آیکن بنر

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

خرید اشتراک
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۲ بهمن ۱۴۰۳

      Turnout

      ˈtɜrːnaʊt ˈtɜːnaʊt

      شکل جمع:

      turnouts

      معنی turnout | جمله با turnout

      noun countable

      تعداد حضار، شرکت‌کنندگان، رأی‌دهندگان

      The turnout at the concert exceeded all expectations.

      تعداد شرکت‌کنندگان در کنسرت فراتر از انتظار بود.

      The turnout for the local elections was surprisingly low this year.

      تعداد رأی‌دهندگان در انتخابات محلی به‌طرز شگفت‌آوری پایین بود.

      noun countable

      بخش عریض جاده (که معمولاً خودروها برای پارک کردن استفاده می‌کنند)، خط مجال، خروجی

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      خرید اشتراک فست دیکشنری

      The map clearly indicated the location of the turnout for easier navigation.

      نقشه به‌وضوح محل خروجی را برای ناوبری آسان‌تر نشان داد.

      The turnout on the highway allowed us to stop and enjoy the scenic view.

      بخش عریض جاده در بزرگراه به ما اجازه داد تا توقف کنیم و از منظره‌ی زیبا لذت ببریم.

      noun countable

      کالسکه و اسب

      The elegant turnout at the parade impressed everyone in attendance.

      کالسکه‌ی زیبا در این رژه، همه‌ی حضار را تحت‌تأثیر قرار داد.

      The royal family's turnout was the highlight of the annual event.

      کالسکه و اسب خانواده‌ی سلطنتی از نقاط برجسته‌ی این رویداد سالانه بود.

      noun countable

      تجهیزات، اسباب

      The new turnout has improved our team's efficiency during operations.

      تجهیزات جدید باعث افزایش کارایی تیم ما در حین عمل‌ها شده است.

      Proper maintenance of turnout extends its lifespan.

      نگهداری مناسب از اسباب طول‌ عمرشان را افزایش می‌دهد.

      noun countable

      میزان تولید، تولید خالص

      The corn's turnout exceeded all expectations.

      میزان تولید ذرت بیشتر از حد انتظار بود.

      The farmers were pleased with the high turnout this season.

      کشاورزان از میزان بالای تولید خالص این فصل راضی بودند.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد turnout

      1. noun group assembling for event
        Synonyms:
        crowd gathering assembly audience attendance number group congregation assemblage throng gate
      1. noun amount produced
        Synonyms:
        production output product volume yield aggregate turnover productivity quota outturn
        Antonyms:
        source resource origin

      سوال‌های رایج turnout

      شکل جمع turnout چی میشه؟

      شکل جمع turnout در زبان انگلیسی turnouts است.

      ارجاع به لغت turnout

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «turnout» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/turnout

      لغات نزدیک turnout

      • - turnkey
      • - turnoff
      • - turnout
      • - turnover
      • - turnpike
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      case in point casita catch up on something change your mind chemical circumnavigate prance calm shopping basket magnitude bushed plausibility satisfactorily scalpel pentagon جنده حشرات خاور رابطه‌ی جنسی یک‌شبه سستی سیار شرمگاه لثه او عالم آسیب‌شناسی آغازین اسب‌سوار استعفا امتحان کننده
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.