آیکن بنر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

کوییز فوتبالی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۵ اسفند ۱۴۰۲

      Bracket

      ˈbrækɪt ˈbrækɪt

      گذشته‌ی ساده:

      bracketed

      شکل سوم:

      bracketed

      سوم‌شخص مفرد:

      brackets

      وجه وصفی حال:

      bracketing

      شکل جمع:

      brackets

      معنی bracket | جمله با bracket

      noun countable B2

      قلاب، براکت (هر یک از دو علامت «باز و بسته» در نشانه‌گذاری که معمولاً از آن برای جداسازی یک قطعه‌ی متن یا داده از محیط اطراف (احاطه‌کننده) خود استفاده می‌شود)

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی پیشرفته

      مشاهده
      CEFR
      سطح واقعی لغات انگلیسیت رو بدون! تست رایگان · ۳۰ سوال · نتیجه فوری
      شروع تست

      Don't forget to enclose the additional information in brackets.

      فراموش نکنید که اطلاعات اضافی را در قلاب قرار دهید.

      The writer used brackets to clarify a technical term.

      نویسنده از براکت برای توضیح اصطلاح فنی استفاده کرد.

      noun countable

      رده، دسته، گروه (برحسب نمره یا درآمد و غیره)

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      جای تبلیغ شما در فست دیکشنری

      We need to consider all possibilities within this bracket before making a decision.

      پیش از تصمیم‌گیری باید همه‌ی احتمالات در این دسته را در نظر بگیریم.

      a doctor in a high income bracket

      دکتری با درآمد سطح بالا

      noun countable

      معماری بازویی، پایه‌ی سه‌گوش، براکت

      The wooden shelf was fixed on the wall with two iron brackets.

      طاقچه‌ی چوبی با دو بازویی آهنی به دیوار وصل شده بود.

      I need to buy some new brackets for my bookcase.

      باید چند براکت جدید برای قفسه‌ی کتابم بخرم.

      noun countable

      انگلیسی آمریکایی ورزش نمودار (تورنمنت)

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی ورزش

      مشاهده

      The bracket for the basketball tournament showed each team's path to the championship.

      نمودار مسابقات بسکتبال مسیر هر تیم برای رسیدن به عنوان قهرمانی را نشان می‌داد.

      The coach analyzed the bracket.

      مربی نمودار را تجزیه‌وتحلیل کرد.

      verb - transitive

      در قلاب گذاشتن، در براکت گذاشتن (در نوشتار)

      a bracketed question mark

      نشان پرسشی که در میان دو قلاب قرار گرفته

      Editors to bracket quotes when making revisions.

      ویراستاران هنگام انجام بازبینی، نقل‌قول‌ها را در براکت می‌گذارند.

      verb - transitive

      در یک گروه گذاشتن، با هم طبقه‌بندی کردن، در یک مقوله جای دادن، به هم مربوط کردن

      Let's bracket these two candidates together and compare their qualifications.

      بیایید این دو نامزد را با هم در یک گروه بگذاریم و شرایط آن‌ها را با هم مقایسه کنیم.

      The names of Amir Kabir and Nasser-e-din Shah are bracketed in history.

      نام‌های امیرکبیر و ناصرالدین شاه در تاریخ به هم مربوط هستند (با هم تداعی می‌شوند).

      noun countable

      دیوارکوب (چراغ گاز و چراغ برق)

      The bracket securely held the decorative lamp in place.

      دیوارکوب لامپ تزئینی را در جای خود محکم نگه داشت.

      He adjusted the angle of the lamp by loosening and tightening the bracket.

      او زاویه‌ی لامپ را با شل کردن و سفت کردن دیوارکوب تنظیم کرد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد bracket

      1. noun support
        Synonyms:
        support brace reinforcement strut girder cantilever joint
      1. noun classification
        Synonyms:
        category class group grouping lot

      سوال‌های رایج bracket

      گذشته‌ی ساده bracket چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده bracket در زبان انگلیسی bracketed است.

      شکل سوم bracket چی میشه؟

      شکل سوم bracket در زبان انگلیسی bracketed است.

      شکل جمع bracket چی میشه؟

      شکل جمع bracket در زبان انگلیسی brackets است.

      وجه وصفی حال bracket چی میشه؟

      وجه وصفی حال bracket در زبان انگلیسی bracketing است.

      سوم‌شخص مفرد bracket چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد bracket در زبان انگلیسی brackets است.

      ارجاع به لغت bracket

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «bracket» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۲ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/bracket

      لغات نزدیک bracket

      • - braciola
      • - bracken
      • - bracket
      • - bracket creep
      • - bracket fungus
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      acute hearing ADHD adjuvant aerobic affusion above all aluminium alchemy indifference amphibian and abdominal region antigen keep up with the Joneses bouquet همبرگر همراه با همسفر همه کس هم‌سطح هیجان‌زده فیلم پشت پوتین پژمرده شدن پیشانی امری پیشرفته الگوریتم پیش‌نیاز
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.