آیکن بنر

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

به‌روزرسانی کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
امکانات و اشتراک‌ها
ورود یا ثبت‌نام دیکشنری مترجم لغات من وبلاگ
دیکشنری مترجم لغات من
ابزارها
آخرین مطالب آموزشی مشاهده‌ی همه
چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟ تفاوت deflation و inflation چیست؟ تفاوت science و knowledge چیست؟
ابزارهای هوش مصنوعی
بهبود گرامر بازنویسی توسعه خلاصه تغییر لحن تبدیل آدرس تصحیح رایتینگ آیلتس تست تعیین سطح لغت
مترجم زبان‌های دیگر
  • EN مترجم انگلیسی ترجمه‌ی انگلیسی به فارسی و برعکس
  • DE مترجم آلمانی ترجمه‌ی آلمانی به فارسی و برعکس
  • FR مترجم فرانسوی ترجمه‌ی فرانسوی به فارسی و برعکس
  • ES مترجم اسپانیایی ترجمه‌ی اسپانیایی به فارسی و برعکس
  • IT مترجم ایتالیایی ترجمه‌ی ایتالیایی به فارسی و برعکس
  • TR مترجم ترکی ترجمه‌ی ترکی به فارسی و برعکس
  • AR مترجم عربی ترجمه‌ی عربی به فارسی و برعکس
  • RU مترجم روسی ترجمه‌ی روسی به فارسی و برعکس
تبدیل عدد به حروف

برای تبدیل عدد به حروف، عدد خود را در بخش دیکشنری بنویسید.

رفتن به دیکشنری
نرم‌افزارها
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
تنظیمات
ورود یا ثبت‌نام وارد شوید یا رایگان ثبت‌نام کنید و از امکانات کامل، از جمله مترجم متن استفاده کنید. خرید اشتراک
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
  • وبلاگ
پشتیبانی
  • پشتیبانی از طریق ایمیل
  • فست‌دیکشنری در اینستاگرام
  • فست‌دیکشنری در اکس
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

      Bore

      bɔːr bɔː

      گذشته‌ی ساده:

      bored

      شکل سوم:

      borne

      سوم‌شخص مفرد:

      bores

      وجه وصفی حال:

      bearing

      شکل جمع:

      bores

      معنی bore | جمله با bore

      noun verb - transitive verb - intransitive adverb

      خسته‌کننده

      تبدیل آدرس با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · آدرس فارسی به انگلیسی استاندارد
      امتحان کن
      noun verb - transitive verb - intransitive adverb

      گمانه، سوراخ، سوراخ کردن، سنبیدن، سفتن، نقب زدن، با مته تونل زدن (با through )، خسته کردن، موی دماغ کسی شدن، خسته شدن، منفذ، سوراخ، مته، وسیله سوراخ کردن، کالیبر تفنگ

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      ابزارهای هوش مصنوعی
      noun verb - transitive verb - intransitive adverb

      زمان گذشته ساده فعل Bear

      The new teacher is a bore.

      معلم تازه آدم خسته‌کننده‌ای است.

      His lecture bored me to death!

      نطق او حوصله‌ام را تا سر حد مرگ سر آورد!

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      It was a boring movie.

      فیلم بی‌مزه و خسته‌کننده‌ای بود.

      to bore a hole

      (با مته) سوراخ کردن، شکاویدن

      This large drill bore a well every two days.

      این مته‌ی بزرگ هر دو روز یک چاه حفر می‌کند.

      Soft metals bore easily.

      فلزات نرم را آسان می‌شود سوراخ کرد.

      a gun barrel with a large bore

      لوله‌ی تفنگ با قطر (نسبتاً) زیاد

      the bore of an artery

      قطر درونی یک شاهرگ

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد bore

      1. noun nuisance
        Synonyms:
        pain pest headache bother drag nag creep pill bummer a pain in the neck nuisance drip wet blanket flat tire yawn nudge downer tiresome person dull person bromide soporific wimp deadhead stuffed shirt
        Antonyms:
        pleasure charmer exciter
      1. verb drill hole
        Synonyms:
        pierce penetrate puncture drill perforate ream prick punch sink gouge out pit burrow tunnel mine riddle
      1. verb cause weariness, disinterest
        Synonyms:
        tire wear weary fatigue exhaust trouble bother annoy irritate vex pester afflict jade irk drag cloy burn out be tedious discomfort put to sleep send to sleep turn one off worry bend one’s ear talk one’s ear off
        Antonyms:
        excite interest please amuse charm

      لغات هم‌خانواده bore

      noun
      bore, boredom
      adjective
      bored, boring
      verb - transitive
      bore
      adverb
      boringly

      سوال‌های رایج bore

      گذشته‌ی ساده bore چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده bore در زبان انگلیسی bored است.

      شکل سوم bore چی میشه؟

      شکل سوم bore در زبان انگلیسی borne است.

      شکل جمع bore چی میشه؟

      شکل جمع bore در زبان انگلیسی bores است.

      وجه وصفی حال bore چی میشه؟

      وجه وصفی حال bore در زبان انگلیسی bearing است.

      سوم‌شخص مفرد bore چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد bore در زبان انگلیسی bores است.

      ارجاع به لغت bore

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «bore» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ آبان ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/bore

      لغات نزدیک bore

      • - borderline personality disorder
      • - bordure
      • - bore
      • - boreal
      • - boreal chickadee
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟

      تفاوت deflation و inflation چیست؟

      تفاوت science و knowledge چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      jack kilo l imido floral cross-platform I/O fire truck AFC observant dirty pool schizo pros and cons fault line encounter ریزتپه زنجیر کوچک زودآشنا ساگو ستهم شدن ستون‌پایه سعد اصغر سفته‌ی عندالمطالبه سلسله‌ی جبال سورئالیسم سوسکچه سیل برق‌آسا سیلیکازدگی شنودپذیر شکیبیدن
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.