آیکن بنر

افزونه‌ی کروم فست‌دیکشنری به‌روزرسانی شد

افزونه‌ی فست‌دیکشنری به‌روزرسانی شد

تست کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Phrasal verbs
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

    Profit

    ˈprɑːfɪt ˈprɒfɪt

    گذشته‌ی ساده:

    profited

    شکل سوم:

    profited

    سوم‌شخص مفرد:

    profits

    وجه وصفی حال:

    profiting

    شکل جمع:

    profits

    معنی profit | جمله با profit

    noun countable B2

    سود، فایده، منفعت، مزیت، برتری

    link-banner

    لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی متوسط

    مشاهده

    I made a profit of $200.

    دویست دلار سود بردم.

    We sold our house at a profit.

    ما منزلمان را با منفعت فروختیم.

    verb - intransitive

    منفعت بردن، عایدی داشتن، سود بردن

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    خرید اشتراک فست دیکشنری

    I have profited greatly from your advice.

    از نصایح شما خیلی استفاده برده‌ام.

    verb - transitive

    فایده رساندن

    It will profit you nothing to do that.

    انجام آن کار برایت هیچ سودی نخواهد داشت.

    What does it profit a man to gain the whole world and lose his soul?

    (انجیل) چه فایده دارد اگر انسان همه‌ی دنیا را به‌دست آورد؛ ولی وجدان و روح خود را از دست بدهد؟

    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد profit

    1. noun gain
      Synonyms:
      benefit advantage earnings income return revenue proceeds receipt accumulation acquisition production yield value interest saving product winnings augmentation advancement remuneration takings surplus output use net gross split percentage bottom line harvest turnout gate receipts goods take avail aggrandizement emoluments killing lucre cleanup gravy skim velvet
      Antonyms:
      loss
    1. verb gain; get or give an advantage
      Synonyms:
      use benefit aid help improve earn realize promote exploit capitalize on utilize better serve contribute recover pay learn from avail thrive work for score prosper pay off take advantage of make money make good use of put to good use be of advantage stand in good stead make the most of turn to advantage clean up make capital cash in on make a killing make a haul make it big clear
      Antonyms:
      lose

    Phrasal verbs

    profit by (or from) something

    از چیزی بهره‌مند شدن، پند گرفتن، استفاده‌ی تجربی یا معنوی کردن

    لغات هم‌خانواده profit

    noun
    profit, profitability, profiteering, profiteer
    adjective
    profitable, profitless
    verb - intransitive
    profit, profiteer
    adverb
    profitably, profitlessly

    سوال‌های رایج profit

    گذشته‌ی ساده profit چی میشه؟

    گذشته‌ی ساده profit در زبان انگلیسی profited است.

    شکل سوم profit چی میشه؟

    شکل سوم profit در زبان انگلیسی profited است.

    شکل جمع profit چی میشه؟

    شکل جمع profit در زبان انگلیسی profits است.

    وجه وصفی حال profit چی میشه؟

    وجه وصفی حال profit در زبان انگلیسی profiting است.

    سوم‌شخص مفرد profit چی میشه؟

    سوم‌شخص مفرد profit در زبان انگلیسی profits است.

    ارجاع به لغت profit

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «profit» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۷ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/profit

    لغات نزدیک profit

    • - proficient
    • - profile
    • - profit
    • - profit and loss
    • - profit by (or from) something
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    ataraxia treatment birth mother raise raise a family because adoptive parent beat time beastie beanstalk give birth be due for something be nice to someone be expecting be wary of (something) حیرت متحیر بهتان جغور بغور بغ‌بغو باقلوا تنبان تبرئه شلغم آب‌وهوا ایروبیک ناجی زهر عامیانه مغلق
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.