Observation

ˌɑːbzərˈveɪʃn ˌɒbzəˈveɪʃn
آخرین به‌روزرسانی:
|
  • شکل جمع:

    observations

معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها

  • noun countable B2
    مشاهده، ملاحظه، نظر، مراقبت
    • - observation of a bird's behavior
    • - مشاهده‌ی رفتار پرندگان
    • - the depth of his observations
    • - عمق نگرش‌های او
    • - in order to avoid observation
    • - برای احتراز از دیده شدن
    • - temperature observations
    • - برنگری‌های حرارت
    • - He made a few childish observations.
    • - او چند اظهار نظر بچگانه کرد.
  • noun
    پزشکی توجه (پزشکی)، (تحت) نظر، (تحت) بررسی، معاینه
    • - He was under observation by the police.
    • - پلیس او را تحت‌نظر داشت.
    • - He is under observation in the hospital.
    • - او در بیمارستان تحت مراقبت است.
    • - The patient is under continuous observation.
    • - بیمار دائماً تحت مراقبت است.
  • noun countable
    (به ویژه در پژوهش‌های علمی) مشاهده و یادداشت
    • - She has just published her observations on the Iranian society.
    • - او اخیراً نظریات خودش را درباره‌ی جامعه‌ی ایران به چاپ رسانده است.
  • noun
    (در اصل) رعایت (قانون یا سنت و غیره)
  • noun
    نجوم رصد
  • adjective
    دیدبانی
    • - an observation tower
    • - برج دیده‌بانی
پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد observation

  1. noun attention, scrutiny
    Synonyms: ascertainment, check, cognition, cognizance, conclusion, consideration, detection, estimation, examination, experience, heedfulness, information, inspection, investigation, knowledge, mark, measurement, mind, monitoring, note, notice, noticing, once-over, overlook, perception, probe, recognizing, regard, remark, research, review, search, study, supervision, surveillance, view, watching
    Antonyms: heedlessness, inattention, indifference, neglect, thoughtlessness
  2. noun comment on something scrutinized
    Synonyms: annotation, catch phrase, comeback, commentary, crack, finding, mention, mouthful, note, obiter dictum, opinion, pronouncement, reflection, remark, saying, say so, thought, utterance, wisecrack
    Antonyms: no comment

Collocations

ارجاع به لغت observation

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «observation» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲ تیر ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/observation

لغات نزدیک observation

پیشنهاد بهبود معانی