Preserve

prɪˈzɜrːv prɪˈzɜːv
آخرین به‌روزرسانی:
|
  • گذشته‌ی ساده:

    preserved
  • شکل سوم:

    preserved
  • سوم‌شخص مفرد:

    preserves
  • شکل جمع:

    preserves

معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها

verb - transitive B2
محافظت کردن از، حفاظت کردن از، نگهداری کردن از، حفظ کردن، محفوظ نگه داشتن link-banner

لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی ۵۰۴ واژه‌ی ضروری

مشاهده

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

فست دیکشنری در اینستاگرام
- We must preserve our natural resources.
- باید از منابع طبیعی محافظت کنیم.
- Efforts to preserve the peace have failed.
- تلاش‌ها برای حفظ صلح و آرامش شکست خورد.
- be preserved
- به جا ماندن، سالم ماندن
- he is well-preserved
- خوب مانده، پیر نشده
verb - transitive
(غذا، میوه، سبزی و غیره) کنسرو کردن، خشک کردن، فریز کردن، (گوشت) قورمه کردن، (ماهی) نمک سود کردن، دودی کردن
verb - transitive
(شکارگاه، رودخانه و غیره) قرق کردن
noun countable
کنسرو، میوه‌ی نگهداری‌شده، غذای نگهداری‌شده
- peach preserve
- کمپوت هلو
noun uncountable
مربا
noun countable
(شکار) قُرُق، منطقه‌ی حفاظت‌شده
- a wildlife preserve
- محل نگه‌داری جانوران وحشی
noun countable
حق مسلم، ملک طلق
پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد preserve

  1. verb care for, maintain; continue
    Synonyms:
    keep save protect defend retain maintain store guard preserve conserve secure shield sustain uphold keep up continue safeguard shelter cure process put up can bottle pickle season refrigerate freeze perpetuate evaporate mothball mummify
    Antonyms:
    destroy hurt ruin

ارجاع به لغت preserve

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «preserve» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۹ فروردین ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/preserve

لغات نزدیک preserve

پیشنهاد بهبود معانی