آیکن بنر

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

به‌روزرسانی کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
امکانات و اشتراک‌ها
ورود یا ثبت‌نام دیکشنری مترجم لغات من وبلاگ
دیکشنری مترجم لغات من
ابزارها
آخرین مطالب آموزشی مشاهده‌ی همه
آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟ چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟ تفاوت deflation و inflation چیست؟
ابزارهای هوش مصنوعی
بهبود گرامر بازنویسی توسعه خلاصه تغییر لحن تبدیل آدرس تصحیح رایتینگ آیلتس تست تعیین سطح لغت
مترجم زبان‌های دیگر
  • EN مترجم انگلیسی ترجمه‌ی انگلیسی به فارسی و برعکس
  • DE مترجم آلمانی ترجمه‌ی آلمانی به فارسی و برعکس
  • FR مترجم فرانسوی ترجمه‌ی فرانسوی به فارسی و برعکس
  • ES مترجم اسپانیایی ترجمه‌ی اسپانیایی به فارسی و برعکس
  • IT مترجم ایتالیایی ترجمه‌ی ایتالیایی به فارسی و برعکس
  • TR مترجم ترکی ترجمه‌ی ترکی به فارسی و برعکس
  • AR مترجم عربی ترجمه‌ی عربی به فارسی و برعکس
  • RU مترجم روسی ترجمه‌ی روسی به فارسی و برعکس
تبدیل عدد به حروف

برای تبدیل عدد به حروف، عدد خود را در بخش دیکشنری بنویسید.

رفتن به دیکشنری
نرم‌افزارها
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
تنظیمات
ورود یا ثبت‌نام وارد شوید یا رایگان ثبت‌نام کنید و از امکانات کامل، از جمله مترجم متن استفاده کنید. خرید اشتراک
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
  • وبلاگ
پشتیبانی
  • پشتیبانی از طریق ایمیل
  • فست‌دیکشنری در اینستاگرام
  • فست‌دیکشنری در اکس
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۶ شهریور ۱۴۰۴

      Furrow

      ˈfɜːroʊ ˈfʌrəʊ

      معنی furrow | جمله با furrow

      noun adverb

      زمین یا مزرعه شخم‌زده، شیار، خط گود، شیاردار کردن، شیار زدن، شخم زدن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      اشتراک فست دیکشنری
      تغییر لحن با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · رسمی، آکادمیک یا عامیانه
      امتحان کن

      The furrows were ready for planting.

      شیارها برای کشت آماده شده بودند.

      the deep furrows of the old man's forehead

      خطوط ژرف پیشانی پیرمرد

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Truck wheels had cut furrows in the muddy field.

      چرخ‌های کامیون در دشت گل‌آلود شیار ایجاد کرده بود.

      Tractors furrowed the land in parallel lines.

      تراکتورها شیارهای موازی در زمین ایجاد می‌کردند.

      The forest was furrowed by the crashing airplane.

      هواپیمای در حال سقوط، جنگل را شیار انداخته بود.

      Every time there was talk of her sick child, her brow would become furrowed.

      هرگاه صحبت از طفل بیمارش می‌شد، پیشانی او چروکیده می‌شد.

      A face furrowed by old age.

      چهره‌ای که در اثر کهولت چروکیده شده بود.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد furrow

      1. noun ditch
        Synonyms:
        trench channel groove gutter dike rut hollow line seam fold ridge wrinkle crease corrugation fluting rabbet crinkle rivel ruck plica crow’s-foot rimple

      سوال‌های رایج furrow

      معنی furrow به فارسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی «furrow» در زبان فارسی به «شیار»، «خط» یا «چین» ترجمه می‌شود.

      این واژه بسته به بافت می‌تواند به شیارهای ایجادشده بر سطح زمین در کشاورزی، چین‌وچروک‌های صورت در واکنش‌های احساسی، یا حتی خطوط و شکاف‌های طبیعی در سطوح مختلف اشاره داشته باشد. ریشه‌ی این کلمه به انگلیسی باستان بازمی‌گردد و پیوندی عمیق با تاریخ کشاورزی و زندگی روستایی دارد، زیرا نخستین معنای آن دقیقاً به شیارهایی مربوط بود که کشاورزان با گاوآهن بر زمین ایجاد می‌کردند تا بذرها را در آن بکارند.

      در زمینه‌ی کشاورزی، «furrow» یکی از بنیادی‌ترین مفاهیم است. از دیرباز، کشاورزان برای کاشت بذر و آبیاری زمین نیاز داشتند خاک را به صورت ردیف‌هایی شیار دهند. این شیارها نه‌تنها به کاشت منظم کمک می‌کردند، بلکه جریان آب را نیز هدایت می‌کردند و موجب می‌شد محصول رشد بهتری داشته باشد. حتی در کشاورزی مدرن نیز مفهوم شیار اهمیت خود را از دست نداده و ماشین‌های پیشرفته کشاورزی همچنان برای شخم‌زدن و ایجاد furrow طراحی می‌شوند. بنابراین، این واژه در بستر کشاورزی نشانه‌ای از نظم، برنامه‌ریزی و مدیریت منابع طبیعی است.

      اما کاربرد این واژه تنها به کشاورزی محدود نیست. در زبان انگلیسی، «furrow» برای توصیف خطوط یا چین‌هایی که بر پیشانی یا صورت در اثر فکر عمیق، نگرانی یا احساسات شدید پدید می‌آید، نیز به کار می‌رود. وقتی گفته می‌شود کسی «furrowed his brow»، به معنای آن است که ابروهایش در اثر انقباض ماهیچه‌ها خط‌دار شده و این چین‌ها حالت ذهنی یا عاطفی او را آشکار کرده‌اند. این کاربرد استعاری و تصویری، پیوند زیبایی میان طبیعت بیرونی و حالات درونی انسان ایجاد می‌کند.

      از منظر ادبی و شاعرانه، «furrow» نمادی پرکاربرد است. نویسندگان و شاعران از این واژه برای توصیف گذر زمان، سختی‌های زندگی یا اثرات عمیق رویدادها بر جسم و روح انسان بهره گرفته‌اند. همان‌طور که زمین در اثر شیارها شکل می‌گیرد، زندگی انسان نیز در اثر تجربه‌ها، شادی‌ها و رنج‌ها خطوطی عمیق بر چهره و روح او به جا می‌گذارد. بنابراین furrow می‌تواند استعاره‌ای از اثرگذاری زمان و تجربه‌ها باشد، چه در طبیعت و چه در وجود انسان.

      «furrow» واژه‌ای است که میان جهان طبیعی، انسانی و هنری پلی می‌زند. از زمین‌های کشاورزی گرفته تا صورت‌های اندیشناک یا آثار ادبی، این کلمه همواره حامل معنای عمیق‌تری از خط، شکاف یا مسیر است. به همین دلیل، furrow را می‌توان نمادی از تأثیر نیروهای بیرونی و درونی دانست که بر زندگی و محیط می‌افتند و شکلی تازه پدید می‌آورند. هر شیار بر زمین یا چهره، حکایتی از تاریخ، تلاش یا احساس را روایت می‌کند.

      ارجاع به لغت furrow

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «furrow» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۹ آبان ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/furrow

      لغات نزدیک furrow

      • - furriery
      • - furring
      • - furrow
      • - furrowed
      • - furry
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟

      چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟

      تفاوت deflation و inflation چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      hemi hydr hydro nitro Sino- steno Very light tomentose tramroad thermometric southernwood snail darter skelton stone suf تحسین‌آمیز مهار کردن شیروخورشید کاستن جلوگیری کردن دیپلمات دیپلماتیک رونق سوسیالیسم سوسیال دموکرات فاشیسم مانده منتفی آفند آفندی
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.