آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

      Remark

      rɪˈmɑːrk rɪˈmɑːk

      گذشته‌ی ساده:

      remarked

      شکل سوم:

      remarked

      سوم‌شخص مفرد:

      remarks

      وجه وصفی حال:

      remarking

      شکل جمع:

      remarks

      معنی remark | جمله با remark

      verb - transitive verb - intransitive B2

      ملاحظه کردن، اظهار کردن

      I didn't remark any changes in her looks.

      متوجه تغییری در قیافه‌ی او نشدم.

      Did you remark how he was walking?

      ملاحظه کردی چگونه راه می‌رفت؟

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      "what a nice day!" Ali remarked

      علی گفت: ‌چه روز خوبی!‌

      Newspapers remarked that no one favors war.

      روزنامه‌ها اظهار‌نظر کردند که هیچ‌کس خواهان جنگ نیست.

      She remarked on the beauty of Tabriz carpets.

      درباره‌ی زیبایی فرش‌های تبریز اظهار‌نظر کرد.

      noun countable

      ملاحظه، تذکر، اظهار، بیان، توجه

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      هوش مصنوعی فست دیکشنری

      a man worthy of remark

      مردی که شایان توجه است

      His remarks were translated into French.

      گفته‌های او را به فرانسه ترجمه کردند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      He ended his remarks with a joke.

      اظهارات خود را با یک شوخی پایان داد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد remark

      1. noun comment, observation
        Synonyms:
        mention statement expression opinion note consideration explanation interpretation conclusion thought attention heed recognition regard point word observation declaration utterance exposition acknowledgment notice reflection talk commentary illustration assertion saying elucidation gloss mind cognizance comeback crack obiter dictum annotation exegesis observance two cents’ worth back talk witticism bon mot wisecrack explication
        Antonyms:
        silence
      1. verb notice and comment
        Synonyms:
        see note say observe mark mention state regard take notice take note perceive reflect spot heed declare speak descry commentate pass comment catch make out behold animadvert espy pick up on utter crack mouth off wisecrack
        Antonyms:
        hold back suppress

      لغات هم‌خانواده remark

      noun
      remark
      adjective
      remarkable
      verb - transitive
      remark
      adverb
      remarkably

      سوال‌های رایج remark

      گذشته‌ی ساده remark چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده remark در زبان انگلیسی remarked است.

      شکل سوم remark چی میشه؟

      شکل سوم remark در زبان انگلیسی remarked است.

      شکل جمع remark چی میشه؟

      شکل جمع remark در زبان انگلیسی remarks است.

      وجه وصفی حال remark چی میشه؟

      وجه وصفی حال remark در زبان انگلیسی remarking است.

      سوم‌شخص مفرد remark چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد remark در زبان انگلیسی remarks است.

      ارجاع به لغت remark

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «remark» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ اسفند ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/remark

      لغات نزدیک remark

      • - remanence
      • - remanent
      • - remark
      • - remarkable
      • - remarkable achievement
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      appalachian tea mixture niche electroencephalogram eschewal hyperbolism horsepox northwestwardly jollification heulandite paullownia reveal a talent Ridiculously small substantial number (of) grind اجازه‌ی عبور کارت وفاداری صافی فخر فروختن کمپوت گل لاله گوجه‌سبز عابر پیاده روزمره روز رستاخیز روستا رژگونه رژیمی زبان عبری زمان کوتاه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.