آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Idioms
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۴ مرداد ۱۴۰۳

      Design

      dɪˈzaɪn dɪˈzaɪn

      گذشته‌ی ساده:

      designed

      سوم‌شخص مفرد:

      designs

      وجه وصفی حال:

      designing

      شکل جمع:

      designs

      معنی design | جمله با design

      verb - transitive B1

      طرح کردن، قصد کردن

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی متوسط

      مشاهده

      He designed a plan to conquer the world.

      او نقشه‌ی فتح جهان را کشید.

      stage designing

      صحنه‌پردازی

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Can anybody design a better schedule?

      آیا کسی می‌تواند برنامه‌ی بهتری تنظیم کند؟

      This course is designed for beginners.

      این دوره برای مبتدیان طراحی شده است.

      These shoes were designed for ice and snow.

      این کفش‌ها برای یخ و برف ساخته شده است.

      money designed to be given to the poor

      پولی که برای دادن به مستمندان منظور شده بود

      mementos of his travels that he had designed for friends

      یادبودهایی از سفرهایش که برای دوستانش کنار گذاشته بود

      They are designing a new engine.

      آن‌ها مشغول طراحی موتور جدیدی هستند.

      noun countable

      طرح، طراحی، نقشه

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      خرید اشتراک فست دیکشنری

      the design for a house

      نقشه‌ی خانه

      the design for a dress

      الگوی لباس

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      the design of an aircraft

      طراحی (طرح) هواپیما

      This building is of poor design.

      این ساختمان بد طرح‌ریزی شده است.

      textile design

      طراحی پارچه

      industrial design

      طراحی صنعتی، نهرنگ‌گری صنعتی

      the design of Kashan carpets

      طرح فرش‌های کاشان

      a dish with a flower design

      بشقاب با نقش گل‌دار

      noun countable

      تدبیر، قصد، خیال، مقصود

      Her evil designs were discovered in time.

      مقاصد اهریمنی او به موقع کشف شد.

      She has designs on my money.

      او برای پول من خواب دیده است.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد design

      1. noun sketch, draft
        Synonyms:
        plan idea outline drawing sketch map model arrangement form composition picture doodle study chart diagram layout method scheme conception construction architecture formation perspective blueprint makeup depiction constitution treatment tracing tracery comp paste-up dummy delineation
      1. noun artful conception
        Synonyms:
        form shape figure pattern style arrangement organization picture illustration painting drawing sketch portrait depiction construction configuration device motif motive doodle
      1. noun intention
        Synonyms:
        purpose goal aim plan object end objective notion thought meaning view idea project target scheme plot play undertaking proposition point will thinking scenario story setup angle action picture reflection recipe animus volition intendment machination deliberation conspiracy brainchild enterprise game plan gimmick intrigue schema pitch lay of the land big picture child trick purport what’s cooking scene
      1. verb plan, outline
        Synonyms:
        plan arrange devise draft sketch outline create form fashion frame construct produce project invent contrive lay out set out work out draw describe delineate trace chart diagram blueprint block out perform execute achieve effect fulfill accomplish dope out cast
        Antonyms:
        disorganize disorder
      1. verb create, conceive
        Synonyms:
        make up form create produce fashion frame invent originate devise conceive fabricate compose think up contrive dream up cook up
      1. verb intend, mean to do
        Synonyms:
        mean intend plan propose aim prepare purpose contemplate project devise scheme make destine mind tailor

      Idioms

      by design

      عمداً، تعمداً، خودخواسته، آگاهانه، از روی نقشه‌ی قبلی

      لغات هم‌خانواده design

      noun
      design, designer
      verb - transitive
      design

      سوال‌های رایج design

      گذشته‌ی ساده design چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده design در زبان انگلیسی designed است.

      شکل جمع design چی میشه؟

      شکل جمع design در زبان انگلیسی designs است.

      وجه وصفی حال design چی میشه؟

      وجه وصفی حال design در زبان انگلیسی designing است.

      سوم‌شخص مفرد design چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد design در زبان انگلیسی designs است.

      ارجاع به لغت design

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «design» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۴ فروردین ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/design

      لغات نزدیک design

      • - desideration
      • - desideratum
      • - design
      • - design automation
      • - design objective
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      mistletoe moccasin mockery modular more often than not move off move up the ladder much ado about nothing multiculturalism munich muralist mustn't naples nappa neat and tidy نعمت‌الله نوازش کردن ها واقعیت توری پاکستان پرده‌کرکره پزشک خانواده پزشک قانونی پلاک خودرو چیست کاغذروغنی کت‌وشلوار زنانه کره‌ی زمین کرواسی
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.