Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۶ اسفند ۱۴۰۲

      Camouflage

      ˈkæməflɑːʒ ˈkæməflɑːʒ

      گذشته‌ی ساده:

      camouflaged

      شکل سوم:

      camouflaged

      سوم‌شخص مفرد:

      camouflages

      وجه وصفی حال:

      camouflaging

      معنی camouflage | جمله با camouflage

      noun uncountable

      (نظامی) استتار

      Camouflage allowed the tanks to continue their advance without alerting enemy scouts.

      استتار به تانک‌ها اجازه داد که بدون آگاه‌ شدن دیدبانان دشمن به پیش‌روی خود ادامه بدهند.

      The soldiers learned how to properly apply camouflage paint on their faces and bodies.

      استفاده از استتار، پنهان‌کاری و اثربخشی عملیات نظامی را بسیار افزایش می‌دهد.

      noun singular uncountable

      جانورشناسی گیاه‌شناسی استتار، هم‌رنگی

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی جانورشناسی

      مشاهده

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      جای تبلیغ شما در فست دیکشنری

      The chameleon's camouflage allowed it to blend with the foliage.

      استتار آفتاب‌پرست به آن امکان می‌دهد تا با شاخ‌و‌برگ بیامیزد.

      Many insects utilize their natural environment as a form of camouflage.

      بسیاری از حشرات از محیط طبیعی خود به عنوان نوعی استتار استفاده می‌کنند.

      noun singular uncountable

      مجازی پنهان‌سازی، مخفی‌سازی

      His deceitful words were nothing but a camouflage for his true intentions.

      سخنان فریبنده‌ی‌اش چیزی جز پنهان‌سازی‌ای برای نیت واقعی او نبود.

      His lies were a form of mental camouflage.

      دروغ‌هایش نوعی مخفی‌سازی ذهنی بود.

      verb - transitive

      (نظامی) استتار کردن، نهان‌سازی کردن

      The enemy's artillery was well camouflaged.

      توپخانه‌ی دشمن خوب نهان‌سازی شده بود.

      The soldiers camouflaged themselves among the dense foliage.

      سربازان خود را در میان شاخ‌و‌برگ‌های انبوه استتار کردند.

      verb - intransitive verb - transitive

      جانورشناسی گیاه‌شناسی مخفی کردن، مخفی شدن، هم‌رنگ شدن

      The butterfly's wings were beautifully camouflaged.

      بال‌های پروانه به‌زیبایی مخفی شده بودند.

      The chameleon camouflaged itself.

      آفتاب‌پرست خودش را مخفی کرد.

      verb - transitive

      مجازی مخفی کردن، پنهان کردن

      She tried to camouflage her true intentions.

      سعی کرد نیت واقعی‌اش را مخفی کند.

      He used humor as a way to camouflage his fears.

      از طنز به عنوان راهی برای پنهان‌ کردن ترس‌هایش استفاده می‌کرد.

      adjective

      مربوط به استتار

      The soldiers wore camouflage uniforms.

      سربازان یونیفرم‌های استتار به تن داشتند.

      natural camouflage

      استتار طبیعی

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد camouflage

      1. noun disguise
        Synonyms:
        cover mask veil front guise disguise cloak screen coverup concealment deceit false appearance shroud dissimulation faking masquerade blind red herring paint smokescreen mimicry beard deceptive marking protective coloring plain brown wrapper masking
      1. verb disguise, cover
        Synonyms:
        hide cover conceal mask cloak veil disguise deceive screen obscure cover up dissemble dissimulate dim befog becloud obfuscate dress up throw on makeup beard
        Antonyms:
        show reveal uncover

      Collocations

      camouflage discipline

      (ارتش) انضباط استتار، اصول و مقررات نهان‌سازی

      سوال‌های رایج camouflage

      گذشته‌ی ساده camouflage چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده camouflage در زبان انگلیسی camouflaged است.

      شکل سوم camouflage چی میشه؟

      شکل سوم camouflage در زبان انگلیسی camouflaged است.

      وجه وصفی حال camouflage چی میشه؟

      وجه وصفی حال camouflage در زبان انگلیسی camouflaging است.

      سوم‌شخص مفرد camouflage چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد camouflage در زبان انگلیسی camouflages است.

      ارجاع به لغت camouflage

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «camouflage» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۸ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/camouflage

      لغات نزدیک camouflage

      • - camlet
      • - camorra
      • - camouflage
      • - camouflage discipline
      • - camp
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      satirical sender September assault force sectional sheath knife seminar smite snapback repackage look threesome main either salsa انتظام انقلابی باشگاه برهمن بیهودگی آب دهان قورت دادن آخیش آدم آزاد آزادیخواه آسان آسیا آس و پاس آشفته آفت آفتاب‌پرست
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.