آیکن بنر

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

به‌روزرسانی کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
امکانات و اشتراک‌ها
ورود یا ثبت‌نام دیکشنری مترجم لغات من وبلاگ
دیکشنری مترجم لغات من
ابزارها
آخرین مطالب آموزشی مشاهده‌ی همه
۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟ چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟
ابزارهای هوش مصنوعی
بهبود گرامر بازنویسی توسعه خلاصه تغییر لحن تبدیل آدرس تصحیح رایتینگ آیلتس تست تعیین سطح لغت
مترجم زبان‌های دیگر
  • EN مترجم انگلیسی ترجمه‌ی انگلیسی به فارسی و برعکس
  • DE مترجم آلمانی ترجمه‌ی آلمانی به فارسی و برعکس
  • FR مترجم فرانسوی ترجمه‌ی فرانسوی به فارسی و برعکس
  • ES مترجم اسپانیایی ترجمه‌ی اسپانیایی به فارسی و برعکس
  • IT مترجم ایتالیایی ترجمه‌ی ایتالیایی به فارسی و برعکس
  • TR مترجم ترکی ترجمه‌ی ترکی به فارسی و برعکس
  • AR مترجم عربی ترجمه‌ی عربی به فارسی و برعکس
  • RU مترجم روسی ترجمه‌ی روسی به فارسی و برعکس
تبدیل عدد به حروف

برای تبدیل عدد به حروف، عدد خود را در بخش دیکشنری بنویسید.

رفتن به دیکشنری
نرم‌افزارها
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
تنظیمات
ورود یا ثبت‌نام وارد شوید یا رایگان ثبت‌نام کنید و از امکانات کامل، از جمله مترجم متن استفاده کنید. خرید اشتراک
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
  • وبلاگ
پشتیبانی
  • پشتیبانی از طریق ایمیل
  • فست‌دیکشنری در اینستاگرام
  • فست‌دیکشنری در اکس
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Idioms
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۹ مهر ۱۴۰۴

      Veil

      veɪl veɪl

      گذشته‌ی ساده:

      veiled

      شکل سوم:

      veiled

      سوم‌شخص مفرد:

      veils

      وجه وصفی حال:

      veiling

      شکل جمع:

      veils

      معنی veil | جمله با veil

      noun countable C1

      حجاب، روبنده، نقاب، تور

      سطح لغات انگلیسیت رو بسنج آزمون فست‌دیکشنری · ۳۰ سوال · رایگان
      شروع تست

      Her veil was so thin that her features could still be seen.

      نقاب او آن‌قدر نازک بود که همچنان می‌شد چهره‌اش را دید.

      The bride wore a beautiful white veil during the wedding.

      عروس در مراسم عروسی تور سفید زیبایی بر سر داشت.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      the regulations having to do with the veil

      مقررات وابسته به حجاب

      noun singular

      ادبی پرده، لایه، پوشش (که جلوی دید را می‌گیرد)

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      تبدیل آدرس انگلیسی به فارسی و برعکس

      He tore away the veil of mystery that surrounded that robbery.

      او از اسراری که آن سرقت را احاطه کرده بود، پرده‌برداری کرد.

      A thin veil of smoke drifted across the valley.

      لایه‌ی نازکی از دود در دره پراکنده شد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      a veil of silence

      پرده‌ای از سکوت

      noun singular C2

      ادبی پوشش، پرده

      The company operated under a veil of confidentiality.

      شرکت تحت پوشش محرمانگی فعالیت می‌کرد.

      Journalists worked hard to remove the veil hiding the truth.

      روزنامه‌نگاران سخت تلاش کردند تا پرده‌ای را که حقیقت را پنهان می‌کرد، کنار بزنند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      criticism which was hidden under the veil of buffoonery

      انتقادی که زیر نقاب دلقک‌بازی پنهان کرده بودند

      verb - transitive

      نقاب زدن، روبنده زدن، تور انداختن، چهره پوشاندن

      Traditionally, women veiled themselves as a sign of modesty.

      به‌طور سنتی، زنان برای نشان دادن عفت و حیا، خود را با روبنده می‌پوشاندند.

      The bride was veiled with a thin piece of lace.

      صورت عروس با یک تکه تور نازک پوشیده شده بود.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Two veiled women entered the shop.

      دو خانم روبنده‌زده وارد مغازه شدند.

      verb - transitive

      پوشاندن، مستور کردن، پنهان کردن

      The colonel veiled his anger with soft words.

      سرهنگ خشم خود را با کلماتی آرام پوشاند.

      His intentions were veiled, making it hard to trust him.

      نیت‌های او پنهان بودند و اعتماد کردن به او را دشوار می‌کردند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      in the mornings when mist veils the mountains

      در بامدادان که مه کوه‌ها را پنهان می‌کند

      a veiled threat

      تهدید در لفافه

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد veil

      1. noun disguise
        Synonyms:
        mask cover guise front cloak screen shade facade blind shroud veiling film coloring false front curtain mantilla
      1. verb hide
        Synonyms:
        conceal cover mask screen cloak shroud disguise wrap blanket shield obscure drape mantle envelop cover up enclose enfolds invest secrete whitewash camouflage put up a front stonewall launder finesse dim beard
        Antonyms:
        reveal

      Idioms

      take the veil

      راهبه شدن، تارک دنیا شدن

      سوال‌های رایج veil

      گذشته‌ی ساده veil چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده veil در زبان انگلیسی veiled است.

      شکل سوم veil چی میشه؟

      شکل سوم veil در زبان انگلیسی veiled است.

      شکل جمع veil چی میشه؟

      شکل جمع veil در زبان انگلیسی veils است.

      وجه وصفی حال veil چی میشه؟

      وجه وصفی حال veil در زبان انگلیسی veiling است.

      سوم‌شخص مفرد veil چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد veil در زبان انگلیسی veils است.

      ارجاع به لغت veil

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «veil» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۳ آبان ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/veil

      لغات نزدیک veil

      • - vehicular
      • - veii
      • - veil
      • - veiled
      • - veiling
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      ۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند

      آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟

      چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      cardi- by aut- ante fore Greco grogram az levo bullet point mal puberty gripple gaming table fox squirrel ماراسکینو مخل مانع‌آفرین ترفند حیله مانیل مایه‌ی رسوایی منوط منوط بودن منوط کردن گی‌لیک ادغام اجتناب‌ناپذیری اجتناب‌ناپذیرانه استرداد
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.