکت، تعهد و زندگی مشترک همراه است. مثلاً وقتی گفته می‌شود a happy couple، تصویری از یک رابطه‌ی موفق و رضایت‌بخش در ذهن شکل می‌گیرد.

    در کاربرد عددی یا کمّی، Couple گاهی معادل «دو عدد» یا به‌صورت تقریبی «چند تا» استفاده می‌شود. مثلاً در جمله‌ی I’ll be there in a couple of minutes، گوینده احتمالاً منظورش دو یا چند دقیقه است، نه لزوماً دقیقاً دو دقیقه. این کاربرد نشان‌دهنده‌ی انعطاف زبانی این واژه است و کمک می‌کند تا لحن گفتار طبیعی‌تر و غیررسمی‌تر شود. در گفت‌وگوهای روزمره‌ی انگلیسی، این استفاده از Couple بسیار رایج است.

    در حوزه‌های فنی مانند فیزیک یا مهندسی مکانیک، واژه‌ی Couple می‌تواند مفهومی تخصصی به خود بگیرد. مثلاً در مکانیک، "torque couple" به جفت نیروهایی گفته می‌شود که به‌صورت هم‌زمان و با فاصله‌ی مشخص وارد می‌شوند و موجب ایجاد گشتاور می‌گردند. این معنا از کاربرد انسانی آن جداست و صرفاً به تعامل بین نیروها یا اجسام مربوط می‌شود، ولی همچنان نشان‌دهنده‌ی ارتباط دو عنصر با یکدیگر است، که با ریشه‌ی معنایی این واژه هماهنگی دارد.

    در زبان‌شناسی و ادبیات، Couple گاه به‌عنوان نشانه‌ای از تضاد یا مکمل بودن به‌کار می‌رود. وقتی دو شخصیت یا دو مفهوم در متون با هم به‌عنوان a couple معرفی می‌شوند، معمولاً نوعی تعامل یا تقابل بین آن‌ها وجود دارد که برای پیشبرد معنا یا داستان ضروری است. در شعر یا داستان‌نویسی، از این واژه برای ایجاد وحدت مفهومی یا نمایاندن پیوند عاطفی استفاده می‌شود، که نشان‌دهنده‌ی قدرت آن در شکل دادن به ساختار روایی و احساسی متن است.

    گذشته‌ی ساده couple چی میشه؟

    گذشته‌ی ساده couple در زبان انگلیسی coupled است.

    شکل سوم couple چی میشه؟

    شکل سوم couple در زبان انگلیسی coupled است.

    شکل جمع couple چی میشه؟

    شکل جمع couple در زبان انگلیسی couples است.

    وجه وصفی حال couple چی میشه؟

    وجه وصفی حال couple در زبان انگلیسی coupling است.

    سوم‌شخص مفرد couple چی میشه؟

    سوم‌شخص مفرد couple در زبان انگلیسی couples است.

    ارجاع به لغت couple

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «couple» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۷ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/couple

    لغات نزدیک couple

    • - coup de theatre
    • - coupe
    • - couple
    • - couplement
    • - coupler
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    outshine outside over-the-counter over and above overarching overkill overthinker panacea parochial peanuts peel off per se permissiveness play along play dirty داود دربه‌دری درسی دمیدن جهد حائل حبه حقه حلقه حذر حزین هضم حلیم حور رجحان
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.