Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Phrasal verbs
    • Collocations
    • Idioms
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

      Crowd

      kraʊd kraʊd

      گذشته‌ی ساده:

      crowded

      شکل سوم:

      crowded

      سوم‌شخص مفرد:

      crowds

      وجه وصفی حال:

      crowding

      شکل جمع:

      crowds

      معنی crowd | جمله با crowd

      noun verb - transitive verb - intransitive A2

      جمعیت، ازدحام، شلوغی، اجتماع، گروه، ازدحام کردن، چپیدن، با زور و فشار پر کردن، انبوه مردم

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی پیشرفته

      مشاهده

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      فست دیکشنری در ایکس

      A crowd (of people) gathered in the square.

      انبوهی از مردم در میدان گرد آمدند.

      He vanished into the crowd.

      او در میان جمعیت ناپدید شد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      He is a crowd pleaser.

      او عوام فریب است، او مردم پسند است.

      the political leader and his crowd of followers

      رهبر سیاسی و گروه پیرو او

      The referee blew his whistle and the crowd roared.

      داور مسابقه سوت زد و تماشاگران برخروشیدند.

      Reporters crowded the courtroom.

      گزارشگران در دادگاه ازدحام کردند.

      Fifty people were crowded into a small bus.

      پنجاه نفر را در یک اتوبوس کوچک چپانده بودند.

      They crowded the sheep into the pen.

      گوسفندان را به آغل راندند.

      People crowded about his corpse.

      مردم دور جسد او جمع شدند.

      The children crowded me out of the bed.

      بچه‌ها مرا از تخت بیرون انداختند.

      Stop crowding me, I can't write any faster!

      اذیتم نکن! از این تندتر نمی‌توانم بنویسم!

      Today the streets are crowded.

      امروز خیابانها شلوغ است.

      All day, crowds of people came to watch.

      تمام روز دسته‌های انبوه مردم برای تماشا آمدند.

      A whole crowd of relatives are coming to dinner!

      یک قافله قوم و خویش برای شام خواهند آمد!

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد crowd

      1. noun large assembly
        Synonyms:
        group people company organization party bunch lot mass multitude mob throng host horde flock herd pack set cluster circle crew legion army gaggle swarm deluge flood stream surge crush jam press meet muster concourse array scores masses rabble troupe confluence coterie faction posse tumult conflux blowout sellout cattle cloud congeries great unwashed rank and file
      1. noun special group of friends
        Synonyms:
        group bunch set circle lot clique posse faction in-crowd coterie push
      1. verb cram, press into area
        Synonyms:
        pack push squeeze shove press into area gather jam crush pile cram flock swarm throng stream surge congregate cluster huddle mass troop ram squash overcrowd justle bunch bundle chock deluge swamp muster bear elbow squish top off pack ‘em in pack like sardines sardine
        Antonyms:
        leave abandon retreat

      Phrasal verbs

      crowd out

      (با فشار یا ازدحام کسی را) بیرون راندن

      Collocations

      crowds of (or a whole crowd of)

      شمار بسیار، مردم زیاد

      Idioms

      crowd (on) sail

      (کشتی بادبانی) شمار زیادی بادبان افراشتن (برای زیاد کردن سرعت)

      three is a crowd

      (عامیانه) مزاحم نشو (ما دو نفر می‌خواهیم تنها باشیم)، سه نفری نمی‌شود.

      لغات هم‌خانواده crowd

      noun
      crowd, overcrowding
      adjective
      crowded, overcrowded
      verb - transitive
      crowd

      سوال‌های رایج crowd

      گذشته‌ی ساده crowd چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده crowd در زبان انگلیسی crowded است.

      شکل سوم crowd چی میشه؟

      شکل سوم crowd در زبان انگلیسی crowded است.

      شکل جمع crowd چی میشه؟

      شکل جمع crowd در زبان انگلیسی crowds است.

      وجه وصفی حال crowd چی میشه؟

      وجه وصفی حال crowd در زبان انگلیسی crowding است.

      سوم‌شخص مفرد crowd چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد crowd در زبان انگلیسی crowds است.

      ارجاع به لغت crowd

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «crowd» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۸ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/crowd

      لغات نزدیک crowd

      • - crowbar
      • - crowberry
      • - crowd
      • - crowd (on) sail
      • - crowd out
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      satirical sender September assault force sectional sheath knife seminar smite snapback repackage look threesome main either salsa انتظام انقلابی باشگاه برهمن بیهودگی آب دهان قورت دادن آخیش آدم آزاد آزادیخواه آسان آسیا آس و پاس آشفته آفت آفتاب‌پرست
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.