آیکن بنر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

کوییز فوتبالی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Phrasal verbs
    • Collocations
    • Idioms
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

      Squeeze

      skwiːz skwiːz

      گذشته‌ی ساده:

      squeezed

      شکل سوم:

      squeezed

      سوم‌شخص مفرد:

      squeezes

      وجه وصفی حال:

      squeezing

      معنی squeeze | جمله با squeeze

      verb - transitive verb - intransitive B2

      فشردن، له کردن، چلاندن، فشار دادن، به زور جا دادن، زور آوردن، چپاندن

      CEFR
      سطح واقعی لغات انگلیسیت رو بدون! تست رایگان · ۳۰ سوال · نتیجه فوری
      شروع تست

      Arianne gave my hand a gentle squeeze.

      آرین دستم را به نرمی فشار داد.

      Homa gave the toothpaste a squeeze.

      هما به خمیر دندان فشار داد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      to squeeze the trigger

      ماشه را فشردن

      The fat lady squeezed through the door.

      خانم چاق به سختی از در رد شد.

      we squeezed into his small room

      چپیدیم توی اتاق کوچک او

      The driver squeezed eight passengers into his taxi.

      راننده هشت مسافر را در تاکسی خود چپاند.

      She squeezed her hand into the hole.

      دستش را توی سوراخ چپاند.

      squeeze the clothes well and hang them on the line!

      رختها را خوب بچلان و از بند آویزان کن!

      to squeeze a pomegranate and extract its juice

      انار را چلاندن و آب آن را گرفتن

      to squeeze water from a sponge

      آب اسفنج را چلاندن

      he squeezed my arm and said,"look at that man!"

      بازویم را فشرد و گفت: «آن آقا را ببین!»

      noun countable

      فشار، تراکم، فشردگی

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      خرید اشتراک فست دیکشنری
      noun countable

      کمبود، مضیقه، تنگنا

      a financial squeeze

      تنگنای مالی

      housing squeeze

      کمبود مسکن

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      a manpower squeeze

      کمبود نیروی انسانی

      noun countable

      چند قطره، چند چکه

      a squeeze of lemon

      چند قطره آب لیمو

      noun countable

      آغوش، بغل

      verb - transitive

      در حق کسی اجحاف کردن، در مضیقه قرار دادن، در تنگنا گذاشتن

      Heavy taxes were squeezing the farmers.

      مالیات‌های سنگین کشاورزان را تحت فشار قرار داده بود.

      Creditors squeezed his lands from him.

      طلبکاران زمین‌های او را به زور از او گرفتند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Imported products squeezed the country's factories.

      کالاهای وارداتی کارخانه‌های کشور را در تنگنا قرار می‌دادند.

      ... give or else the tyrant will squeeze it out of you

      ... بده ورنه ستمگر به زور بستاند

      verb - transitive

      در آغوش گرفتن

      My father squeezed me in his arms.

      پدرم مرا در آغوش خود فشرد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد squeeze

      1. noun pressure, crushing
        Synonyms:
        force press crowd crush hold restraint influence embrace hug clasp handclasp clutch jam squash congestion crunch
        Antonyms:
        opening
      1. verb exert pressure on sides, parts of something
        Synonyms:
        press crush compress force pack thrust hold tight clasp embrace hug cuddle grip bear stuff cram jam pinch clip squash squish contract wring choke throttle scrunch crowd enfold clutch quash jostle nip ram wedge
        Antonyms:
        expand uncompress
      1. verb try to get money out of
        Synonyms:
        extract milk bleed shake down extort wrench wring pressure pressurize lean on pinch oppress bring pressure to bear put screws to eke out
        Antonyms:
        give donate

      Phrasal verbs

      squeeze through (or by)

      (عامیانه) با اشکال یا امتیاز بسیار کم قبول شدن یا برنده شدن یا عبور کردن

      Collocations

      put the squeeze on someone

      کسی را تحت فشار قرار دادن

      Idioms

      main squeeze

      دوست دختر، معشوقه

      سوال‌های رایج squeeze

      گذشته‌ی ساده squeeze چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده squeeze در زبان انگلیسی squeezed است.

      شکل سوم squeeze چی میشه؟

      شکل سوم squeeze در زبان انگلیسی squeezed است.

      وجه وصفی حال squeeze چی میشه؟

      وجه وصفی حال squeeze در زبان انگلیسی squeezing است.

      سوم‌شخص مفرد squeeze چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد squeeze در زبان انگلیسی squeezes است.

      ارجاع به لغت squeeze

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «squeeze» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۳ تیر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/squeeze

      لغات نزدیک squeeze

      • - squeamish
      • - squeegee
      • - squeeze
      • - squeeze bottle
      • - squeeze play
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      famously fastness fatally feign felicitous dance floor dali dada cytoplasm CYT cut through red tape contentiously correction Corp. contained تینر جامع جایگزین جزیره جلال سوزاک شکایت کردن فحش دادن قالی لمس کردن مادرشوهر ماندن مشکو مونث هزارپا
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.