آیکن بنر

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

خرید اشتراک
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۲ اردیبهشت ۱۴۰۴

      Reserve

      rɪˈzɜrːv rɪˈzɜːv

      گذشته‌ی ساده:

      reserved

      شکل سوم:

      reserved

      سوم‌شخص مفرد:

      reserves

      وجه وصفی حال:

      reserving

      شکل جمع:

      reserves

      معنی reserve | جمله با reserve

      verb - transitive B1

      از پیش حفظ کردن، رزرو کردن، کنار گذاشتن، پس نهاد کردن، نگه داشتن، اختصاص دادن، اندوختن

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی فوق متوسط

      مشاهده

      All rights reserved.

      کلیه‌ی حقوق وابسته به این کتاب محفوظ است.

      These seats are reserved for the elderly and the handicapped.

      این صندلی‌ها مختص سالمندان و معلولان است.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      For Nowruz we must reserve rooms now.

      از حالا باید برای نوروز اتاق رزرو کنیم.

      She reserved her criticism for a later occasion.

      او انتقاد خود را به یک فرصت بعدی موکول کرد.

      money reserved for emergencies

      پولی که برای موارد اضطراری پس انداز شده است

      This garden is reserved for the members of the club.

      این باغ ویژه‌ی اعضای باشگاه است.

      noun countable

      اندوخته، ذخیره، منبع

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      فست دیکشنری در ایکس

      Iran's huge oil and gas reserves

      منابع عظیم نفت و گاز ایران

      Our cash reserves are dwindling fast.

      اندوخته‌ی نقدی ما درحال نقصان است.

      noun countable

      (ارتش) نیروی ذخیره، نیروی احتیاط

      Reserves are not permanently ready for action but can be used in emergencies.

      قوای ذخیره دائما آماده‌ی عمل نیستند، ولی می‌توان در موارد ناگهانی از آن‌ها استفاده کرد.

      reserve mobilization

      بسیج نیروهای احتیاط

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      a detachment of naval reserves

      گروهی از افراد ذخیره‌ی نیروی دریایی

      the country's foreign exchange reserves

      ذخایر ارزی کشور

      noun uncountable

      خودداری، شکیبایی، وقار، توداری، متانت

      a woman who lacks all reserve and judgement

      زنی که از خودداری و قضاوت بویی نبرده است

      His behavior has lost its former reserve.

      رفتار او وقار پیشین خود را از دست داده است.

      noun countable

      منطقه‌ی حفاظت‌شده، پارک طبیعی

      a wild animal reserve

      منطقه‌ی جانوران وحشی

      a forest reserve

      پارک جنگلی

      noun countable

      تعویض، بدل، عوض

      noun countable

      اقتصاد قیمت تعیین‌شده

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی اقتصاد

      مشاهده

      The painting sold for twice the reserve price.

      نقاشی به دو برابر بهای تعیین‌شده به فروش رفت.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد reserve

      1. noun supply
        Synonyms:
        stock store fund resources inventory stash cache savings assets provisions capital wealth stockpile reservoir hoard backlog nest egg emergency fund rainy day fund insurance plant drop ace in hole
        Antonyms:
        nothing emptiness
      1. noun coolness of manner
        Synonyms:
        coldness calmness caution restraint reservation aloofness formality reluctance shyness diffidence modesty quietness inhibition constraint backwardness reticence silence repression self-restraint unresponsiveness uncommunicativeness taciturnity secretiveness suppression coyness demureness
        Antonyms:
        warmth friendliness
      1. verb keep, hold back
        Synonyms:
        have hold retain maintain hold back keep back save store preserve withhold delay postpone put off conserve hoard possess put away put by set aside stockpile store up lay up keep out stash squirrel away stow away plant duck
        Antonyms:
        give distribute offer let go
      1. verb hold for future use
        Synonyms:
        book retain secure engage schedule contract bespeak prearrange preengage
        Antonyms:
        use spend waste

      Collocations

      in reserve

      در ذخیره، در پس‌انداز، در احتیاط

      reserve the right (to do something)

      حق خود را (برای انجام کاری) محفوظ نگه‌داشتن

      without reserve

      1- (به‌طور) نامحدود 2- بی‌تردید، بدون دودلی 3- (حراج) بدون بهای حداقل

      سوال‌های رایج reserve

      گذشته‌ی ساده reserve چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده reserve در زبان انگلیسی reserved است.

      شکل سوم reserve چی میشه؟

      شکل سوم reserve در زبان انگلیسی reserved است.

      شکل جمع reserve چی میشه؟

      شکل جمع reserve در زبان انگلیسی reserves است.

      وجه وصفی حال reserve چی میشه؟

      وجه وصفی حال reserve در زبان انگلیسی reserving است.

      سوم‌شخص مفرد reserve چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد reserve در زبان انگلیسی reserves است.

      ارجاع به لغت reserve

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «reserve» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/reserve

      لغات نزدیک reserve

      • - reserpine
      • - reservation
      • - reserve
      • - reserve bank
      • - reserve clause
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      case in point casita catch up on something change your mind chemical circumnavigate prance calm shopping basket magnitude bushed plausibility satisfactorily scalpel pentagon جنده حشرات خاور رابطه‌ی جنسی یک‌شبه سستی سیار شرمگاه لثه او عالم آسیب‌شناسی آغازین اسب‌سوار استعفا امتحان کننده
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.