فست‌دیکشنری ۱۷ ساله شد! 🎉

Fleece

fliːs fliːs
آخرین به‌روزرسانی:
|
  • گذشته‌ی ساده:

    fleeced
  • شکل سوم:

    fleeced
  • سوم شخص مفرد:

    fleeces
  • وجه وصفی حال:

    fleecing
  • شکل جمع:

    fleeces

معنی و نمونه‌جمله‌ها

  • noun verb - transitive
    پشم گوسفند و جانوران دیگر، پارچه خواب‌دار، خواب‌پارچه، پشم چیدن از، چاپیدن، گوش بریدن، سرکیسه کردن
    • - The fleece of this sheep is very soft.
    • - پشم این گوسفند خیلی نرم است.
    • - He fleeced the students.
    • - او شاگردان را سرکیسه می‌کرد.
پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد fleece

  1. verb plunder, steal
    Synonyms: bleed, burn, cheat, clip, con, cozen, defraud, despoil, flimflam, gouge, hustle, jerk around, milk, mulct, overcharge, pluck, rifle, rip off, rob, rook, rope in, run a game on, sell a bill of goods, shaft, strip, swindle, take for a ride, take to the cleaners
    Antonyms: give, offer

ارجاع به لغت fleece

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «fleece» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۵ خرداد ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/fleece

لغات نزدیک fleece

پیشنهاد بهبود معانی