آیکن بنر

هزینه‌ی اشتراک‌ها در تاریخ ۲۰ شهریور به‌روزرسانی می‌شوند.

به‌روزرسانی هزینه‌ی اشتراک‌ها در تاریخ ۲۰ شهریور

خرید با قیمت فعلی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • Idioms
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۶ اسفند ۱۳۹۸

      It

      ɪt ɪt ɪt ɪt

      معنی it | جمله با it

      noun pronoun A1

      آن، آن چیز، آن جانور، آن کودک، او (ضمیر سوم شخص مرد)

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      همگام سازی
      تصحیح رایتینگ آیلتس با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · نمره‌ی چهار معیار رسمی آیلتس
      امتحان کن

      The horse was old and it died.

      اسب پیر بود و مرد.

      I picked up the book and put it on the table.

      کتاب را برداشتم و آن را روی میز گذاشتم.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      It is mine.

      (آن) مال من است.

      Everyone knows it.

      همه آن را می‌دانند.

      Who cooked it?

      کی آن را پخت؟

      The cow is hers and she milks it.

      گاو مال اوست و وی آن را می‌دوشد.

      It doesn't matter.

      اهمیت ندارد.

      "Who is that?" "It's me!"

      «کیست؟» «منم!»

      Is it Hassan?

      حسن است؟

      No, it's Hossein.

      نه حسین است.

      It is raining.

      دارد باران می‌آید.

      It's hot.

      گرم است.

      It's a beautiful day.

      روز زیبایی است.

      Is it far to Sari?

      (از اینجا) تا ساری دور است؟

      It's Friday.

      جمعه است.

      It will soon be winter.

      بزودی زمستان خواهد شد.

      It is 20 kilometers from here to Niassar.

      از اینجا تا نیاسر بیست کیلومتر است.

      It's my turn.

      نوبت من است.

      I can't understand it!

      نمی‌فهمم!

      Stop it!

      بس کن!

      How is it going?

      چه خبر؟ اوضاع چطور است؟

      It's OK!

      عیبی نداره!

      It makes me angry the way she is always complaining.

      (این روش) شکایت دائمی او مرا عصبانی می‌کند.

      It is good being an artist.

      هنرپیشه بودن خوب است.

      What is it like to be engaged?

      نامزد بودن چطور است؟

      It proved difficult to reach an agreement.

      دستیابی به توافق دشوار بود.

      It surprised me to hear that she is getting married.

      از شنیدن اینکه دارد ازدواج می‌کند تعجب کردم.

      It is true that he stole the book.

      صحت دارد که کتاب را دزدید.

      Is it known where they went?

      آیا معلوم است کجا رفتند؟

      It was kind of you to come.

      لطف کردید آمدید.

      It was foolish of him to say that!

      گفتن آن (حرف) توسط او احمقانه بود!

      It seems (that) he had lost his way.

      ظاهراً راه خود را گم کرده بود.

      As it happens, I know the person you spoke of.

      از قضا کسی را که درباره‌اش حرف زدی، می‌شناسم.

      It looks as if it is going to snow.

      مثل اینکه می‌خواهد برف بیاید.

      It was Ali who broke the glass.

      (آن) علی بود که لیوان را شکست.

      It was water (that) she gave us, not alcoholic beverages.

      به ما آب داد نه مشروبات الکلی.

      It was exactly ten years ago that my mother passed away.

      درست ده سال پیش بود که مادرم فوت کرد.

      She ran for it!

      زد به چاک! (رفت!)

      He lorded it.

      او خیلی به دوستان خود فخر می‌فروخت.

      She decided to leave her job and go it alone as a lawyer.

      او تصمیم گرفت شغل خود را رها کرده و تک و تنها به وکالت دادگستری بپردازد.

      He was in for it!

      حقش بود!

      If it hadn't been for the snow, I would have gone.

      اگر (به واسطه‌ی) برف نبود، رفته بودم.

      He's no longer with it.

      دیگر سر در نمی‌آورد، دیگر دستش توی کار نیست، خنگ شده است.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد it

      1. noun the branch of engineering that deals with the use of computers and telecommunications to retrieve and store and transmit information
        Synonyms:
        information technology
      1. pronoun
        Synonyms:
        the subject the object this thing that which such a thing aware alert up-to-date

      Collocations

      if it weren't for (if it hadn't been for)...

      اگر به خاطر ... نبود

      Idioms

      it never rains out it pours

      (چیزهای خوب یابد) یا نمی‌آید یا سیل مانند می‌آید

      that's it

      همین، دیگر حرفی ندارم، تمام، دیگه حرفی نیست، همین و بس

      ارجاع به لغت it

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «it» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۴ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/it

      لغات نزدیک it

      • - istle
      • - istria
      • - it
      • - it costs a bomb
      • - it follows (that)
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت sympathy و empathy چیست؟

      تفاوت Rap و Hip Hop چیست؟

      تفاوت attain و obtain چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      play hard to get days curassow hydride plexus residual retrospection regurgitation shelf life provoking science fiction womenfolk porridge lighthearted skin tone کلیک امروز گرد سیگما جواب دودی ریز ساق سبزیجات دهانه نخجیر برنا تناور تودیع آپوستروف
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.