شکل جمع:
charismasجذبه، گیرایی، کاریزما
His charisma drew people to him wherever he went.
جذبهاش مردم را هر جا که میرفت به سمتش جذب میکرد.
Charisma alone cannot replace hard work and preparation.
کاریزما به تنهایی نمیتواند جای تلاش سخت و آمادگی را بگیرد.
Her voice has a charisma that captivates the audience.
صدای او جذبهای دارد که مخاطب را مجذوب میکند.
جذبهی روحانی، عطیهی الهی
همچنین میتوان از charism استفاده کرد.
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
The leader had a special charisma that impressed all the soldiers.
رهبر از جاذبهی روحانی ویژهای برخوردار بود که همهی سربازان را تحتتأثیر قرار میداد.
His quiet charisma made people believe in his message without question.
جذبهی روحانی آرام او باعث میشد مردم بدون پرسش به پیامش ایمان بیاورند.
She led the ceremony with a charisma that felt almost otherworldly.
او مراسم را با جذبهی روحانیای برگزار کرد که تقریباً فراتر از این دنیا به نظر میرسید.
شکل جمع charisma در زبان انگلیسی charismas است.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «charisma» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ تیر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/charisma