آیکن بنر

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

به‌روزرسانی کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
امکانات و اشتراک‌ها
ورود یا ثبت‌نام دیکشنری مترجم لغات من وبلاگ
دیکشنری مترجم لغات من
ابزارها
آخرین مطالب آموزشی مشاهده‌ی همه
چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟ تفاوت deflation و inflation چیست؟ تفاوت science و knowledge چیست؟
ابزارهای هوش مصنوعی
بهبود گرامر بازنویسی توسعه خلاصه تغییر لحن تبدیل آدرس تصحیح رایتینگ آیلتس تست تعیین سطح لغت
مترجم زبان‌های دیگر
  • EN مترجم انگلیسی ترجمه‌ی انگلیسی به فارسی و برعکس
  • DE مترجم آلمانی ترجمه‌ی آلمانی به فارسی و برعکس
  • FR مترجم فرانسوی ترجمه‌ی فرانسوی به فارسی و برعکس
  • ES مترجم اسپانیایی ترجمه‌ی اسپانیایی به فارسی و برعکس
  • IT مترجم ایتالیایی ترجمه‌ی ایتالیایی به فارسی و برعکس
  • TR مترجم ترکی ترجمه‌ی ترکی به فارسی و برعکس
  • AR مترجم عربی ترجمه‌ی عربی به فارسی و برعکس
  • RU مترجم روسی ترجمه‌ی روسی به فارسی و برعکس
تبدیل عدد به حروف

برای تبدیل عدد به حروف، عدد خود را در بخش دیکشنری بنویسید.

رفتن به دیکشنری
نرم‌افزارها
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
تنظیمات
ورود یا ثبت‌نام وارد شوید یا رایگان ثبت‌نام کنید و از امکانات کامل، از جمله مترجم متن استفاده کنید. خرید اشتراک
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
  • وبلاگ
پشتیبانی
  • پشتیبانی از طریق ایمیل
  • فست‌دیکشنری در اینستاگرام
  • فست‌دیکشنری در اکس
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

      Season

      ˈsiːzn ˈsiːzn

      گذشته‌ی ساده:

      seasoned

      شکل سوم:

      seasoned

      سوم‌شخص مفرد:

      seasons

      وجه وصفی حال:

      seasoning

      شکل جمع:

      seasons

      معنی season | جمله با season

      noun countable B1

      آب‌و‌هوا فصل

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی آب‌و‌هوا

      مشاهده
      سطح لغات انگلیسیت رو بسنج آزمون فست‌دیکشنری · ۳۰ سوال · رایگان
      شروع تست

      Come during the fall, when figs are in season.

      پاییز بیا که فصل انجیر است.

      The four seasons of the year are: spring, summer, fall, and winter.

      چهار فصل سال عبارت‌اند از: بهار و تابستان و پاییز و زمستان.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      the opera season

      فصل اپرا

      the hunting season

      فصل شکار

      the rainy season

      فصل بارانی

      the harvest season

      فصل درو

      noun countable

      فرصت، هنگام، دوران، ایام

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      ‫بهبود گرامر با هوش مصنوعی‬

      the fasting season

      دوران روزه‌داری

      it's the season to be jolly!

      هنگام شادی و خرمی فرا رسیده است!

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      the slack season in business

      دوران کسادی کاسبی

      there came the good news that the season of sorrow will be over

      رسید مژده که ایام غم نخواهد ماند

      the Nowruz season

      ایام نوروز

      the Christmas season

      ایام کریسمس

      noun countable

      سال

      verb - transitive

      چاشنی زدن، ادویه زدن

      Indian food is highly seasoned.

      خوراک هندی پر ادویه است.

      Julie seasoned the food with onions, garlic, and lime juice.

      جولی خوراک را با پیاز و سیر و آبلیمو چاشنی زد.

      verb - transitive

      خو دادن، معتدل کردن

      As a child, he was seasoned to a hard life.

      در کودکی به زندگی مشقت‌بار خو گرفته بود.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد season

      1. noun time of year governed by annual equinoxes
        Synonyms:
        time period interval spell term occasion opportunity division spring summer fall winter autumn while juncture
      1. verb flavor food
        Synonyms:
        spice salt pepper flavor pep enliven lace leaven color
        Antonyms:
        cook plain
      1. verb acclimatize, prepare
        Synonyms:
        train prepare fit acclimate habituate accustom qualify discipline mature harden toughen temper inure anneal climatize steel

      Collocations

      for a season

      برای مدتی، چند صباح، چند روز

      in good season

      به‌هنگام، به‌موقع، کمی قبل از وقت

      in season

      1- (میوه و سبزیجات و غیره) فصل

      2- فصل قانونی برای شکار، دوران مجاز برای شکار کردن 3- در وقت مناسب، به هنگام 4- زود، کمی پیش از وقت 5- (جانور) فحل، گشن، خواهان جفت‌گیری

      out of season

      خارج از فصل، خارج از دوران ویژه برای هرچیز، نابه‌هنگام

      سوال‌های رایج season

      گذشته‌ی ساده season چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده season در زبان انگلیسی seasoned است.

      شکل سوم season چی میشه؟

      شکل سوم season در زبان انگلیسی seasoned است.

      شکل جمع season چی میشه؟

      شکل جمع season در زبان انگلیسی seasons است.

      وجه وصفی حال season چی میشه؟

      وجه وصفی حال season در زبان انگلیسی seasoning است.

      سوم‌شخص مفرد season چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد season در زبان انگلیسی seasons است.

      ارجاع به لغت season

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «season» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ آبان ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/season

      لغات نزدیک season

      • - seaside
      • - seasider
      • - season
      • - season ticket
      • - season's greetings
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟

      تفاوت deflation و inflation چیست؟

      تفاوت science و knowledge چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      jack kilo l imido floral cross-platform I/O fire truck AFC observant dirty pool schizo pros and cons fault line encounter ریزتپه زنجیر کوچک زودآشنا ساگو ستهم شدن ستون‌پایه سعد اصغر سفته‌ی عندالمطالبه سلسله‌ی جبال سورئالیسم سوسکچه سیل برق‌آسا سیلیکازدگی شنودپذیر شکیبیدن
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.