آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Idioms
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۴ آبان ۱۴۰۴

      Fund

      fʌnd fʌnd

      گذشته‌ی ساده:

      funded

      شکل سوم:

      funded

      سوم‌شخص مفرد:

      funds

      وجه وصفی حال:

      funding

      شکل جمع:

      funds

      معنی fund | جمله با fund

      noun countable C1

      صندوق، منبع مالی، سرمایه، بودجه، ذخیره‌ی مالی، اندوخته‌ی مالی

      Most of the research was financed through a government fund.

      بیشتر پژوهش از طریق منبع مالی دولتی تأمین شد.

      The school established a scholarship fund for underprivileged students.

      این مدرسه، صندوق کمک هزینه‌ی تحصیلی برای دانش‌آموزان محروم ایجاد کرد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      They are setting up a special fund to help the unemployed.

      دارند صندوق ویژه‌ای برای کمک به بیکاران ایجاد می‌‌کنند.

      the earthquake relief fund

      صندوق کمک به زلزله‌زدگان

      fund accounts

      حساب‌های تن‌خواه

      noun plural C1

      بودجه، سرمایه

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      خرید اشتراک فست دیکشنری

      Are you short of funds?

      سرمایه کم داری؟

      The necessary funds for the construction of the dam have not been set aside yet.

      هنوز وجوه لازم برای ساختن سد اختصاص داده نشده است.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      The company is running out of funds.

      نقدینگی شرکت رو به اتمام است.

      verb - transitive C1

      سرمایه گذاری کردن، تأمین مالی کردن، هزینه‌ی چیزی را پرداختن، بودجه تأمین کردن، پشتیبانی مالی کردن

      The necessary budget for the project is going to be privately funded.

      بودجه‌ی لازم برای این طرح از سوی بخش خصوصی تأمین خواهد شد.

      Who is funding it?

      پول آن را چه کسی می‌دهد؟

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد fund

      1. noun repository, reserve
        Synonyms:
        store stock supply reservoir pool reserve storehouse source foundation treasury mine hoard kitty capital inventory trust endowment vein armamentarium
      1. verb provide money for
        Synonyms:
        support finance back subsidize pay for something promote endow patronize bankroll stake float capitalize grubstake pick up the tab pick up the check juice
        Antonyms:
        take

      Idioms

      in funds

      (عامیانه) دارای پول کافی

      لغات هم‌خانواده fund

      noun
      fund, refund, funding
      adjective
      funded
      verb - transitive
      fund, refund

      سوال‌های رایج fund

      گذشته‌ی ساده fund چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده fund در زبان انگلیسی funded است.

      شکل سوم fund چی میشه؟

      شکل سوم fund در زبان انگلیسی funded است.

      شکل جمع fund چی میشه؟

      شکل جمع fund در زبان انگلیسی funds است.

      وجه وصفی حال fund چی میشه؟

      وجه وصفی حال fund در زبان انگلیسی funding است.

      سوم‌شخص مفرد fund چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد fund در زبان انگلیسی funds است.

      ارجاع به لغت fund

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «fund» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۷ اسفند ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/fund

      لغات نزدیک fund

      • - functioning
      • - functor
      • - fund
      • - fundament
      • - fundamental
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      hand come out variant crook excess biological equalizer Americano equation Hispanic admissible algonquian allethrin amputator anti-tourism رفع خستگی کردن رنگارنگ رنگ‌کار روال جنت حافظه حر خستگی دل بستن دل کندن دوران نوزیستی ژرف‌کاو جناغ پیاده شدن ترحیمی
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.