آیکن بنر

ابزارها و امکانات بیشتر در نسخه‌ی جدید اپ اندروید و آیفون

ابزارها و امکانات بیشتر در نسخه‌ی جدید اپ

به‌روزرسانی کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
امکانات و اشتراک‌ها
ورود یا ثبت‌نام دیکشنری مترجم لغات من وبلاگ
دیکشنری مترجم لغات من
ابزارها
آخرین مطالب آموزشی مشاهده‌ی همه
۱۵ کلمه انگلیسی که در طول زمان تغییر معنی دادند ۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟
ابزارهای هوش مصنوعی
بهبود گرامر بازنویسی توسعه خلاصه تغییر لحن تبدیل آدرس تصحیح رایتینگ آیلتس تست تعیین سطح لغت
مترجم زبان‌های دیگر
  • EN مترجم انگلیسی ترجمه‌ی انگلیسی به فارسی و برعکس
  • DE مترجم آلمانی ترجمه‌ی آلمانی به فارسی و برعکس
  • FR مترجم فرانسوی ترجمه‌ی فرانسوی به فارسی و برعکس
  • ES مترجم اسپانیایی ترجمه‌ی اسپانیایی به فارسی و برعکس
  • IT مترجم ایتالیایی ترجمه‌ی ایتالیایی به فارسی و برعکس
  • TR مترجم ترکی ترجمه‌ی ترکی به فارسی و برعکس
  • AR مترجم عربی ترجمه‌ی عربی به فارسی و برعکس
  • RU مترجم روسی ترجمه‌ی روسی به فارسی و برعکس
تبدیل عدد به حروف

برای تبدیل عدد به حروف، عدد خود را در بخش دیکشنری بنویسید.

رفتن به دیکشنری
نرم‌افزارها
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
تنظیمات
ورود یا ثبت‌نام وارد شوید یا رایگان ثبت‌نام کنید و از امکانات کامل، از جمله مترجم متن استفاده کنید. خرید اشتراک
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
  • وبلاگ
پشتیبانی
  • پشتیبانی از طریق ایمیل
  • فست‌دیکشنری در اینستاگرام
  • فست‌دیکشنری در اکس
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۴ اردیبهشت ۱۴۰۴

      Preserve

      prɪˈzɜrːv prɪˈzɜːv

      گذشته‌ی ساده:

      preserved

      شکل سوم:

      preserved

      سوم‌شخص مفرد:

      preserves

      وجه وصفی حال:

      preserving

      شکل جمع:

      preserves

      معنی preserve | جمله با preserve

      verb - transitive B2

      محافظت کردن، صیانت کردن، نگهداری کردن، حفظ کردن، محفوظ نگه داشتن

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی ۵۰۴ واژه

      مشاهده
      سطح لغات انگلیسیت رو بسنج آزمون فست‌دیکشنری · ۳۰ سوال · رایگان
      شروع تست

      We must preserve our natural resources.

      باید از منابع طبیعی محافظت کنیم.

      Efforts to preserve the peace have failed.

      تلاش‌ها برای حفظ صلح و آرامش شکست خورد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      be preserved

      به جا ماندن، سالم ماندن

      he is well-preserved

      خوب مانده، پیر نشده

      verb - transitive

      نگه داشتن (حفظ مواد غذایی برای مدت طولانی با کنسرو کردن، خشک کردن، فریز کردن، نمک سود کردن، دودی کردن)

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      تبدیل آدرس انگلیسی به فارسی و برعکس

      Jam is a common way to preserve fruit.

      مربا یکی از روش‌های رایج برای نگهداری میوه‌ها است.

      You can preserve meat by drying or smoking it.

      می‌توان گوشت را با خشک‌کردن یا دودی‌کردن نگه داشت.

      noun countable uncountable

      مربا

      The best preserves are made with fresh fruit.

      بهترین مرباها با میوه‌های تازه درست می‌شوند.

      Her cupboard was full of jars of preserves.

      کابینت او پر از شیشه‌های مربا بود.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      peach preserve

      مربای هلو

      noun singular

      فعالیت اختصاصی، حوزه‌ی ویژه، حیطه، منحصر به

      In the past, science was largely the preserve of educated elites.

      در گذشته، علم تا حد زیادی منحصر به نخبگان تحصیل‌کرده بود.

      Politics is no longer just the preserve of men.

      سیاست دیگر فقط در حیطه‌ی اختصاصی مردان نیست.

      noun countable

      انگلیسی آمریکایی منطقه‌ی حفاظت‌شده، پناهگاه حیات‌وحش

      The government expanded the preserve to include more forested land.

      دولت، منطقه‌ی حفاظت‌شده را برای دربرگرفتن اراضی جنگلی بیشتر گسترش داد.

      Visitors can take guided tours through the nature preserve.

      بازدیدکنندگان می‌توانند در پناهگاه حیات‌وحش تورهای همراه با راهنما داشته باشند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      a wildlife preserve

      محل نگه‌داری جانوران وحشی

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد preserve

      1. verb to prepare (food) for storage and future use
        Synonyms:
        can conserve put up
      1. noun fruit preserved whole or in large pieces by cooking with sugar
        Synonyms:
        conserve conserves preserves
      1. noun public land kept for a special purpose
        Synonyms:
        reservation reserve
      1. verb care for, maintain; continue
        Synonyms:
        keep save protect defend retain maintain store guard conserve secure shield sustain uphold keep up continue safeguard shelter cure process put up can bottle pickle season refrigerate freeze perpetuate evaporate mothball mummify
        Antonyms:
        destroy hurt ruin

      Collocations

      preserve for posterity

      برای آیندگان حفظ کردن/نگه داشتن

      سوال‌های رایج preserve

      گذشته‌ی ساده preserve چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده preserve در زبان انگلیسی preserved است.

      شکل سوم preserve چی میشه؟

      شکل سوم preserve در زبان انگلیسی preserved است.

      شکل جمع preserve چی میشه؟

      شکل جمع preserve در زبان انگلیسی preserves است.

      وجه وصفی حال preserve چی میشه؟

      وجه وصفی حال preserve در زبان انگلیسی preserving است.

      سوم‌شخص مفرد preserve چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد preserve در زبان انگلیسی preserves است.

      ارجاع به لغت preserve

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «preserve» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۶ آبان ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/preserve

      لغات نزدیک preserve

      • - preservationist
      • - preservative
      • - preserve
      • - preserve for posterity
      • - preserver
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      ۱۵ کلمه انگلیسی که در طول زمان تغییر معنی دادند

      ۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند

      آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      electro embryo ex euro at b bi broncho chromo d GEO IM inter intro is گرداگرد چاشت حیف جور توبه‌نامه رغبت رخش زادگاه نزاکت همدل آرزومندی افسوس پیرامون تفخیذ دمادم
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.