آیکن بنر

تست تعیین سطح رایگان دایره‌ی لغات

تست تعیین سطح رایگان دایره‌ی لغات

امتحان کن
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۳۰ شهریور ۱۴۰۵

      Reflection

      rɪˈflekʃn rɪˈflekʃn

      شکل جمع:

      reflections

      معنی reflection | جمله با reflection

      noun countable uncountable B2

      انعکاس، بازتاب، پژواک

      تبدیل آدرس با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · آدرس فارسی به انگلیسی استاندارد
      امتحان کن

      We could see the reflection of the city lights on the wet pavement.

      می‌توانستیم انعکاس چراغ‌های شهر را روی سنگ‌فرش خیس ببینیم.

      The architectural design incorporated large glass panels to maximize the reflection of natural light into the interior spaces.

      طراحی معماری شامل پنل‌های شیشه‌ای بزرگ برای به حداکثر رساندن انعکاس نور طبیعی به فضاهای داخلی بود.

      noun uncountable

      فیزیک انعکاس، بازتاب، پژواک (‫نور، گرما، صدا یا انرژی‬)

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      ‫بازنویسی‬ با هوش مصنوعی

      The study investigated the properties of light reflection from various metallic surfaces.

      این مطالعه به بررسی ویژگی‌های بازتاب نور از سطوح مختلف فلزی پرداخت.

      The optical properties of the material are crucial, as they dictate the efficiency of light reflection, a key factor in solar panel performance.

      خواص نوری مواد حیاتی هستند؛ زیرا آن‌ها کارایی بازتاب نور را تعیین می‌کنند که عاملی کلیدی در عملکرد پنل‌های خورشیدی است.

      noun singular countable C1

      نتیجه، بازتاب، نشانگر، نشانه

      The increasing prevalence of chronic diseases in developed nations is a stark reflection of modern sedentary lifestyles and dietary habits.

      افزایش شیوع بیماری‌های مزمن در کشورهای توسعه‌یافته نشانه‌ای آشکار از سبک زندگی بی‌تحرک و عادات غذایی مدرن است.

      His kind actions are a true reflection of his generous character.

      اعمال مهربان او بازتاب واقعی شخصیت سخاوتمندش است.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      The rise in the rate of crime is a reflection of the breakdown of the family.

      افزایش میزان تبهکاری نشانگر فروپاشی خانواده‌ها است.

      Our decision not to buy your painting is no reflection on the quality of your work.

      تصمیم ما مبنی‌بر عدم خرید نقاشی شما، نشانه‌ی کیفیت کار شما نیست.

      noun countable uncountable formal C2

      اندیشه، تفکر، تعمق، تأمل

      Upon further reflection I decided not to buy the house.

      پس‌از تفکر بیشتر تصمیم گرفتم خانه را نخرم.

      A thorough reflection on the qualitative data gathered is essential for drawing accurate conclusions in academic research.

      تأمل کامل بر داده‌های کیفی جمع‌آوری‌شده برای استخراج نتایج دقیق در تحقیقات آکادمیک ضروری است.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      His thoughtful reflection on the challenges ahead helped him devise a robust plan.

      اندیشه‌ی متفکرانه‌ی او درباره‌ی چالش‌های پیش رو، به او کمک کرد تا برنامه‌ای محکم تدوین کند.

      noun countable uncountable

      تصویر، عکس (در آینه و یا چیزی شبیه به آن)

      The reflection of my face appeared on the water.

      عکس صورت من در آب ظاهر شد.

      She admired her reflection in the polished surface of the antique mirror.

      او تصویر خود را در سطح صیقلی آینه‌ی عتیقه تحسین کرد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد reflection

      1. noun thought, thinking
        Synonyms:
        idea thinking consideration opinion imagination observation contemplation deliberation impression meditation speculation study pondering musing rumination absorption pensiveness cogitation brainwork cerebration view
      1. noun mirror image
        Synonyms:
        image appearance representation picture impression likeness shadow duplicate reproduction counterpart echo idea light
      1. noun criticism
        Synonyms:
        blame censure reproach slam slur stricture discredit imputation aspersion animadversion derogation disesteem obloquy
        Antonyms:
        praise

      لغات هم‌خانواده reflection

      noun
      reflection, reflector
      adjective
      reflective
      verb - transitive
      reflect

      سوال‌های رایج reflection

      شکل جمع reflection چی میشه؟

      شکل جمع reflection در زبان انگلیسی reflections است.

      ارجاع به لغت reflection

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «reflection» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۷ مهر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/reflection

      لغات نزدیک reflection

      • - reflecterize
      • - reflecting telescope
      • - reflection
      • - reflectional
      • - reflective
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت nephew و niece چیست؟

      تفاوت theory و hypothesis چیست؟

      تفاوت marketing و advertising چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      ten-second violation three-point line three-point shot three-pointer three-second rule three-second violation dark alter grow in front of CIF rotter conlang war crime pay for something بوکس مشت زنی پیکان فلش پاسور القاپذیر اسیدفنیک جهاندن دمل سورشارژ برودت جوش مورد علاقه امیدواری برنده
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.