آیکن بنر

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

خرید اشتراک
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۵ خرداد ۱۴۰۵

      Gambit

      ˈɡæmbɪt ˈɡæmbɪt

      شکل جمع:

      gambits

      معنی gambit | جمله با gambit

      noun countable

      ترفند، کلک، حیله، حرکت هوشمندانه، حرکت استراتژیک (برای به‌دست آوردن برتری معمولاً با پذیرش ریسک)

      he politician’s promise to abolish university fees was clearly an election-year gambit.

      وعده‌ی آن سیاست‌مدار برای حذف شهریه‌ی دانشگاه، کاملاً کلک انتخاباتی بود.

      His gambit to criticize the CEO in public backfired badly.

      حرکت هوشمندانه‌اش برای انتقاد از مدیرعامل در جمع، بدجوری نتیجه‌ی معکوس داد.

      noun countable C1

      شطرنج ورزش گامبی (شروع بازی شطرنج با فدا کردن مهره برای کسب برتری در ادامه‌ی بازی)

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی شطرنج

      مشاهده

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      هوش مصنوعی فست دیکشنری

      He used a little-known gambit that surprised even the experienced players.

      او از گامبی کمترشناخته‌شده‌ای استفاده کرد که حتی بازیکنان باتجربه را هم غافلگیر کرد.

      The Queen’s Gambit is one of the most popular chess openings.

      گامبی وزیر یکی از محبوب‌ترین شروع‌های شطرنج است.

      noun countable

      شروع مکالمه، جمله‌ی آغازین

      The politician's gambit was a light-hearted joke to ease the tension.

      جمله‌ی آغازین آن سیاست‌مدار، شوخی ملایمی برای کاهش تنش بود.

      “I hear you know my sister” was her opening gambit at the party.

      «شنیدم خواهـرم رو می‌شناسی» عبارت شروع مکالمه‌اش در مهمانی بود.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد gambit

      1. noun plan, plot
        Synonyms:
        trick ruse ploy design device plot maneuver gimmick artifice play jig

      سوال‌های رایج gambit

      شکل جمع gambit چی میشه؟

      شکل جمع gambit در زبان انگلیسی gambits است.

      ارجاع به لغت gambit

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «gambit» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۲ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/gambit

      لغات نزدیک gambit

      • - gambia
      • - gambier
      • - gambit
      • - gamble
      • - gambler
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      cerebrum Elliot taiga output message reticence pinchbeck retool relativity relativity of knowledge repetition referee recoverable catchy recreation شعله‌ور مذکور به طور جدی به طور خاص بودجه بیرون رفتن تاسیس تهییج کردن جاذبه جواز دندان سایی تفنن رضوان رطوبت مشروعیت
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.