گذشتهی ساده:
dennedشکل سوم:
dennedوجه وصفی حال:
denningشکل جمع:
densانگلیسی آمریکایی اتاق، اتاق دنج، خلوتگاه (اتاقی برای فعالیتهای غیرکاری)
After lunch she goes to her den and studies or relaxes.
بعداز نهار به اتاق دنج خود میرود و مطالعه یا استراحت میکند.
The den is where he keeps his book collection.
او مجموعهی کتابهایش را در خلوتگاه خانه نگه میدارد.
The kids turned the den into a playroom.
بچهها اتاق را به اتاق بازی تبدیل کردند.
لانه، کنام، کمینگاه
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
a den of tigers and lions
کنام پلنگان و شیران
The mother fox returned to her den with food for her kits.
مادر روباه با غذا برای تولههایش به لانهاش برگشت.
انگلیسی بریتانیایی آلونک (فضای ساختهشده از مقوا و چوب که کودکان در آن بازی میکنند)
We spent the afternoon playing in the den behind the shed.
عصر را با بازی در آلونک پشت انبار گذراندیم.
During the storm the children hid in their cardboard den.
در طوفان بچهها در آلونک مقواییشان پنهان شدند.
Bring a pillow if you want to nap in the den.
اگر میخواهی در آلونک چرت بزنی، یک بالش بیاور.
مخفیگاه، پاتوق
Soon the house was turned into a den of thieves.
دیری نپایید که آن خانه به پاتوق دزدان تبدیل گشت.
The detective discovered the smugglers' den near the docks.
کارآگاه مخفیگاه قاچاقچیان را نزدیک اسکلهها کشف کرد.
در لانه زندگی کردن، لانه کردن، وارد لانه شدن
The fox denned under the old oak tree.
روباه زیر درخت بلوط قدیمی لانه کرد.
At dusk the vixen denned with her kits.
در غروب، مادر روباه با تولههایش به لانه رفت.
The otter denned among the reeds by the riverbank.
سمور در میان نیزارهای کنار ساحل رودخانه لانه کرد.
کشور دانمارک
شکل کامل: Denmark
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی کشور
Den won the match 2-1 against Sweden.
دانمارک با نتیجهی ۲ بر ۱ مقابل سوئد پیروز شد.
The flag of Den was raised at the ceremony.
پرچم دانمارک در مراسم به اهتزاز درآمد.
Artists from Den participated in the exhibition.
هنرمندان اهل دانمارک در نمایشگاه شرکت کردند.
آدم نیرومند یا سرشناسی را در محل قدرت خودش مورد حمله یا مخالفت و غیره قرار دادن
شکل جمع den در زبان انگلیسی dens است.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «den» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۴ مرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/den