شکل جمع:
observationsمشاهده، رصد، نظارت
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی کاربردی پیشرفته
The teacher kept the students under observation during the experiment.
معلم درطول آزمایش، دانشآموزان را زیر نظر داشت.
Through observation, she learned a lot about human nature.
از طریق مشاهده، چیزهای زیادی دربارهی طبیعت انسانها یاد گرفت.
observation of a bird's behavior
مشاهدهی رفتار پرندگان
the depth of his observations
عمق نگرشهای او
in order to avoid observation
برای احتراز از دیده شدن
temperature observations
برنگریهای حرارت
an observation tower
برج دیدهبانی
He made a few childish observations.
او چند اظهار نظر بچگانه کرد.
توجه، بررسی، معاینه، دقت نظر
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
Children often have remarkable powers of observation.
کودکان اغلب دقت نظر فوقالعادهای دارند.
He is under observation in the hospital.
او در بیمارستان تحت مراقبت است.
He was under observation by the police.
پلیس او را تحتنظر داشت.
The patient is under continuous observation.
بیمار دائماً تحت مراقبت است.
اظهار نظر، یادداشت، نکته، نظر، تذکر، سخن
She has just published her observations on the Iranian society.
او اخیراً نظریات خودش را دربارهی جامعهی ایران به چاپ رسانده است.
During the meeting, several observations were made about the project.
درطول جلسه، چندین اظهار نظر دربارهی پروژه مطرح شد.
تحتنظر بودن، تحت بررسی بودن، تحت معاینه بودن، زیر برنگری بودن
keep (somebody) under observation
(پلیس) تحتنظر گرفتن، (پزشک یا بیمارستان) مورد معاینه و بررسی قرار دادن
(نجوم) رصد کردن
مشاهده کردن / اظهار نظر کردن
شکل جمع observation در زبان انگلیسی observations است.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «observation» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۴ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/observation