آیکن بنر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

کوییز فوتبالی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۱ دی ۱۴۰۴

      Haunt

      hɒːnt hɔːnt

      گذشته‌ی ساده:

      haunted

      شکل سوم:

      haunted

      سوم‌شخص مفرد:

      haunts

      وجه وصفی حال:

      haunting

      شکل جمع:

      haunts

      معنی haunt | جمله با haunt

      verb - transitive B2

      آزار دادن، رنج دادن، ذهن را مشغول کردن، خاطر کسی را آزردن، پریشان کردن، باعث اضطراب شدن، باعث عذاب شدن

      The tragic accident haunted the survivors, making it hard for them to sleep at night.

      حادثه‌ی تراژیک بازماندگان را آزار می‌داد و باعث می‌شد شب‌ها نتوانند راحت بخوابند.

      Guilt over his past mistakes continued to haunt him every day.

      عذاب وجدان ناشی از اشتباهات گذشته‌اش هر روز او را رنج می‌داد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      The memory of her death still haunts me.

      خاطره‌ی مرگ او هنوز هم مداوم به مغزم خطور می‌کند.

      That terrible question haunted his heart.

      آن پرسش مهیب دائم به قلبش هجوم می‌آورد.

      Images of yellow and white flowers haunt the lines of his poetry.

      نماد گلهای زرد و سفید با خطوط اشعار او عجین شده است.

      verb - transitive B2

      ظاهر شدن، حضور یافتن (روح)

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      فست دیکشنری در اینستاگرام

      The river is said to be haunted by certain evil spirits.

      می‌گویند رودخانه میعادگاه ارواح خبیثه است.

      Legends say that the ghost of the sailor haunts the harbor at midnight.

      افسانه‌ها می‌گویند روح دریانورد، نیمه‌شب در بندرگاه ظاهر می‌شود.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      a haunted house

      خانه‌ی دارای ارواح

      He loved and haunted the theater.

      او تئاتر را دوست داشت و پیوسته به آن می‌رفت.

      The murderer haunted the scene of his crime.

      جانی مدام به محل جنایت خود سر می‌زد.

      Everywhere she went, lovers haunted that beautiful woman.

      آن زن زیبا هر کجا می‌رفت، عشاق دور او را می‌گرفتند.

      noun countable

      پاتوق، جای همیشگی (مکان همیشگی رفت‌وآمد)

      For a while, the library became his haunt.

      برای مدتی، کتابخانه‌ی دانشگاه پاتوق او بود.

      The café near the park is a popular haunt for students.

      کافه‌ی نزدیک پارک، پاتوق محبوب دانشجویان است.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      a haunt of tigers

      محل گردهمایی پلنگان

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد haunt

      1. noun place for socializing
        Synonyms:
        place gathering place hangout meeting place site locality rendezvous resort watering hole headquarters home abode dwelling living quarters bar retreat den habitat range stomping ground clubhouse niche lair cubbyhole purlieu trysting place
      1. verb visit as a spirit
        Synonyms:
        appear return reappear visit trouble annoy worry harass plague molest vex frighten infest obsess torment bedevil pester harrow besiege madden terrorize agitate disquiet prey on weigh on walk float hover manifest materialize rise intrude permeate pervade possess overrun agonize nettle appall hound rack spook recur stay with be ever present inhabit dwell voodoo
      1. verb spend a lot of time at
        Synonyms:
        visit frequent hang out hang around affect resort habituate repair hang about tarry at infest

      سوال‌های رایج haunt

      گذشته‌ی ساده haunt چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده haunt در زبان انگلیسی haunted است.

      شکل سوم haunt چی میشه؟

      شکل سوم haunt در زبان انگلیسی haunted است.

      شکل جمع haunt چی میشه؟

      شکل جمع haunt در زبان انگلیسی haunts است.

      وجه وصفی حال haunt چی میشه؟

      وجه وصفی حال haunt در زبان انگلیسی haunting است.

      سوم‌شخص مفرد haunt چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد haunt در زبان انگلیسی haunts است.

      ارجاع به لغت haunt

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «haunt» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۸ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/haunt

      لغات نزدیک haunt

      • - haunch
      • - haunch bone
      • - haunt
      • - haunted
      • - haunting
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      fund hang gliding burst into Pres vertical sore go to college, school, university board of directors vein wonder homogeneous tuple wedding surplus Dardanelles داستان‌نویس در صورت امکان در چه شرایطی درازنشست درختچه درد دل کردن دروغین دریاچه در حقیقت دست تکان دادن دست دادن دشت موز ونزوئلا نارون
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.