آیکن بنر

افزونه‌ی کروم فست‌دیکشنری به‌روزرسانی شد

افزونه‌ی فست‌دیکشنری به‌روزرسانی شد

تست کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • Idioms
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

    Care

    ker keə

    گذشته‌ی ساده:

    cared

    شکل سوم:

    cared

    سوم‌شخص مفرد:

    cares

    وجه وصفی حال:

    caring

    شکل جمع:

    cares

    معنی care | جمله با care

    noun B2

    دقت، توجه، مراقبت، مواظبت، پرستاری، نگاه‌داری

    link-banner

    لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی متوسط

    مشاهده

    take care

    مواظب بودن، مراقب بودن، دقت کردن

    noun

    حمایت، سرپرستی، مسئولیت

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    فست دیکشنری در ایکس

    in the care of somebody

    تحت مراقبت کسی، تحت مسئولیت کسی، زیر نظر کسی

    Child Care officer

    مددکار کودکان

    نمونه‌جمله‌های بیشتر

    take into care

    (کودک) به مددکار سپردن

    be under the care of somebody

    تحت نظر کسی بودن، زیر نظر کسی بودن

    in care

    (در بریتانیا) (کودکان) تحت سرپرستی

    noun

    ناراحتی، غم و غصه، پریشانی، دغدغه، نگرانی، ترس، دلهره

    noun

    (در جمع) (cares) ناملایمات، مسائل، مصائب

    verb - intransitive

    ناراحت بودن، نگران بودن، اهمیت دادن

    for aught / all one / somebody cares

    اما / گرچه/ آنچه برای کسی اصلاً مهم نبودن

    no care less

    (محاوره) اصلاً اهمیت ندادن، اصلاً برای کسی مهم نبودن

    نمونه‌جمله‌های بیشتر

    care about

    ناراحت بودن برای، اهمیت دادن به، به فکر کسی/چیزی بودن

    care for

    به فکر کسی / چیزی بودن، اهمیت دادن به، برای کسی مهم بودن، مراقبت کردن از، مواظبت کردن از، نگه‌داری کردن از، حمایت کردن از، دوست داشتن، علاقه داشتن به، دل (کسی) خواستن، میل داشتن

    Care to do something....

    مایل بودن که...، دوست داشتن که...

    I don't care! As if I cared! Who cares?

    به من چه! به درک! کی حوصله‌ی این حرف‌ها را دارد؟

    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد care

    1. noun personal interest, concern
      Synonyms:
      worry trouble anxiety stress concern burden pressure disturbance uneasiness disquiet vexation annoyance distress solicitude apprehension bother misgiving alarm responsibility strain hindrance impediment hardship affliction aggravation unhappiness sorrow discomposure consternation dismay fretfulness chagrin woe perplexity foreboding stew handicap load nuisance oppression onus sweat tribulation charge incubus exasperation anguish
      Antonyms:
      carelessness negligence inattention disregard neglect thoughtlessness oversight ignorance
    1. noun carefulness, attention to detail
      Synonyms:
      caution carefulness attention to detail concentration effort interest heed thought regard concern diligence prudence alertness consideration direction management vigilance wariness precaution trouble exactness nicety pains solicitude discrimination conscientiousness scrupulousness watchfulness circumspection forethought particularity meticulousness fastidiousness exertion enthusiasm
      Antonyms:
      carelessness negligence neglect oversight omission
    1. noun custody of person, usually child
      Synonyms:
      control supervision protection charge keeping management trust guardianship custody direction tutelage ward wardship administration safekeeping aegis auspices ministration superintendence
    1. verb tend to
      Synonyms:
      attend watch mind look after consider tend nurture foster protect nurse take pains provide for wait on pay attention to keep an eye on watch over sit baby sit keep tabs on minister treasure ride herd on mind the store
      Antonyms:
      ignore neglect disregard
    1. verb regard highly
      Synonyms:
      like love enjoy desire want respect cherish prize take to hold dear be fond of find congenial be crazy about
      Antonyms:
      dislike hate not care

    Collocations

    have a care

    (قدیمی) مواظب بودن، مراقب بودن

    Idioms

    care of

    توسطِ، به آدرس، از طریق (هنگام اشاره به کسی که می‌توان در نبود ما از طریق آن شخص با ما ارتباط برقرار کرد)

    لغات هم‌خانواده care

    noun
    care, carer
    adjective
    careful, caring
    verb - intransitive
    care
    adverb
    carefully

    سوال‌های رایج care

    گذشته‌ی ساده care چی میشه؟

    گذشته‌ی ساده care در زبان انگلیسی cared است.

    شکل سوم care چی میشه؟

    شکل سوم care در زبان انگلیسی cared است.

    شکل جمع care چی میشه؟

    شکل جمع care در زبان انگلیسی cares است.

    وجه وصفی حال care چی میشه؟

    وجه وصفی حال care در زبان انگلیسی caring است.

    سوم‌شخص مفرد care چی میشه؟

    سوم‌شخص مفرد care در زبان انگلیسی cares است.

    ارجاع به لغت care

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «care» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۸ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/care

    لغات نزدیک care

    • - cardsharp
    • - cardsharper
    • - care
    • - care deeply
    • - care of
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    repatriation prob loosely ageusia multifaceted radiant take on quark gluon to make a long story short jump the gun to each his own think back tito tin مقرب غبار غربال غله خبیث خبث خندق قافله غلاف قفل دیلدو ذوب راگبی رئیس هیئت‌مدیره روانی
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.