آیکن بنر

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

مشاهده
آخرین به‌روزرسانی:

Class

klæs klɑːs

گذشته‌ی ساده:

classed

شکل سوم:

classed

سوم‌شخص مفرد:

classes

وجه وصفی حال:

classing

شکل جمع:

classes

معنی class | جمله با class

noun countable A1

کلاس (گروهی از دانش‌آموزان و دانشجویان که با هم در مدرسه یا کالج یا دانشگاه آموزش می‌بینند)

link-banner

لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی واژگان کاربردی سطح پیشرفته

مشاهده

The class was eager to start the new semester.

کلاس مشتاق شروع ترم جدید بود.

The class enjoyed participating in group projects.

کلاس از شرکت در پروژه‌های گروهی لذت می‌برد.

noun countable A1

کلاس (درس)

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

نرم افزار آی او اس فست دیکشنری

an English class

کلاس انگلیسی

The class begins at eight o'clock.

کلاس ساعت هشت آغاز می‌شود.

noun

هم‌آموزان (گروهی از دانشجویان یا دانش‌آموختگانی که سال فارغ‌التحصیلی آن‌ها یکسان است)

the class of 1998

هم‌آموزگان سال ۱۹۹۸ 

The class of 2000 organized memorable events.

هم‌آموزان سال ۲۰۰۰ رویدادهای به‌یاد‌ماندنی‌ای را ترتیب دادند.

noun countable uncountable B2

طبقه، قشر

the working class

طبقه‌ی کارگر

the ruling class

طبقه‌ی حاکم

نمونه‌جمله‌های بیشتر

the middle class

قشر متوسط

noun countable A2

درجه (معمولاً در ترکیب با واژه‌های دیگر به کار می‌رود)

a second-class ticket

بلیت درجه‌‌دو

I sent the package via first-class mail to ensure quick delivery.

بسته را با پست درجه‌یک (برخوردار از اولویت) ارسال کردم تا از تحویل سریع مطمئن شوم.

noun countable

نوع، دسته

This belongs to a different class of books.

این کتاب از نوع دیگری است.

The vintage car stood out among the classic cars in its class.

این خودروی قدیمی در میان خودروهای کلاسیک در دسته‌ی خود متمایز بود.

noun uncountable

شیک بودن، باکلاس بودن

She's got real class.

او واقعاً شیک است.

Her outfit exuded a sense of class.

از لباس او باکلاس بودن می‌ریخت.

noun countable

زیست‌شناسی رده

link-banner

لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی زیست‌شناسی

مشاهده

Class comes after phylum and before order.

رده پس از شاخه و پیش از راسته قرار دارد.

The reptilian class includes a diverse range of creatures such as lizards and snakes.

رده‌ی خزندگان مشتمل‌بر طیف متنوعی از موجودات مانند مارمولک‌ها و مارها است.

verb - transitive C1

طبقه‌بندی کردن، رده‌بندی کردن، در رده‌ی ... گذاشتن، در زمره‌ی ... قرار دادن

Dogs and apples are not usually classed together.

سگ و سیب معمولاً با هم طبقه‌بندی نمی‌شوند.

The judge classed the crime as a misdemeanor.

قاضی این جرم را در زمره‌ی خرده‌جرم قرار داد.

adjective informal

خیلی خوب، عالی، درجه‌یک

That song is class.

این آهنگ خیلی خوبه.

That car is class!

اون ماشین درجه‌یکه!

noun

کامپیوتر کلاس (نوعی داده در برنامه‌نویسی شی‌ءگرا که از گروهی از اشیا تشکیل شده است)

link-banner

لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کامپیوتر

مشاهده

Each class encapsulates specific data and methods related to its objects.

هر کلاس داده‌ها و روش‌های خاص مربوط به اشیای خود را کپسوله می‌کند.

The developer organized the code by grouping related classes together.

توسعه‌دهنده کد را با گروه‌بندی کلاس‌های مرتبط با هم سازماندهی کرد.

پیشنهاد بهبود معانی

انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد class

  1. adjective stylish; with panache
    Antonyms:
    plain unstylish
  1. noun group in school

Collocations

in the same class (as)

هم‌درجه، هم‌جور، از یک نوع یا طبقه، هم‌رده، هم‌ردیف

Idioms

in a class of its own (or in a class by itself)

بیتا، منحصر‌به‌فرد، بی‌همتا، بی‌نظیر

سوال‌های رایج class

گذشته‌ی ساده class چی میشه؟

گذشته‌ی ساده class در زبان انگلیسی classed است.

شکل سوم class چی میشه؟

شکل سوم class در زبان انگلیسی classed است.

شکل جمع class چی میشه؟

شکل جمع class در زبان انگلیسی classes است.

وجه وصفی حال class چی میشه؟

وجه وصفی حال class در زبان انگلیسی classing است.

سوم‌شخص مفرد class چی میشه؟

سوم‌شخص مفرد class در زبان انگلیسی classes است.

ارجاع به لغت class

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «class» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۹ شهریور ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/class

لغات نزدیک class

پیشنهاد بهبود معانی