گذشتهی ساده:
decoyedشکل سوم:
decoyedسومشخص مفرد:
decoysوجه وصفی حال:
decoyingشکل جمع:
decoysتله، دام، طعمه، فریب
a police decoy to lure drug dealers
تلهی پلیس برای به دام انداختن قاچاقچیان
The policeman used a decoy to catch the thief.
پلیس از یک طعمه برای به دام انداختن دزد استفاده کرد.
The con artist used a fake friend as a decoy.
کلاهبردار از یک دوست جعلی بهعنوان طعمه استفاده کرد.
ماکت، گیرانداز، ملواح (وسیلهی جذب حیوانات برای شکار)
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
He placed a duck decoy on the pond to attract waterfowl.
او یک ماکت اردک را روی حوضچه گذاشت تا پرندگان آبزی را جذب کند.
Hunters set up a decoy spread before dawn to call in the geese.
شکارچیان قبلاز طلوع آفتاب ملواحی را نصب کردند تا غازها را جذب کنند.
فریب دادن، گول زدن، فریفتن، به تله انداختن، به دام انداختن
He was decoyed and lead into a police trap.
او را گول زدند و به دام پلیس کشاندند.
The con artist decoyed the elderly woman into giving him her bank card.
کلاهبردار پیرزن را فریب داد تا کارت بانکیاش را به او بدهد.
They decoyed the guards away so the prisoners could escape.
آنها نگهبانان را فریفتند تا زندانیان بتوانند فرار کنند.
شطرنج ورزش انحراف (وادار کردن مهرهی حریف برای رفتن به خانهای نامطلوب)
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی شطرنج
He decoyed the rook away so he could checkmate the king.
او رخ را با یک انحراف به خانهای نامطلوب کشاند تا بتواند شاه را مات کند.
The coach taught him to use decoys to break strong defenses.
مربی به او آموخت چگونه با استفاده از انحرافها، دفاعهای قوی را بشکند.
گذشتهی ساده decoy در زبان انگلیسی decoyed است.
شکل سوم decoy در زبان انگلیسی decoyed است.
شکل جمع decoy در زبان انگلیسی decoys است.
وجه وصفی حال decoy در زبان انگلیسی decoying است.
سومشخص مفرد decoy در زبان انگلیسی decoys است.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «decoy» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۵ تیر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/decoy