شکل جمع:
reflectionsانعکاس، بازتاب، پژواک
We could see the reflection of the city lights on the wet pavement.
میتوانستیم انعکاس چراغهای شهر را روی سنگفرش خیس ببینیم.
The architectural design incorporated large glass panels to maximize the reflection of natural light into the interior spaces.
طراحی معماری شامل پنلهای شیشهای بزرگ برای به حداکثر رساندن انعکاس نور طبیعی به فضاهای داخلی بود.
فیزیک انعکاس، بازتاب، پژواک (نور، گرما، صدا یا انرژی)
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
The study investigated the properties of light reflection from various metallic surfaces.
این مطالعه به بررسی ویژگیهای بازتاب نور از سطوح مختلف فلزی پرداخت.
The optical properties of the material are crucial, as they dictate the efficiency of light reflection, a key factor in solar panel performance.
خواص نوری مواد حیاتی هستند؛ زیرا آنها کارایی بازتاب نور را تعیین میکنند که عاملی کلیدی در عملکرد پنلهای خورشیدی است.
نتیجه، بازتاب، نشانگر، نشانه
The increasing prevalence of chronic diseases in developed nations is a stark reflection of modern sedentary lifestyles and dietary habits.
افزایش شیوع بیماریهای مزمن در کشورهای توسعهیافته نشانهای آشکار از سبک زندگی بیتحرک و عادات غذایی مدرن است.
His kind actions are a true reflection of his generous character.
اعمال مهربان او بازتاب واقعی شخصیت سخاوتمندش است.
The rise in the rate of crime is a reflection of the breakdown of the family.
افزایش میزان تبهکاری نشانگر فروپاشی خانوادهها است.
Our decision not to buy your painting is no reflection on the quality of your work.
تصمیم ما مبنیبر عدم خرید نقاشی شما، نشانهی کیفیت کار شما نیست.
اندیشه، تفکر، تعمق، تأمل
Upon further reflection I decided not to buy the house.
پساز تفکر بیشتر تصمیم گرفتم خانه را نخرم.
A thorough reflection on the qualitative data gathered is essential for drawing accurate conclusions in academic research.
تأمل کامل بر دادههای کیفی جمعآوریشده برای استخراج نتایج دقیق در تحقیقات آکادمیک ضروری است.
His thoughtful reflection on the challenges ahead helped him devise a robust plan.
اندیشهی متفکرانهی او دربارهی چالشهای پیش رو، به او کمک کرد تا برنامهای محکم تدوین کند.
تصویر، عکس (در آینه و یا چیزی شبیه به آن)
The reflection of my face appeared on the water.
عکس صورت من در آب ظاهر شد.
She admired her reflection in the polished surface of the antique mirror.
او تصویر خود را در سطح صیقلی آینهی عتیقه تحسین کرد.
شکل جمع reflection در زبان انگلیسی reflections است.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «reflection» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۷ مهر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/reflection