آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی‌ها
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

    Grouping

    ˈɡruːpɪŋ ˈɡruːpɪŋ

    گذشته‌ی ساده:

    grouped

    شکل سوم:

    grouped

    سوم‌شخص مفرد:

    groups

    شکل جمع:

    groupings

    معنی grouping

    noun

    دسته‌بند، دسته، گروه‌سازی

    noun

    گروه‌بندی

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    فست دیکشنری در اینستاگرام
    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد grouping

    1. noun a way or condition of being arranged
      Synonyms:
      arrangement order organization distribution placement layout sequence classification categorization disposition disposal formation deployment lineup
    1. verb classify, sort
      Synonyms:
      classifying sorting categorizing arranging separating classing assorting filing pigeonholing
      Antonyms:
      jumbling
    1. verb to assign to a class or classes
      Synonyms:
      classifying categorizing classing grading ranking placing ranging rating distributing pigeonholing
    1. verb to come together
      Synonyms:
      gathering assembling collecting organizing combining arranging sorting classifying categorizing clustering linking banding teaming pooling flocking herding huddling mobbing clubbing circling ringing convening companying consorting forgathering mustering setting filing assorting tabulating lotting collocating coordinating coagulating clumping
    1. verb bring together
      Synonyms:
      gathering collecting assembling calling clustering summoning mustering convening convoking
      Antonyms:
      scattering spreading dispersing
    1. noun a system for classifying things into groups
      Synonyms:
      pigeonholing
    1. noun any number of entities (members) considered as a unit
      Synonyms:
      group

    سوال‌های رایج grouping

    گذشته‌ی ساده grouping چی میشه؟

    گذشته‌ی ساده grouping در زبان انگلیسی grouped است.

    شکل سوم grouping چی میشه؟

    شکل سوم grouping در زبان انگلیسی grouped است.

    شکل جمع grouping چی میشه؟

    شکل جمع grouping در زبان انگلیسی groupings است.

    سوم‌شخص مفرد grouping چی میشه؟

    سوم‌شخص مفرد grouping در زبان انگلیسی groups است.

    ارجاع به لغت grouping

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «grouping» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۶ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/grouping

    لغات نزدیک grouping

    • - grouper
    • - groupie
    • - grouping
    • - groupthink
    • - grouse
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    gamine problem-solving falsehood fall victim to informed digital age mysteriously you've yell yapping womanly wat jump rope jane indeed به‌وقت به کار بردن توسری‌خور توله خرس تولید تکرو تکنولوژی پیشرفته تیتراژ تیغ خودتراش ثبت‌نام ثروت جابه‌جا کردن مطالعه کردن جاده خاکی مقدمه
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.