فست‌دیکشنری ۱۷ ساله شد! 🎉

Allure

əˈlʊr əˈljʊə
آخرین به‌روزرسانی:
|
  • گذشته‌ی ساده:

    allured
  • شکل سوم:

    allured
  • سوم شخص مفرد:

    allures
  • وجه وصفی حال:

    alluring
  • شکل جمع:

    allures

معنی و نمونه‌جمله‌ها

  • noun verb - transitive
    به طمع انداختن، تطمیع کردن، شیفتن
    • - Weak men are allured by the promise of wealth.
    • - نوید ثروت مردان ضعیف‌النفس را اغوا می‌کند.
    • - the allure of wealth and power
    • - تطمیع ثروت و قدرت
پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد allure

  1. noun appeal
    Synonyms: attraction, bedroom eyes, charisma, charm, come-hither look, come-on, enchantment, enticement, glamor, inveiglement, lure, magnetism, seductiveness, temptation, the jazz
  2. verb entice
    Synonyms: attract, bait, beguile, bewitch, cajole, captivate, charm, coax, come on, decoy, draw, enchant, entrap, fascinate, hook, inveigle, lead on, lure, magnetize, persuade, pull, seduce, suck in, sweep off feet, tempt, turn on, wile, win over
    Antonyms: deter, discourage, dissuade, prevent, repel, threaten, turn off, warn

ارجاع به لغت allure

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «allure» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۵ خرداد ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/allure

لغات نزدیک allure

پیشنهاد بهبود معانی