آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۷ تیر ۱۴۰۳

      Cantilever

      ˈkænt̬əliːvər ˈkæntəliːvə

      گذشته‌ی ساده:

      cantilevered

      سوم‌شخص مفرد:

      cantilevers

      وجه وصفی حال:

      cantilevering

      معنی cantilever | جمله با cantilever

      noun countable

      معماری طُرّه، تیر سرکش، تیر کنسول (به تیر یا عضو افقی‌ای گفته می‌شود که یک سرش بر پایه متکی است و سر دیگرش از بدنه‌ی بنا بیرون است.)

      The cantilever held up the heavy shelf with ease.

      طره طاقچه‌ی سنگین را به‌راحتی نگه داشت.

      The cantilever of the arch was beautifully crafted.

      طره‌ی طاق به‌زیبایی ساخته شده بود.

      noun countable

      مکانیک سگدست (در خودرو)

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      فست دیکشنری در اینستاگرام

      The cantilever in the car helps support the weight of the engine.

      سگدست در خودرو به تحمل وزن موتور کمک می‌کند.

      The mechanic replaced the worn cantilever in the car's front end.

      مکانیک سگدست فرسوده در قسمت جلوی ماشین را تعویض کرد.

      verb - intransitive verb - transitive

      طره ساختن، تیر کنسول ساختن

      The engineer must ensure the structure can cantilever safely over the river.

      مهندس باید اطمینان حاصل کند که بنا می‌تواند به‌طور ایمن بالای رودخانه طره بسازد.

      The designer wanted to cantilever the shelves to maximize storage space.

      طراح می‌خواست طاقچه‌ها را برای به حداکثر رساندن فضای ذخیره‌سازی، تیر کنسول کند.

      پیشنهاد بهبود معانی

      سوال‌های رایج cantilever

      گذشته‌ی ساده cantilever چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده cantilever در زبان انگلیسی cantilevered است.

      وجه وصفی حال cantilever چی میشه؟

      وجه وصفی حال cantilever در زبان انگلیسی cantilevering است.

      سوم‌شخص مفرد cantilever چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد cantilever در زبان انگلیسی cantilevers است.

      ارجاع به لغت cantilever

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «cantilever» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۳۰ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/cantilever

      لغات نزدیک cantilever

      • - canticles
      • - cantilena
      • - cantilever
      • - cantilever bridge
      • - cantillate
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      live up lmk long-range lots lounger lovey lubricant lucre IYKYK everybody exactly excellence excellent excitatory existing پیش‌بند پیوستن تکرار عالما عامدا عشره جک موتورسیکلت حرمت حیرت‌زده حقه زدن خدایا خصیصه کاخ دانمارکی دانه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.