آیکن بنر

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

مشاهده
آخرین به‌روزرسانی:

Handicap

ˈhændikæp ˈhændikæp

گذشته‌ی ساده:

handicapped

شکل سوم:

handicapped

سوم‌شخص مفرد:

handicaps

وجه وصفی حال:

handicapping

شکل جمع:

handicaps

معنی handicap | جمله با handicap

noun countable

نقص، مانع، اشکال، ناتوانی، کاستی، معلولیت، نقطه ضعف

Blindness is a serious handicap.

نابینایی معلولیت مهمی است.

students with physical handicaps

دانش‌آموزان دارای معلولیت‌های جسمی

verb - transitive

ناتوان کردن، معلول کردن، مانع شدن، مشکل ایجاد کردن

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

نرم افزار آی او اس فست دیکشنری

The war left him poor and mentally handicapped.

جنگ موجب فقر و نقص روانی او شد.

verb - transitive

امتیاز دادن، آوانس دادن، فرجه دادن

He gave me a five-point handicap and still won!

او به من پنج پوان فرجه داد و باز هم برنده شد!

پیشنهاد بهبود معانی

انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد handicap

  1. verb give disadvantage
    Antonyms:

Collocations

the handicapped

معلولان، آکمندان، توان‌کاستگان، توان‌خواهان

سوال‌های رایج handicap

گذشته‌ی ساده handicap چی میشه؟

گذشته‌ی ساده handicap در زبان انگلیسی handicapped است.

شکل سوم handicap چی میشه؟

شکل سوم handicap در زبان انگلیسی handicapped است.

شکل جمع handicap چی میشه؟

شکل جمع handicap در زبان انگلیسی handicaps است.

وجه وصفی حال handicap چی میشه؟

وجه وصفی حال handicap در زبان انگلیسی handicapping است.

سوم‌شخص مفرد handicap چی میشه؟

سوم‌شخص مفرد handicap در زبان انگلیسی handicaps است.

ارجاع به لغت handicap

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «handicap» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ شهریور ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/handicap

لغات نزدیک handicap

پیشنهاد بهبود معانی