Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۶ خرداد ۱۴۰۳

      Gouge

      ɡaʊdʒ ɡaʊdʒ

      گذشته‌ی ساده:

      gouged

      شکل سوم:

      gouged

      سوم‌شخص مفرد:

      gouges

      وجه وصفی حال:

      gouging

      معنی gouge | جمله با gouge

      verb - transitive

      (با روشی خشن) کندن، درآوردن، بریدن، بیرون کشیدن

      Teymoor ordered his eyes to be gouged out.

      تیمور دستور داد چشمانش را در بیاورند.

      to gouge out dirt

      لجن را بیرون کشیدن

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      The students had gouged their names on the desks.

      شاگردان اسم‌های خود را روی میزها کنده بودند.

      verb - transitive informal

      انگلیسی آمریکایی گران‌فروشی کردن، (سر مشتری) کلاه گذاشتن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      هوش مصنوعی فست دیکشنری

      to gouge of several hundred dollars

      به مبلغ چندصد دلار گران‌فروشی کردن

      He regularly gouged his customers.

      او اغلب سر مشتری‌هایش کلاه می‌گذاشت.

      noun countable

      گودال، سوراخ، حفره

      The carpenter used a chisel to create a precise gouge in the wood.

      نجار از یک اسکنه برای ایجاد یک سوراخ دقیق در چوب استفاده کرد.

      The archaeologists discovered an ancient pottery shard with intricate gouges on its surface.

      باستان‌شناسان یک قطعه‌ی سفال باستانی با گودال‌های پیچیده روی سطح آن کشف کردند.

      noun countable

      اِسکِنه، مغار، بیرم، قلم درز، چیزِل (ابزاری فلزی از جنس استیل یا فولاد است که درودگران به‌منظور تزیین، چوب را به وسیله آن تراش می‌دهند.)

      The carpenter used a gouge to shape the intricate details of the wooden sculpture.

      نجار برای شکل دادن به جزئیات پیچیده‌ی مجسمه‌ی چوبی از یک اسکنه استفاده کرد.

      The woodworker used a gouge to carve out the intricate patterns on the door panel.

      نجار برای تراشیدن نقش‌ونگارهای پیچیده روی پانل در از یک مغار استفاده کرد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد gouge

      1. noun groove, hole
        Synonyms:
        hole channel cut hollow notch trench furrow excavation scratch score scoop gash
      1. verb cut, scoop
        Synonyms:
        dig scrape scratch excavate shovel groove gash dredge burrow tunnel claw

      سوال‌های رایج gouge

      گذشته‌ی ساده gouge چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده gouge در زبان انگلیسی gouged است.

      شکل سوم gouge چی میشه؟

      شکل سوم gouge در زبان انگلیسی gouged است.

      وجه وصفی حال gouge چی میشه؟

      وجه وصفی حال gouge در زبان انگلیسی gouging است.

      سوم‌شخص مفرد gouge چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد gouge در زبان انگلیسی gouges است.

      ارجاع به لغت gouge

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «gouge» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۸ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/gouge

      لغات نزدیک gouge

      • - gouda (cheese)
      • - goudy
      • - gouge
      • - goulash
      • - gounod
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      satirical sender September assault force sectional sheath knife seminar smite snapback repackage look threesome main either salsa انتظام انقلابی باشگاه برهمن بیهودگی آب دهان قورت دادن آخیش آدم آزاد آزادیخواه آسان آسیا آس و پاس آشفته آفت آفتاب‌پرست
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.