آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Phrasal verbs
    • Idioms
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

      Spell

      spel spel

      گذشته‌ی ساده:

      spelt

      شکل سوم:

      spelt

      سوم‌شخص مفرد:

      spells

      وجه وصفی حال:

      spelling

      شکل جمع:

      spells

      معنی spell | جمله با spell

      noun verb - transitive adverb A2

      هجی کردن، املا کردن، درست نوشتن، پی بردن به، خواندن، طلسم کردن، دل کسی را بردن، سحر، جادو، طلسم، جذابیت، افسون، حمله ناخوشی، حمله

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی متوسط

      مشاهده

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      همگام سازی در فست دیکشنری

      He muttered a spell and the door opened by itself.

      وردی را زمزمه کرد و در، خودبه‌خود باز شد.

      to break a spell

      طلسم را شکستن

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      to put under a spell

      طلسم کردن

      the spell of her personality

      افسون شخصیت او

      to cast a spell on someone

      کسی را جادو کردن

      His spelling is poor.

      املای او بد است.

      Can you spell my name?

      می‌توانی نام مرا هجی کنی؟

      spelling errors

      اشتباهات املایی

      He spelled out God through His creation.

      از روی آفرینش به (وجود) خدا پی برد.

      It was hard to spell out his meaning.

      فهمیدن منظور او دشوار بود.

      Crop failure spells famine for next year.

      خرابی محصول از قحطی در سال آینده حکایت دارد.

      The new policy could spell disaster for the carpet industry.

      این سیاست جدید ممکن است برای صنعت قالی بافی فاجعه به بار بیاورد.

      Four-man teams spell each other every six hours.

      هر شش ساعت یک‌بار گروه‌های چهار‌نفری نوبت عوض می‌کنند.

      He and his brother spell each other.

      او و برادرش به جای همدیگر کار می‌کنند.

      It was hot and we decided to spell the camels.

      هوا گرم بود و تصمیم گرفتیم به شترها استراحت بدهیم.

      Each spell lasts five hours.

      هر نوبت کار پنج ساعت طول می‌کشد.

      a two-year spell as reporter

      دوران خدمت دوساله به‌عنوان گزارشگر

      a spell of violence

      یک دوره خشونت

      a cold spell

      دوران هوای سرد

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد spell

      1. noun interval, period
        Synonyms:
        time period space term season bout while stretch course shift turn patch streak stint interlude bit go intermission trick relay tour tour of duty hitch
      1. noun magical aura over an entity
        Synonyms:
        charm magic enchantment fascination glamour allure bewitchment witchery sorcery conjuration incantation hex talisman amulet jinx rune bewitching abracadabra hocus-pocus voodoo exorcism trance whammy hexing mumbo jumbo whack
      1. noun seizure
        Synonyms:
        attack fit turn stroke illness spasm access jag paroxysm throe
      1. verb mean, imply
        Synonyms:
        imply suggest indicate express signify denote intend import point to amount to add up to connote promise portend presage augur herald
      1. verb give rest, relief
        Synonyms:
        relieve release free allow lay off take over stand in for take the place of breathe lie by
        Antonyms:
        use abuse run ragged

      Phrasal verbs

      spell out

      واضح توضیح دادن

      هجی کردن، بریده‌بریده خواندن

      Idioms

      under a spell

      سحرشده، جادوشده، طلسم‌شده، افسون‌شده

      لغات هم‌خانواده spell

      noun
      spelling, speller, misspelling
      verb - transitive
      spell, misspell

      سوال‌های رایج spell

      گذشته‌ی ساده spell چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده spell در زبان انگلیسی spelt است.

      شکل سوم spell چی میشه؟

      شکل سوم spell در زبان انگلیسی spelt است.

      شکل جمع spell چی میشه؟

      شکل جمع spell در زبان انگلیسی spells است.

      وجه وصفی حال spell چی میشه؟

      وجه وصفی حال spell در زبان انگلیسی spelling است.

      سوم‌شخص مفرد spell چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد spell در زبان انگلیسی spells است.

      ارجاع به لغت spell

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «spell» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ اسفند ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/spell

      لغات نزدیک spell

      • - speleology
      • - speleothem
      • - spell
      • - spell binder
      • - spell disaster
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      sweat NES regimented old-womanish flashing critical mass roentgenize ladybird ladybug jackal jawline forge indent convert light دوره آموزشی دورهمی دوست داشتنی دوست قدیمی دوشیدن دکتر داروساز دیدن دیروقت دیشب دیوار ذوق کردن راست گفتن راه راکد رخت
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.