آیکن بنر

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

خرید اشتراک
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۱ آذر ۱۴۰۳

      Blanket

      ˈblæŋkɪt ˈblæŋkɪt

      گذشته‌ی ساده:

      blanketed

      شکل سوم:

      blanketed

      سوم‌شخص مفرد:

      blankets

      وجه وصفی حال:

      blanketing

      شکل جمع:

      blankets

      معنی blanket | جمله با blanket

      noun verb - transitive A2

      پتو، جل، روکش، با پتو و یا جل پوشاندن، پوشاندن

      blanket, پتو، جل، روکش، با پتو و یا جل پوشاندن، پوشاندن
      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی متوسط

      مشاهده

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      جای تبلیغ شما در فست دیکشنری

      There were two warm blankets on each bed.

      دو پتوی گرم روی هر بستر قرار داشت.

      The pavement was hidden under a blanket of leaves.

      سنگفرش زیر پوششی از برگ پنهان شده بود.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      a blanket of clouds around Mount Damavand

      پوششی از ابر در اطراف کوه دماوند

      a suffocating blanket of despair and sorrow

      سرپوش خفقان‌آوری از نومیدی و غم

      Snow had blanketed the trees.

      برف درخت‌ها را پوشانده بود.

      a blanket insurance policy

      بیمه‌نامه‌ی جامع

      a blanket endorsement

      تأیید بدون قید و شرط، تأیید کلی

      We must avoid a blanket condemnation of any nation.

      باید از محکوم‌سازی بدون استثنای هر ملتی خودداری کنیم.

      a blanket acceptance of all their proposals

      پذیرش یکپارچه‌ی کلیه‌ی پیشنهادات آن‌ها

      A powerful radio station blankets a weaker one.

      یک ایستگاه رادیویی قوی ایستگاه ضعیف‌تر را خنثی می‌کند.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد blanket

      1. adjective comprehensive
        Synonyms:
        overall sweeping wide-ranging all-inclusive across-the-board absolute unconditional powerful
        Antonyms:
        incomplete uncomprehensive
      1. noun cover, covering
        Synonyms:
        cover covering layer sheet coat film rug carpet mat wrapper cloak sheath coating throw quilt coverlet envelope afghan comforter fleece puff
      1. verb cover
        Synonyms:
        cover hide mask conceal cloak cloud bury coat surround overlay envelop obscure suppress overcast overspread crown eclipse
        Antonyms:
        uncover lay bare

      سوال‌های رایج blanket

      معنی blanket به فارسی چی میشه؟

      کلمه "blanket" در زبان انگلیسی معانی و کاربردهای متنوعی دارد که می‌توان آن‌ها را به دو دسته اصلی تقسیم کرد: معنای فیزیکی و معنای مجازی. در ادامه به توضیحات و نکات جالب درباره این کلمه پرداخته می‌شود.

      معنای فیزیکی

      در معنای فیزیکی، "blanket" به یک پوشش نرم و گرم اشاره دارد که معمولاً از پارچه‌ای نرم و ضخیم ساخته شده است. این نوع پتوها به‌طور معمول برای گرم نگه‌داشتن بدن در هنگام خواب یا استراحت استفاده می‌شوند. پتوها در اندازه‌ها و جنس‌های مختلفی تولید می‌شوند و می‌توانند از مواد مختلفی مانند پشم، پنبه، پلی‌استر و غیره ساخته شوند. نکته جالب این است که در بسیاری از فرهنگ‌ها، پتوها نمادی از آرامش و امنیت محسوب می‌شوند و ممکن است در مراسم خاصی مانند جشن‌ها یا جشن‌های خانوادگی نیز استفاده شوند.

      معنای مجازی

      در معنای مجازی، "blanket" به معنای پوشش کلی یا عمومی برای موضوعات مختلف به کار می‌رود. به‌عنوان مثال، اصطلاح "blanket policy" به سیاستی اشاره دارد که به‌طور عمومی بر روی گروهی از افراد یا موارد اعمال می‌شود. این نوع سیاست‌ها معمولاً برای ساده‌سازی فرآیندها یا کاهش پیچیدگی‌ها طراحی می‌شوند. همچنین، عبارت "blanket statement" به یک اظهار نظر کلی اشاره دارد که ممکن است شامل جزییات دقیق نباشد و به‌طور کلی در مورد یک موضوع خاص صدق کند.

      نکات جالب

      - تاریخچه: واژه "blanket" از زبان فرانسوی باستان به معنای "پوشش" وارد زبان انگلیسی شده است و به مرور زمان به معنای خاص پتو تغییر یافته است.

      - استفاده در فرهنگ‌های مختلف: در برخی فرهنگ‌ها، پتوها نه‌تنها برای خواب بلکه به‌عنوان نماد مهمان‌نوازی و احترام نیز استفاده می‌شوند.

      - پتوهای مخصوص: در دنیای مدرن، پتوهای مخصوصی مانند پتوهای برقی یا پتوهای وزن‌دار طراحی شده‌اند که به‌طور خاص برای بهبود خواب و کاهش اضطراب استفاده می‌شوند.

      - پتوهای هنری: با پیشرفت فناوری، امروزه پتوهایی با طراحی‌های هنری و چاپی نیز به بازار عرضه شده‌اند که علاوه بر کاربرد عملی، به‌عنوان دکوری نیز استفاده می‌شوند.

      گذشته‌ی ساده blanket چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده blanket در زبان انگلیسی blanketed است.

      شکل سوم blanket چی میشه؟

      شکل سوم blanket در زبان انگلیسی blanketed است.

      شکل جمع blanket چی میشه؟

      شکل جمع blanket در زبان انگلیسی blankets است.

      وجه وصفی حال blanket چی میشه؟

      وجه وصفی حال blanket در زبان انگلیسی blanketing است.

      سوم‌شخص مفرد blanket چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد blanket در زبان انگلیسی blankets است.

      ارجاع به لغت blanket

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «blanket» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/blanket

      لغات نزدیک blanket

      • - blank verse
      • - blankbook
      • - blanket
      • - blanket of fog
      • - blanket of mist
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      case in point casita catch up on something change your mind chemical circumnavigate prance calm shopping basket magnitude bushed plausibility satisfactorily scalpel pentagon جنده حشرات خاور رابطه‌ی جنسی یک‌شبه سستی سیار شرمگاه لثه او عالم آسیب‌شناسی آغازین اسب‌سوار استعفا امتحان کننده
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.