آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۸ اردیبهشت ۱۴۰۳

      Scrunch

      skrʌntʃ skrʌntʃ

      گذشته‌ی ساده:

      scrunched

      سوم‌شخص مفرد:

      scrunches

      وجه وصفی حال:

      scrunching

      معنی scrunch | جمله با scrunch

      verb - intransitive verb - transitive

      صدای خورد شدن چیزی، صدای له شدن چیزی، صدای به‌هم خوردن چیزی (مثل صدای سنگ‌ریزه)

      I heard the leaves scrunching beneath my boots as I walked through the forest.

      وقتی در جنگل قدم می‌زدم، صدای له شدن برگ‌ها را از زیر چکمه‌هایم شنیدم.

      They scrunched gravel under their feet.

      صدای خورد شدن سنگ‌ریزه از زیر پای آن‌ها آمد.

      verb - transitive

      به‌هم فشردن، مچاله کردن، منقبض کردن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      هوش مصنوعی فست دیکشنری

      She scrunches the paper into a tight ball and throws it in the trash.

      او کاغذ را شبیه به یک توپ محکم مچاله می‌کند و آن را در سطل زباله می‌اندازد.

      He scrunched the letter up.

      نامه را به‌هم فشرد.

      verb - intransitive verb - transitive

      جمع کردن

      I always scrunch my eyebrows when I'm deep in thought.

      همیشه وقتی در فکر فرو می‌روم، ابروهایم را جمع می‌کنم.

      He scrunches his lips whenever he's trying not to laugh.

      هروقت سعی می‌کند نخندد، لب‌هایش را جمع می‌کند.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد scrunch

      1. verb crumple
        Synonyms:
        crumple up squeeze compress squash crunch rumple

      سوال‌های رایج scrunch

      گذشته‌ی ساده scrunch چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده scrunch در زبان انگلیسی scrunched است.

      وجه وصفی حال scrunch چی میشه؟

      وجه وصفی حال scrunch در زبان انگلیسی scrunching است.

      سوم‌شخص مفرد scrunch چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد scrunch در زبان انگلیسی scrunches است.

      ارجاع به لغت scrunch

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «scrunch» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۵ فروردین ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/scrunch

      لغات نزدیک scrunch

      • - scrummage
      • - scrumptious
      • - scrunch
      • - scrunchy
      • - scruple
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      needless to say negativity neptune tragically transactional tree-planting scheme trickiness troglodyte seize control selene self-assured self-doubt self-expression self-portrait self-respect کف دست کیسه‌ی صفرا کیف زنانه گرسنه گرفتگی عضله گیر افتادن گیره یواشکی یونان پادری عکاس داربست بندی در یک دو
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.