آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

      Burrow

      ˈbɜːroʊ ˈbʌrəʊ

      گذشته‌ی ساده:

      burrowed

      شکل سوم:

      burrowed

      سوم‌شخص مفرد:

      burrows

      وجه وصفی حال:

      burrowing

      شکل جمع:

      burrows

      معنی burrow | جمله با burrow

      noun verb - intransitive adverb

      سوراخ زیرزمینی، نقب، پناهگاه، زیرزمین لانه کردن، (مجازاً) پنهان شدن، نقب زدن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      فست دیکشنری در ایکس

      The rabbit hid in its burrow.

      خرگوش در سوراخ خود پنهان شد.

      Some fish burrow into the mud at the bottom of the lake and lay eggs there.

      برخی ماهیان، گل ته دریاچه را سوراخ می‌کنند و در آن تخم می‌گذارند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Mice burrow underground.

      موش نقب می‌زند.

      To find the ring, she began burrowing under the books.

      برای پیدا‌کردن انگشتر شروع به گشتن زیر کتاب‌ها کرد.

      As I was cold, I burrowed deeper under the blanket.

      چون سردم بود بیشتر زیر پتو خزیدم.

      burrower

      کاوگر، نقب‌زن

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد burrow

      1. noun hole dug by animal
        Synonyms:
        shelter retreat den lair tunnel hovel couch
      1. verb dig a hole
        Synonyms:
        dig excavate hollow out scoop out delve tunnel undermine
        Antonyms:
        fill cover

      سوال‌های رایج burrow

      گذشته‌ی ساده burrow چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده burrow در زبان انگلیسی burrowed است.

      شکل سوم burrow چی میشه؟

      شکل سوم burrow در زبان انگلیسی burrowed است.

      شکل جمع burrow چی میشه؟

      شکل جمع burrow در زبان انگلیسی burrows است.

      وجه وصفی حال burrow چی میشه؟

      وجه وصفی حال burrow در زبان انگلیسی burrowing است.

      سوم‌شخص مفرد burrow چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد burrow در زبان انگلیسی burrows است.

      ارجاع به لغت burrow

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «burrow» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۵ فروردین ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/burrow

      لغات نزدیک burrow

      • - burrito
      • - burro
      • - burrow
      • - burrowing owl
      • - burry
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      needless to say negativity neptune tragically transactional tree-planting scheme trickiness troglodyte seize control selene self-assured self-doubt self-expression self-portrait self-respect کف دست کیسه‌ی صفرا کیف زنانه گرسنه گرفتگی عضله گیر افتادن گیره یواشکی یونان پادری عکاس داربست بندی در یک دو
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.