آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۳

      Annoy

      əˈnɔɪ əˈnɔɪ

      گذشته‌ی ساده:

      annoyed

      شکل سوم:

      annoyed

      سوم‌شخص مفرد:

      annoys

      وجه وصفی حال:

      annoying

      معنی annoy | جمله با annoy

      verb - transitive B1

      اذیت کردن، آزردن، آزار دادن، ایجاد مزاحمت کردن (برای کسی)، عصبانی کردن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      جای تبلیغ شما در فست دیکشنری

      Loud noise annoys me.

      صدای بلند مرا اذیت می‌کند.

      My little brother always tries to annoy me by hiding my belongings.

      برادر کوچکم همیشه سعی می‌کند با پنهان کردن وسایلم مرا آزار دهد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Please stop tapping your pen on the desk, it's starting to annoy everyone in the room.

      لطفاً از زدن خودکار روی میز خودداری کن، این کار دارد برای افراد حاضر در اتاق مزاحمت ایجاد می‌کند.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد annoy

      1. verb irritate, upset
        Synonyms:
        bother upset irritate disturb trouble vex worry pester provoke rile tease badger harass needle peeve nettle irk nag get madden displease distress perturb chafe gall ruffle exasperate bug bore plague worry ride agitate bedevil gnaw heat up abrade harry work on henpeck egg on tick off be at beleaguer make waves miff nudge push button burn up fire up be on the back of T-off hit where one lives ask for it turn off
        Antonyms:
        please aid soothe make happy

      سوال‌های رایج annoy

      گذشته‌ی ساده annoy چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده annoy در زبان انگلیسی annoyed است.

      شکل سوم annoy چی میشه؟

      شکل سوم annoy در زبان انگلیسی annoyed است.

      وجه وصفی حال annoy چی میشه؟

      وجه وصفی حال annoy در زبان انگلیسی annoying است.

      سوم‌شخص مفرد annoy چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد annoy در زبان انگلیسی annoys است.

      ارجاع به لغت annoy

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «annoy» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۹ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/annoy

      لغات نزدیک annoy

      • - announcement
      • - announcer
      • - annoy
      • - annoyance
      • - annoyed
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      folklore BDSM tower confused industry enclosure judo kismet lan lank lee li lie in lil linguistically آفریده از روی استحقاق آلبوم امانت دادن ای وای! بجنب! بسته بلا استفاده کردن به نوبت انجام دادن بهدانه به یاد ماندنی اشباع‌شده بو باید
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.