آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۹ آذر ۱۴۰۲

      Attention

      əˈtenʃn əˈtenʃn

      شکل جمع:

      attentions

      معنی attention | جمله با attention

      noun uncountable B1

      توجه، حواس، دقت، حواس جمعی، عنایت

      Please pay attention.

      لطفاً توجه بفرمایید.

      The matter will receive his immediate attention.

      مطلب مورد توجه فوری او قرار خواهد گرفت.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      His red shirt drew my attention.

      پیراهن قرمز او توجه مرا جلب کرد.

      noun countable

      ادب و نزاکت، ملاحظه ی دیگران، خاطرخواهی، محبت، لطف، علاقه

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      نرم افزار اندروید فست دیکشنری

      the suitor's attentions to his fiancee

      توجهات خواستگار نسبت به نامزدش

      She was flattered by all the attention he was giving her.

      دختر خرسند از محبتی بود که آن مرد به او می‌کرد.

      noun uncountable

      رسیدگی، مراقبت

      The house needs more attention.

      این خانه نیاز به رسیدگی بیشتری دارد.

      Attention to customers is increasingly important.

      رسیدگی به نیازهای مشتری بسیار بااهمیت است.

      noun uncountable

      (ارتش) خبردار، فرمان خبردار، به جای خود، حاضرباش

      to stand at attention

      به حالت خبردار ایستادن

      Attention!

      خبردار!

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد attention

      1. noun concentration
        Synonyms:
        thought thinking mind consideration study application diligence absorption engrossment intentness immersion scrutiny heed heedfulness industry contemplation deliberation debate assiduity
        Antonyms:
        neglect disregard negligence ignorance
      1. noun consideration, care
        Synonyms:
        concern care regard awareness notice recognition observation consciousness treatment looking after TLC tender loving care brace spotlight ministration big rush
        Antonyms:
        neglect disregard negligence
      1. noun courtesy
        Synonyms:
        politeness civility respect regard consideration deference compliment service care gallantry mindfulness amenity assiduities
        Antonyms:
        disregard

      لغات هم‌خانواده attention

      noun
      attention, attendant, attentiveness
      adjective
      attentive
      verb - transitive
      attend
      adverb
      attentively

      سوال‌های رایج attention

      شکل جمع attention چی میشه؟

      شکل جمع attention در زبان انگلیسی attentions است.

      ارجاع به لغت attention

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «attention» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۷ اسفند ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/attention

      لغات نزدیک attention

      • - attendee
      • - attentat
      • - attention
      • - attention deficit disorder
      • - attention deficit hyperactivity disorder
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      hand come out variant crook excess biological equalizer Americano equation Hispanic admissible algonquian allethrin amputator anti-tourism رفع خستگی کردن رنگارنگ رنگ‌کار روال جنت حافظه حر خستگی دل بستن دل کندن دوران نوزیستی ژرف‌کاو جناغ پیاده شدن ترحیمی
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.