آیکن بنر

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

به‌روزرسانی کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
امکانات و اشتراک‌ها
ورود یا ثبت‌نام دیکشنری مترجم لغات من وبلاگ
دیکشنری مترجم لغات من
ابزارها
آخرین مطالب آموزشی مشاهده‌ی همه
۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟ چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟
ابزارهای هوش مصنوعی
بهبود گرامر بازنویسی توسعه خلاصه تغییر لحن تبدیل آدرس تصحیح رایتینگ آیلتس تست تعیین سطح لغت
مترجم زبان‌های دیگر
  • EN مترجم انگلیسی ترجمه‌ی انگلیسی به فارسی و برعکس
  • DE مترجم آلمانی ترجمه‌ی آلمانی به فارسی و برعکس
  • FR مترجم فرانسوی ترجمه‌ی فرانسوی به فارسی و برعکس
  • ES مترجم اسپانیایی ترجمه‌ی اسپانیایی به فارسی و برعکس
  • IT مترجم ایتالیایی ترجمه‌ی ایتالیایی به فارسی و برعکس
  • TR مترجم ترکی ترجمه‌ی ترکی به فارسی و برعکس
  • AR مترجم عربی ترجمه‌ی عربی به فارسی و برعکس
  • RU مترجم روسی ترجمه‌ی روسی به فارسی و برعکس
تبدیل عدد به حروف

برای تبدیل عدد به حروف، عدد خود را در بخش دیکشنری بنویسید.

رفتن به دیکشنری
نرم‌افزارها
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
تنظیمات
ورود یا ثبت‌نام وارد شوید یا رایگان ثبت‌نام کنید و از امکانات کامل، از جمله مترجم متن استفاده کنید. خرید اشتراک
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
  • وبلاگ
پشتیبانی
  • پشتیبانی از طریق ایمیل
  • فست‌دیکشنری در اینستاگرام
  • فست‌دیکشنری در اکس
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۰ فروردین ۱۴۰۴

      Advantage

      ədˈvænt̬ɪdʒ ədˈvɑːntɪdʒ

      گذشته‌ی ساده:

      advantaged

      شکل سوم:

      advantaged

      سوم‌شخص مفرد:

      advantages

      وجه وصفی حال:

      advantaging

      شکل جمع:

      advantages

      معنی advantage | جمله با advantage

      noun countable uncountable B1

      فایده، صرفه، سود، برتری، مزیت، امتیاز، تفوق، منفعت

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی متوسط

      مشاهده
      سطح لغات انگلیسیت رو بسنج آزمون فست‌دیکشنری · ۳۰ سوال · رایگان
      شروع تست

      It is to my advantage.

      این موضوع به نفع من است.

      He used his experience to his advantage during the negotiations.

      او از تجربه‌اش در مذاکرات به سود خود استفاده کرد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Access to early education provides a long-term advantage in academic performance.

      دسترسی به آموزش زودهنگام، مزیت بلندمدتی در عملکرد تحصیلی ایجاد می‌کند.

      the advantages of punctuality

      فواید وقت‌شناسی

      noun uncountable

      ورزش (تنیس) ادونتج (امتیاز به‌دست‌آمده بعداز دی‌یوس)

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی ورزش

      مشاهده

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      ‫متن بلند فارسی یا انگلیسی شما را در چند ثانیه خلاصه می‌کند‬

      After several deuces, he finally got the advantage and won the game.

      بعداز چندین دی‌یوس، بالاخره به ادونتج رسید و بازی را برد.

      If she wins this point, she keeps her advantage and takes the game.

      اگر این امتیاز را ببرد، ادونتجش را حفظ کرده و بازی را از آن خود می‌کند.

      verb - transitive

      مزیت بخشیدن، سود رساندن، برتری دادن

      She was accused of advantaging her own team by manipulating the schedule.

      او متهم شد که با دستکاری برنامه‌ی زمانی، به تیم خودش برتری داده است.

      This new tax policy seems designed to advantage big corporations.

      به نظر می‌رسد این سیاست مالیاتی جدید، برای سود رساندن به شرکت‌های بزرگ طراحی شده باشد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد advantage

      1. noun benefit, favored position or circumstance
        Synonyms:
        benefit help support aid gain good favor convenience asset interest power influence authority edge prestige return resources protection preference choice comfort luck break upper hand ascendancy dominance mastery lead supremacy prevalence expediency utility position recognition sanction boon improvement leeway odds avail gratification hold wealth leverage leg-up eminence pre-eminence starting
        Antonyms:
        disadvantage loss drawback obstacle handicap restriction hindrance
      1. verb to be an advantage to
        Synonyms:
        avail benefit capitalize profit exploit serve leech boot utilize
        Antonyms:
        disadvantage

      Collocations

      to advantage

      با بهره‌وری، با استفاده، با نفع

      to take advantage of

      از فرصت استفاده کردن، بهره‌گیری کردن

      gain an advantage

      مزیت کسب کردن، به دست آوردن برتری

      take advantage of

      سوء استفاده کردن، بهره برداری کردن (مثبت یا منفی)

      work to someone’s advantage

      به نفع کسی تمام شدن، به سود کسی بودن

      لغات هم‌خانواده advantage

      noun
      advantage
      adjective
      advantageous, advantaged
      verb - transitive
      disadvantage
      adverb
      advantageously

      سوال‌های رایج advantage

      گذشته‌ی ساده advantage چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده advantage در زبان انگلیسی advantaged است.

      شکل سوم advantage چی میشه؟

      شکل سوم advantage در زبان انگلیسی advantaged است.

      شکل جمع advantage چی میشه؟

      شکل جمع advantage در زبان انگلیسی advantages است.

      وجه وصفی حال advantage چی میشه؟

      وجه وصفی حال advantage در زبان انگلیسی advantaging است.

      سوم‌شخص مفرد advantage چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد advantage در زبان انگلیسی advantages است.

      ارجاع به لغت advantage

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «advantage» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۳ آبان ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/advantage

      لغات نزدیک advantage

      • - advancement
      • - advances
      • - advantage
      • - advantaged
      • - advantageous
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      ۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند

      آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟

      چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      cardi- by aut- ante fore Greco grogram az levo bullet point mal puberty gripple gaming table fox squirrel ماراسکینو مخل مانع‌آفرین ترفند حیله مانیل مایه‌ی رسوایی منوط منوط بودن منوط کردن گی‌لیک ادغام اجتناب‌ناپذیری اجتناب‌ناپذیرانه استرداد
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.