آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۲۹ اسفند ۱۴۰۳

    Fleece

    fliːs fliːs

    گذشته‌ی ساده:

    fleeced

    شکل سوم:

    fleeced

    سوم‌شخص مفرد:

    fleeces

    وجه وصفی حال:

    fleecing

    شکل جمع:

    fleeces

    معنی fleece | جمله با fleece

    noun countable uncountable

    پشم (معمولاً گوسفند)

    The fleece of this sheep is very soft.

    پشم این گوسفند خیلی نرم است.

    After washing, the fleece was ready to be spun into yarn.

    پس‌از شستشو، پشم آماده بود تا به نخ تبدیل شود.

    noun uncountable

    پارچه‌ی پلی‌استری (پشم مصنوعی)

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    همگام سازی در فست دیکشنری

    Fleece is often used to make winter clothing.

    از پارچه‌ی پلی‌استری اغلب برای ساخت لباس‌های زمستانی استفاده می‌شود.

    The new fleece material dries quickly after washing.

    پارچه پلی‌استری جدید پس‌از شستشو به‌سرعت خشک می‌شود.

    noun countable

    ژاکت پلی‌استری، ژاکت پشمی (مصنوعی)

    He bought a blue fleece to keep warm during winter.

    او ژاکت پشمی آبی خرید تا درطول زمستان گرم بماند.

    His favorite fleece has a pocket for his phone.

    ژاکت پشمی مورد علاقه‌اش، جیبی برای تلفن همراهش دارد.

    noun uncountable

    پوشش محافظ گیاه

    Using fleece, gardeners can extend the growing season for their plants.

    با استفاده از پوشش محافظ، باغبانان می‌توانند فصل رشد گیاهان خود را طولانی‌تر کنند.

    Before the cold snap, I covered my flower beds with fleece.

    قبل‌از سرمای ناگهانی، بسترهای گل را با پوشش محافظ پوشاندم.

    verb - transitive informal

    سرکیسه کردن، تیغ زدن

    He fleeced the students.

    او شاگردان را سرکیسه می‌کرد.

    Be careful with street vendors. some might try to fleece you.

    مراقب دستفروش‌ها باش. بعضی از آن‌ها ممکن است سعی کنند تو را تیغ بزنند.

    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد fleece

    1. noun a natural covering
      Synonyms:
      fell hide pelt
    1. noun outer coat of especially sheep and yaks
      Synonyms:
      sheepskin wool
    1. verb plunder, steal
      Synonyms:
      rob steal cheat defraud swindle rip off despoil gouge overcharge milk bleed strip rifle clip pluck mulct rook con hustle cozen flimflam shaft take for a ride take to the cleaners burn rope in sell a bill of goods jerk around run a game on
      Antonyms:
      give offer

    سوال‌های رایج fleece

    گذشته‌ی ساده fleece چی میشه؟

    گذشته‌ی ساده fleece در زبان انگلیسی fleeced است.

    شکل سوم fleece چی میشه؟

    شکل سوم fleece در زبان انگلیسی fleeced است.

    شکل جمع fleece چی میشه؟

    شکل جمع fleece در زبان انگلیسی fleeces است.

    وجه وصفی حال fleece چی میشه؟

    وجه وصفی حال fleece در زبان انگلیسی fleecing است.

    سوم‌شخص مفرد fleece چی میشه؟

    سوم‌شخص مفرد fleece در زبان انگلیسی fleeces است.

    ارجاع به لغت fleece

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «fleece» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۷ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/fleece

    لغات نزدیک fleece

    • - fledgling
    • - flee
    • - fleece
    • - fleech
    • - fleecy
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    inborn inclusivity included encamp inalienable in the same class (as) in one (or all in one) IDC i mean it! hypocritical hypocrite huevos rancheros however how much how مغناطیس ملاحظه کردن ملایمت من که مودی شوالیه شوخی مستهجن شور شکاک شکسته نفسی کردن شکست‌ناپذیر شگفت انگیز شیر گاو شیرینی‌پز شیمیدان
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.