«فست‌دیکشنری، حامیِ خيريه‌ی کودکان فرشته‌اند»
فروشگاه نیکوکاری

It معنی

  • American English phonetic: ɪt
  • British English phonetic: ɪt
  • (Noun) (Pronoun) آن، آن چیز، آن جانور، آن کودک، او (ضمیر سوم شخص مرد)
    • - Who cooked it?
    • - کی آن را پخت؟
    • - The cow is hers and she milks it.
    • - گاو مال اوست و وی آن را می‌دوشد.
    • - It doesn't matter.
    • - اهمیت ندارد.
    • - "Who is that?" "It's me!"
    • - «کیست؟» «منم!»
    • - Is it Hassan?
    • - حسن است؟
    • - No, it's Hossein.
    • - نه حسین است.
    • - It is raining.
    • - دارد باران می‌آید.
    • - It's hot.
    • - گرم است.
    • - It's a beautiful day.
    • - روز زیبایی است.
    • - Is it far to Sari?
    • - (از اینجا) تا ساری دور است؟
    • - It's Friday.
    • - جمعه است.
    • - It will soon be winter.
    • - بزودی زمستان خواهد شد.
    • - It is 20 kilometers from here to Niassar.
    • - از اینجا تا نیاسر بیست کیلومتر است.
    • - It's my turn.
    • - نوبت من است.
    • - I can't understand it!
    • - نمی‌فهمم!
    • - Stop it!
    • - بس کن!
    • - How is it going?
    • - چه خبر؟ اوضاع چطور است؟
    • - It's OK!
    • - عیبی نداره!
    • - It makes me angry the way she is always complaining.
    • - (این روش) شکایت دائمی او مرا عصبانی می‌کند.
    • - It is good being an artist.
    • - هنرپیشه بودن خوب است.
    • - What is it like to be engaged?
    • - نامزد بودن چطور است؟
    • - It proved difficult to reach an agreement.
    • - دستیابی به توافق دشوار بود.
    • - It surprised me to hear that she is getting married.
    • - از شنیدن اینکه دارد ازدواج می‌کند تعجب کردم.
    • - It is true that he stole the book.
    • - صحت دارد که کتاب را دزدید.
    • - Is it known where they went?
    • - آیا معلوم است کجا رفتند؟
    • - It was kind of you to come.
    • - لطف کردید آمدید.
    • - It was foolish of him to say that!
    • - گفتن آن (حرف) توسط او احمقانه بود!
    • - It seems (that) he had lost his way.
    • - ظاهراً راه خود را گم کرده بود.
    • - As it happens, I know the person you spoke of.
    • - از قضا کسی را که درباره‌اش حرف زدی، می‌شناسم.
    • - It looks as if it is going to snow.
    • - مثل اینکه می‌خواهد برف بیاید.
    • - It was Ali who broke the glass.
    • - (آن) علی بود که لیوان را شکست.
    • - It was water (that) she gave us, not alcoholic beverages.
    • - به ما آب داد نه مشروبات الکلی.
    • - It was exactly ten years ago that my mother passed away.
    • - درست ده سال پیش بود که مادرم فوت کرد.
    • - She ran for it!
    • - زد به چاک! (رفت!)
    • - He lorded it.
    • - او خیلی به دوستان خود فخر می‌فروخت.
    • - She decided to leave her job and go it alone as a lawyer.
    • - او تصمیم گرفت شغل خود را رها کرده و تک و تنها به وکالت دادگستری بپردازد.
    • - He was in for it!
    • - حقش بود!
    • - If it hadn't been for the snow, I would have gone.
    • - اگر (به واسطه‌ی) برف نبود، رفته بودم.
    • - He's no longer with it.
    • - دیگر سر در نمی‌آورد، دیگر دستش توی کار نیست، خنگ شده است.
    • - The horse was old and it died.
    • - اسب پیر بود و مرد.
    • - I picked up the book and put it on the table.
    • - کتاب را برداشتم و آن را روی میز گذاشتم.
    • - It is mine.
    • - (آن) مال من است.
    • - Everyone knows it.
    • - همه آن را می‌دانند.
    مشاهده نمونه جمله بیشتر

دیکشنری و مترجم متن دو زبانه انگلیسی به فارسی و فارسی به انگلیسی

English to Persian/Farsi and Persian/Farsi to English dictionary and translator